622

۶۲۲ | خزانه خالی؟!

622

دولت‌های جدید پس از روی‌کار آمدن حق دارند وضعیت خود و میراثی که به آنها رسیده را برای مردم بیان کنند، کمااینکه چنین حقی برای دولتی که کار خود را به پایان رسانده نیز وجود دارد. اگر این اعلام وضعیت‌ها تابع ضوابط و قوانین مشخص باشد احتمالاً پیامدهای منفی کمتری خواهد داشت و اگر در این باره ضوابط و قوانینی وجود نداشته باشد و انصاف هم در میان نباشد و افراد بی‌اطلاع مغرض، جنجال‌آفرین و کینه‌ورز هم اجازه ورد به این بحث را داشته باشند، همه چیز درهم می‌شود و از حقیقتی که هر دو دولت حق عرضه و توصیف آن را دارند چیزی به افکار عمومی که مخاطب اصلی موضوع است منعکس نمی‌شود.
تعلل دولت گذشته در ماه‌های منتهی به سر آمدن دوره چهارساله‌اش در سروسامان دادن به حوزه اقتصاد تا حدودی موجب هرج ومرج و از هم گسیختگی این عرصه و سخت شدن تأمین معیشت عمومی شد. دولت جدید نیز خواسته و ناخواسته از همین منظر با جامعه وارد گفت‌وگو شد و خودش را در معرض نگاه مردم قرار داد. تکرار بحث «وضعیت بد اقتصادی» از زبان دولتمردان به انحای مختلف و ادامه آن تا رسیدن به موضوع «خالی بودن خزانه» که با ورود برخی رسانه‌های مشکل‌دار موضوع با خروج از چارچوب کارشناسی و امری مسئولیتی حال و هوای هیاهو و ژورنالیستی پیدا کرد، هشدارآمیز و قابل بررسی بیشتر شد. به نظر می‌رسد تکرار بحث «خالی بودن خزانه» و یا هر آنچه که آن را تداعی کند به ضرر دولت و نظام و به نفع دشمن است.
۱ ـ دولت؛ چنانچه دولت درباره «خالی بودن خزانه» یا هر معضل دیگر اقتصادی رأی و نظری دارد که لازم می‌داند، مردم باید از آن آگاه باشند مشروط بر آنکه حیطه‌ها رعایت شود و دشمن از آن سواستفاده نکند، باید در یک برنامه مشخص آن را با مردم در میان بگذارد و پرونده آن را برای همیشه ببندد. در غیر این صورت تکرار آن از زبان افراد دولتی برای دولت مشکل‌ ساز می‌شود و به وجهه آن در نزد مردم‌ آسیب می‌زند و رفته‌رفته مردم احساس می‌کنند دولت با نسبت دادن مشکلات اقتصادی به دولت گذشته درصدد اثبات خود است حال آنکه مردم انتظار دارند دولت با برنامه‌ها و ابتکارات خود، خودش را اثبات کند. رعایت نکردن این اصل و تکرار آنچه که این روزها مشاهده می‌شود، علت و دلیل دولت‌ (خالی بودن خزانه) را در نزد مردم به بهانه تبدیل می‌کند و به تدریج مردم آن را به پای «ضعف و ناتوانی» دولت می‌گذارند و حرف‌های حساب «دولت ضعیف» در نزد مردم بی‌‌اعتبار است و «بی‌اعتباری» دولت به معنای از دست دادن حمایت مردمی است که در وضعیت موجود دولت برای اجرای برنامه‌های اقتصادی‌اش به شدت نیازمند آن است.
۲ ـ نظام؛ هر واحد سیاسی که کشور شناخته شود دارای دو بخش مهم است یکی نظام سیاسی و دیگری دولت. نظام‌های سیاسی بر اساس ویژگی‌ها، قوت و ضعف مشخص دارند. دولت‌ها که بخش عینی و تبلوریافته نظام‌های سیاسی هستند با نظام خود تعامل دارند. بر اثر این تعامل، نظام‌ها دولت‌ها‌ی‌شان را تقویت و یا تضعیف می‌کنند و دولت‌ها هم می‌توانند نظام‌های‌شان را تقویت و تضعیف کنند؛ از این رو دولتمردان توجه داشته باشند آثار ورود به عرصه‌ای که توان ایجاد نظر پایدار و اقناع مطمئن را ندارد و برعکس خطرآفرین است و دیدگاه افکار عمومی را به ضرر آنها تغییر می‌دهد به توانمندی‌های نظام هم آسیب می‌زند و ناخواسته همگان را در تضعیف نظام سهیم می‌کند.
۳ـ دشمن؛ محور فشار دشمن بر نظام اسلامی در حال حاضر اقتصاد است بنابراین باید از هر رفتاری که به دیدگاه و عمل دشمن کمک می‌کند پرهیز کرد و بعضی از دردها را اگر وجود دارد بدون ابراز و فریاد تحمل کرد تا اراده دشمن تضعیف شود و حقایق در زمان خود آشکار گردد. ان‌شاء‌الله
جواد رضایی

دریافت نسخه پی دی اف
دریلفات نسخه متنی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>