۶۱۵| نظام تعهد ‌می‌خواهد نه تکذیب

0
154

615
حکومت‌ها بر اساس تجربه، از گذشته‌های دور متوجه شده بودند که بعضی اوقات بخشی از منافع آنها در خارج از جغرافیای حکومت‌شان تأمین می‌شود. چنین تجربه‌ای با شکل‌گیری دولت‌های جدید در غرب آنچنان تقویت شد که هر دولتی به دنبال راهی برای افزایش منافع در خارج از مرزهایش برآمد. گسترش و رشد این تفکر با تغییر و تحول در مناسبات جهانی، شکل جدیدی از مناسبات را در روابط بین‌الملل پدید آورد. پس از رسمیت یافتن این تفکر در نظام بین‌الملل، بحث بر سر چگونگی توسعه حوزه نفوذ و حفظ آن در مراکز علمی سیاسی کشورها بالا گرفت و خبرگان و کارآمدان هر کشوری به اقتضای وضعیت کشورشان به اصولی دست‌ یافتند که بعضاً جزو یافته‌های مشترک در سایر کشورها بود. یکی از این اصول مشترک و راهگشا «انسجام و وحدت درونی و وحدت در اعلام موضع بیرونی» است. این اصل با اینکه به خودی خود و در وضعیت عادی بسیار اهمیت دارد، اما در پاره‌ای اوقات اهمیت ویژه پیدا می‌کند. یکی از این اوقات زمانی است که در وضعیت بحرانی، باید منافع بیرونی کشور را در محیط بحران‌زده حفظ کرد. مانند روابط ایران و سوریه و آنچه که این روزها ناجوانمردانه و با اتهام کذب بر سوریه روا داشته شده است.
جایگاه سوریه در راهبرد کلان منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران برای همگان و به ویژه آگاهان و فعالان عرصه سیاست در داخل و خارج از کشور کاملاً روشن است. حضور رژیم جعلی صهیونیستی در منطقه و حمایت بدون قید و شرط آمریکا از موجودیت و جنایت‌های این رژیم و تهدید این رژیم برای ایران، حزب‌الله، فلسطین و سوریه و نیز وجود واقعیتی به نام «محور مقاومت» و قرار داشتن سوریه در خط مقدم این محور، امری مشهود و واقعی است. با نگاهی دقیق‌تر به عرصه این واقعیت، واقعیت‌ دیگری مشاهده می‌شود، اینکه ایران در منطقه تحت سیطره محور مقاومت منافع بسیار مهم و ارزشمندی دارد که تهدید این منطقه که سوریه در کانون آن قرار دارد، به معنای تهدید منافع ایران است. بنابراین ایران در گام اول برای حفظ منافع و پس از آن در مقوله‌ای بسیار مهم‌تر برای حفظ امنیت خودش باید در رفع تهدید علیه این منطقه تلاش کند تا خسارات و آسیب‌های آن را به حداقل برساند، همانگونه که طی دو سال‌ونیم گذشته عمل کرده، اما در حال حاضر و با پیچیده‌تر شدن وضعیت و تهدید سوریه به حمله نظامی به بازبینی سیاست چگونگی مواجهه با وضعیت جدید نیاز است. «انسجام و وحدت درونی و وحدت در اعلام مواضع بیرونی» در صدر این سیاست قرار دارد که متأسفانه این روزها خلاف آن مشاهده می‌شود تا آنجا که در رسانه‌ها به نقل از افرادی درباره مسائل سوریه چیزهایی شایع شده که نه‌تنها در راستای این سیاست خردمندانه و منطقی نیست که دستاویز سوءاستفاده دشمنان و باعث به خطر افتادن منافع ایران شده است. تا آنجا که «گاردین» روزنامه معروف و پرشمارگان انگلیس برای پرداختن به وضعیت بحرانی سوریه و مسائل درونی ایران درباره این وضعیت، عنوان بسیار معنادار «اختلاف عمل‌گرایان و تندروها در ایران بر سر بحران سوریه» را انتخاب می‌کند و در متن آن به نقل یکی از همین مواضع نسنجیده و مغایر با منافع ملی می‌پردازد. تأیید و تکذیب اینگونه مواضع پس از نقل و شیوع آن به هیچ کار نظام نمی‌آید و هیچ چیز را جبران نمی‌کند و در بعضی موارد نیز بیشتر موجب کش‌دار شدن می‌شود. در بین کسانی که مواضع مغایر با سیاست‌های راهبردی خارجی نظام اتخاذ کرده‌اند چهره‌هایی دیده می‌شوند که اطلاعات لازم از مسائل را دارند از این رو مواضع این افراد و سپس تکذیب مبهم آن که خود جای پرسش دارد، افراد هوشیارتر و پخته‌تر را قانع نمی‌کند و آنها را به این اندیشه فرو می‌برد که در پس این موضع‌گیری‌ها چه نهفته و صاحبان آن دنبال چه هستند. یقیناً این پرسش پرسشگران بدون پاسخ نیست!

رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید