گروگان‌گیری دولت با ابزار بودجه!

0
260

ارائه لایحه بودجه سال آینده در آذرماه یکی از آن اتفاقاتی است که هر ساله شاهد آن هستیم. بر این اساس دولت و مجلس در تعاملی سعی می‌کنند با تدوین و تصویب بودجه سال آینده، تصویری از فردای اقتصاد کشور را ترسیم کنند. واقعیت این است که بودجه کشور نیازمند اصلاحات جدی است، آنقدر جدی که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها خواستار اصلاح ساختاری آن شده‎اند؛ اما تا کنون در مقام عمل خبری از اصلاح واقعی بودجه نبوده است. «بیژن عبدی» اقتصاددان و استاد دانشگاه در این زمینه به صبح صادق می‌گوید باید چه مواردی در اصلاحات بودجه‌ای لحاظ شود. این کارشناس اقتصادی معتقد است: «دولت باید پاسخ منطقی به موضوع اصلاح ساختاری بودجه داشته باشد؛ یعنی مشخص کند چگونه و با چه ابزارهایی می‌خواهد اصل مهم اصلاح نظام مالیاتی را که در اصلاح نظام بودجه بسیار تأثیرگذار است، نهادینه کند؟ شفاف‎سازی درآمدها و هزینه‎ها به خصوص درباره شرکت‏های دولتی قرار است چگونه انجام شود؟» متن کامل این گفت‌وگو در ذیل می‎آید:

به نظرتان مهم‎ترین دلیل به تعویق افتادن اصلاحات ساختاری در نظام بودجه‎ریزی کشور چیست؟
بحث اصلاح بودجه سال‌هاست که میان دولت و مجلس مطرح است؛ اگر چه صحبت‌های زیادی درباره جابه‌جایی برخی ردیف‏ها و کدهای بودجه یا هزینه کردهای دولت و ایجاد تغییراتی در مالیات شرکت‏های دولتی و… شده است؛ اما به نظر می‎رسد دولت اراده‎ای برای اصلاح ساختاری بودجه ندارد. اینکه رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس می‎گوید مجلس چیزی حدود 5 تا 10 درصد امکان اصلاح ساختاری لایحه بودجه را دارد، ناشی از نبود اراده و تمایل دولت برای ایجاد اصلاحات لازم در تدوین بودجه ارائه شده به مجلس است. حتی اگر دولت هم اراده‏ای برای اجرای اصلاحات ساختاری در بودجه داشته باشد، اصلاح بودجه نیازمند یک برنامه مدون است. برنامه‎ای که فرآیندها و سازوکار‏های آن به درستی مشخص شده باشد؛ یعنی مشخص باشد اصلاح بودجه باید از کجا شروع شود و چه مواردی باید در بودجه اصلاح شود؟ اینها همه موضوعاتی است که دولت باید تعیین کرده و مجلس با وضع یا اصلاح قوانین ریل‏گذاری‎های لازم را برای آن آماده کند.

دست مجلس برای اصلاح بودجه چقدر باز است؟
مجلس طبق قانون برای اصلاح بودجه می‎تواند از دو مسیر ورود کرده و نقش‏آفرینی کند. هم می‏تواند ریل‏گذاری مناسبی پیش روی مسیر اصلاحی بودجه قرار دهد، هم اینکه بر اجرای درست آن از سوی دولت نظارت کند. فرآیندی که مجلس در آن نقش دارد، یعنی مسیری که به صورت عادی دولت لایحه بودجه را به مجلس می‎فرستد و بعد در مجلس چکش‌کاری می‏شود تا به قانون تبدیل و سپس ابلاغ شود، فرآیند مهمی است. در این فرآیند دولت و مجلس باید هر دو پای کار باشند و نمی‏توان فقط از مجلس انتظار داشت که بتواند به تنهایی این کار را انجام دهد. وقتی در بسیاری از موارد دولت اقدامی نمی‏کند یا اگر مجلس اقدامی کند، دولت به سرعت معترض می‏شود یا حتی اگر تغییراتی از سوی مجلس در بودجه اعمال شود دولت تمایلی به اجرای آن ندارد، واقعاً چگونه می‏توان انتظار داشت بودجه کشور اصلاحات جدی داشته باشد.

به نظرتان مجلس به درستی بر عملکرد بودجه‏ای دولت نظارت نمی‌کند؟
بحث نظارت بر عملکرد بودجه‌ای دولت مسئله‌ای بسیار جدی است؛ اما برای نظارت باید ابزارهای لازم موجود باشد. در حال حاضر، تنها ابزاری که مجلس در اختیار دارد استیضاح دولتی‎هاست که متأسفانه این موضوع هم به یک ابزار سیاسی تبدیل شده و منتقدان به سرعت با آن برخورد می‎کنند؛ یعنی به گونه‎ای با موضوع روبه‎رو می‎شوند که عملاً مجلس نتواند از این ابزار به درستی و طبق قانون استفاده کند. به هر حال وقتی در عملکرد بودجه تخلفی صورت بگیرد، یعنی فساد محرزی وجود داشته باشد، قوه قضائیه به موضوع ورود می‎کند که بحث این موضوع جدای از کار مجلس است؛ اما مسئله اصلی این است که باید جلوی موضوعات و مواردی که منجر به هر گونه قانون‏گریزی بودجه‌ای از سوی دولتی‏ها می‏شود، به نوعی سد ایجاد کرده و مانع دولت شد. به هر حال دولت آخرین لایحه بودجه خود را بدون اینکه اصلاحات چندانی در آن صورت داده باشد، تقدیم مجلس کرد و بار دیگر به مردم نشان داد امید چندانی به دولت نیست. به هر حال باید صبر کنیم تا عمر دولت به سر بیاید و با دولت بعدی تلاش کنیم خسارت‎هایی را که این دولت وارد کرده، تا حد زیادی مرتفع کنیم.

مهم‌ترین وظیفه دولت آینده برای اصلاح ساختاری بودجه چیست؟
به هر حال دولت بعدی هر دولتی که باشد، برای اصلاح ساختار بودجه باید پیشگام شود. همانطور که رهبر معظم انقلاب خواسته‎اند باید پاسخ منطقی به اصلاحات ساختاری بودجه داشته باشد؛ یعنی مشخص کند که چگونه و با چه ابزارهایی می‌خواهد اصل مهم اصلاح نظام مالیاتی را که در اصلاح نظام بودجه بسیار تأثیرگذار است، نهادینه کند؟ شفاف‎سازی درآمدها چگونه انجام می‎شود؟ اصلاحات مدنظر در شفاف‎سازی بودجه شرکت‎های دولتی از کجا و چگونه آغاز می‌شود؟ قرار است نظام بانکی چگونه اصلاح شود؟ اینها یک به یک باید توضیح داده شوند و از کارشناسان و استادان خبره اقتصادی کمک گرفته شود تا بتوان اصلاحاتی اساسی در بودجه صورت داد.

در حال حاضر مهم‌ترین نقطه ضعف بودجه را چه می‌دانید؟
یکی از مواردی که متأسفانه در هفت سال گذشته در عملکرد دولت دیدیم، این بود که دولت با استفاده از بودجه، قصد داشت تمام قوای کشور را که به موازات و هم ردیف دولت هستند، تحت کنترل و هدایت خود در بیاورد و تا حدود زیادی هم موفق به انجام این کار شد؛ یعنی گاهی شاهد بودیم دولت در پرداخت بودجه مجلس، قوه قضائیه، سازمان صدا و سیما و… مسائلی را ایجاد کرد یا بودجه‌ها را به موقع پرداخت نکرد و افزایش نداد. اینها مواردی است که باید در بودجه کنترل شود تا دولت‌ها با استفاده از چنین ابزارهایی نتوانند نهادها یا قوای دیگر را تحت فشار قرار دهند. جالب است دولت که بودجه دستگاه‌های دیگر را می‌پردازد و اصلاً بودجه آنها به خواست و اعمال سلیقه دولت وابسته است، هر زمان که در مدیریت کشور ناتوان بوده، به مظلوم‌نمایی رو می‌آورد که سایر دستگاه‎ها و قوا اجازه کار به من نمی‌دهند؛ در حالی که این حرف‎ها فرار رو به جلو و مقصرتراشی برای توجیه عملکرد غلط اقتصادی خود بوده است. به نظر می‎رسد دولت باید در محدود کردن بودجه نهادهای دیگر خیلی اختیار عمل نداشته باشد؛ چرا که واقعاً قوه قضائیه قوه مستقلی است یا مجلس و شورای نگهبان قوا و نهادهای مستقلی هستند؛ اما متأسفانه دولت می‌تواند بودجه این نهادها را در برخی بزنگاه‎ها به گروگان بگیرد؛ لذا به نظر می‌رسد این موارد هم باید جزء موضوعات اصلاحی در بودجه باشد؛ به این معنا که تکلیف بودجه این نهادها مشخص بوده و اختیار کامل آن به دست دولت نباشد.

چه راهکارها و مسائلی باید در اصلاح ساختاری بودجه گنجانده می‌شد که نشده است؟
به هر حال انتظار می‎رود بودجه براساس برنامه‌های توسعه‌ای کشور مانند برنامه‌های پنج ساله توسعه بسته شود. ما همیشه برنامه‌های توسعه‌ای مصوبی داریم که زیبا نوشته می‌شوند؛ اما زیبا و به درستی محقق نمی‎شوند. هر چند برنامه‌ها زیبا نوشته شده، اما چون منطقی تعریف نشده و در آن مشخص نشده که اقدامات از کجا آغاز می‌شود و در کجا به پایان می‌رسد، همین موضوع تحقق این برنامه‌ها را دور و بعید کرده است. برای نمونه، در این برنامه‌ها از خودکفایی صحبت شده است، اما معنای خودکفایی تعریف نشده که برای نمونه خودکفایی در صنعت نفت به چه معناست؟ خودکفایی در صنایع کلیدی و سایر صنایع یعنی چه؟ یا مثلاً دولت هیچ گاه آمار درستی ارائه نداده که اقتصاد ما الآن چند درصد خودکفاست؟ چند درصد خودکفا نیست؟ برای نمونه، اگر 20 درصد قطعات مورد نیاز را در داخل می‌سازیم و 80 درصد را وارد می‌کنیم، چگونه براساس برنامه قابل اجرا در ده سال آینده میزان تولید داخل به مراتب نسبت به میزان ده سال پیش بیشتر شده باشد؟ برای این منظور، می‌توان خدماتی که به واحدهای تولیدی داده می‌شود، معافیت‌ها ‌یا میزان مالیاتی که از این واحدها گرفته می‌شود و تسهیلاتی که به واحدهای تولیدی داده می‌شود، به طور دقیق و با جزئیات مشخص شود. اگر این موارد در بودجه مشخص شود و اصلاحات عنوان شده در آن صورت گیرد، می‌توان به بستن بودجه‌های عملیاتی و کاربردی امیدوار بود که اقتصاد را از گرداب بحران‌هایی که در آن دست و پا می‌زند نجات دهد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید