گام‌ سوم را محکم‌ برمی‌داریم

تأملی بر بازی پارادوکسیکال کاخ الیزه

0
1089

اصرار فرانسه و دو عضو دیگر تروئیکای اروپایی(آلمان و انگلیس) در مورد چینش دوباره میز مذاکرات میان ایران و ایالات متحده آمریکا(دولت ترامپ) ادامه دارد. نشست اعضای گروه هفت در شهر «بیاریتز» فرانسه، نقطه آشکار فعالیت‌های خاص «امانوئل مکرون» در این خصوص محسوب می‌شود. با این حال پرسش اصلی اینجاست که آیا فرانسه می‌تواند اساساً نقش واسطه‌گر را در این معادله ایفا کند؟ آیا سوابق فرانسوی‌ها جایی برای اعتماد به پاریس در عرصه پیش‌رو باقی خواهد گذاشت؟

دیوار بلند بی‌اعتمادی و تغییر زمین بازی
مروری بر تحولاتی که از سال 2017 میلادی(زمان حضور ترامپ در کاخ سفید) تاکنون صورت گرفته است، قاعدتاً نباید جایی برای اعتماد به فرانسوی‌ها را در دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان باز کند. سال 2017 میلادی، نقطه آشکارساز پیوستگی راهبردی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران محسوب می‌شود. در آن زمان، «ترزا می»، نخست‌وزیر انگلیس و امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه نقش محوری و پررنگی در تعریف این نقشه مشترک ایفا کردند.
«برجام دفرمه شده»، «حفظ تعهدات هسته‌‌ای ایران»، «خروج آمریکا از برجام»، «مهار قدرت موشکی ایران» و «متزلزل کردن قدرت منطقه‌ای ایران» اجزا و قطعات کلان جورچین راهبردی مشترک آمریکا و اروپا علیه کشورمان را تشکیل داده و می‌دهند. تاکتیک‌های مقطعی و اخم و لبخندهای مقامات اروپایی و تأخیر هدفمند سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه در راه‌اندازی سازوکار مالی ویژه(اینستکس) نیز اجزای کوچک این جورچین را تشکیل می‌دهند. لبخند اخیر مقامات فرانسوی به ایران نیز در همین راستا قابل محاسبه و تعریف است.
در ماورای ظاهرسازی‌های امانوئل مکرون، ما با منظومه پیچیده‌ای روبه‌رو هستیم که بر اساس یک «نگرش سیستمی ساخته شده و در ذیل آن نیز میان ایالات متحده آمریکا و تروئیکای اروپایی، نوعی تقسیم وظیفه پنهان(و در مواردی آشکار) صورت گرفته است. بدیهی است انهدام جورچین راهبردی مشترک ضد ایرانی آمریکا و اروپا، مرهون اتخاذ رویکرد قاطعانه و هوشمندانه ما در مواجهه با این منظومه خواهد بود. اقدام اخیر جمهوری اسلامی ایران در کاهش تعهدات برجامی خود، مقدمه‌ای برای اتخاذ راهبرد هوشمندانه «تغییر زمین بازی» در مواجهه با بدعهدی آمریکا و انفعال اروپاست. «تغییر زمین بازی» از سوی ایران، مترادف با انهدام جورچین راهبردی مشترک آتلانتیکی‌ها علیه کشورمان خواهد بود. بی دلیل نیست که مقامات فرانسوی و دیگر مقامات اروپایی، سعی دارند با طرح موضوعاتی مانند «فریز در برابر فریز»، مانع از تحقق راهبردی «تغییر زمین بازی» از سوی کشورمان شوند. در اینجا، متوجه ارزش راهبردی «اصرار ایران بر کاهش تعهدات برجامی» خود خواهیم شد.

بازي تاکتيکي و هدف راهبردي
هم اکنون زمان صورت‌بندی بازی مشترک فرانسه و آمریکا در قبال ایران است. پاریس سعی دارد با طرح دوباره موضوع فریز در برابر فریز، مذاکرات جدید مستقیم یا غیرمستقیم میان ایران و آمریکا را کلید بزند. بر اساس طرح فرانسوی‌ها (که طرح مدنظر ترامپ است) ایران در ازای تمدید موقت معافیت‌های نفتی خود، باید همه گام‌های برجامی برداشته شده را متوقف و مذاکرات جدید را (با حضور مستقیم آمریکا و یا با پذیرش نقش نیابتی اروپا به نمایندگی از کاخ سفید) آغاز کند. صورت‌بندي معادلات جاري در حوزه سياست خارجي کشورمان بسيار ساده است! ايالات متحده آمريکا به عنوان بازيگري طغيانگر، از توافق برجام خارج شده و درصدد تحميل توافق جديدي به کشورمان است. با اين حال استقامت هوشمندانه جمهوري اسلامي ايران در برابر تحريم‌هاي يک‌جانبه واشنگتن و کاهش محبوبيت دونالد ترامپ در نظرسنجي‌هاي عمومي و ايالتي آمريکا سبب شده است تا گارد رئيس‌جمهور آمريکا در اين خصوص بازتر شود. در این میان، «مايک پمپئو» ديگر سخني از شروط دوازده‌گانه مضحکانه خود به ميان نمي‌آورد و بولتون نيز نگران قرباني شدن خود از سوي ترامپ براي جلب آراي بيشتر مردمي در انتخابات است. کمي آن طرف‌تر، امانوئل مكرون رئيس‌جمهور فرانسه که به نيابت از ترامپ براي نخستين بار در سال ۲۰۱۷ ميلادي(قبل از خروج واشنگتن از برجام) بر لزوم تحديد توان موشکي ايران و اعمال محدوديت‌هاي فرا زماني در برجام تأکيد کرده بود، هم اکنون ژست يک ميانجي و بازيگر سوم را در صحنه منازعه گرفته و به کمک بازوان تبليغاتي و رسانه‌اي در غرب، خود را بازيگري مصمم و فداکار نشان مي‌دهد! به نظر مي‌رسد در اين معادله، بايد نسبت ميان بازي تاکتيکي و هدف راهبردي واشنگتن و تروئيکاي اروپايي مشخص شود. هدف راهبردي غرب در اين منازعه، مهار ايران قدرتمند از طريق دفرمه کردن يا حتي حذف راهبرد‌ها و اصول ثابت سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است.

گام‌های ایران
پرسش اصلی اینجاست که در مواجهه با اقدامات پاریس، دستگاه دیپلماسی باید چه گام‌هایی را به صورت عملی بردارد؟ هم اکنون زمان آن رسيده است تا دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي کشورمان ضمن تشريح اين بازي مشترک براي افکار عمومي ايران و دنيا، زمين بازي ترسيم شده از سوي ترامپ و تروئيکاي اروپايي را تغيير دهد! در اين راستا، سه راهکار اجرايي و عملياتي مهم قابل تصور است:
ـ نخست: اصرار بر کاهش تعهدات برجامي ايران و عدول نکردن از گام‌هاي برداشته شده تا زمان بازگشت رسمي آمريکا به توافق هسته‌اي يا تأمين کامل منافع اقتصادي جمهوري اسلامي از طريق اعضاي باقيمانده در برجام.
ـ دوم: شفاف‌سازي صورت مسئله براي افکار عمومي از طريق تأکيد بر کنش اوليه آمريکا مبني بر خروج از برجام و بي‌تعهدي مقامات اروپايي در حفظ منافع ايران در برجام.
ـ سوم: تأکيد بر اينکه زمينه‌چيني آمريکا و تروئيکاي اروپايي مبني بر شکل‌گيري توافق جديد، به ویژه توافقي که در برگيرنده خواسته‌هاي غرب مبني بر تحديد توان موشکي و منطقه‌اي ايران باشد، محلي از اعراب ندارد. بديهي است تمامي ظرفيت‌هاي ديپلماسي رسمي، ديپلماسي عمومي و حتي ديپلماسي پنهان کشورمان بايد در مسير تحقق اين موارد هدايت شود. در غير اين صورت، شاهد فاجعه‌اي به نام معامله تاکتيک‌هاي غرب با راهبرد‌های جمهوري اسلامي خواهيم بود؛ آن هم درست در شرايطي که استيصال و ناتواني کاخ سفيد در معاملات منطقه و نظام بين‌الملل به نقطه اوج خود رسيده است.

تنزل جایگاه الیزه
مروری بر اظهارات امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه در 18 خرداد ماه سال جاری و در کنفرانس مشترک با ترامپ می‌تواند حکم باطل‌السحر تلاش‌های وقیحانه رئیس‌جمهور فرانسه برای بزک کردن چهره خود نزد افکار عمومی ایران و جهان را داشته باشد: «فکر می‌کنم ما قطعاً اهداف یکسانی در قبال ایران داریم. چه کار‌هایی مد نظرمان است که انجام دهیم؟ اول می‌خواهیم مطمئن شویم آنها به سلاح هسته‌ای دست پیدا نمی‌کنند. منظورم این است تا سال ۲۰۲۵ ابزاری در اختیار داریم، می‌خواهیم از آن فراتر برویم و به اطمینان کامل در دراز مدت دست پیدا کنیم. دوم می‌خواهیم فعالیت آنها در زمینه موشک‌های بالستیک را کاهش دهیم. سوم می‌خواهیم فعالیت منطقه‌ای آنها را مهار کنیم. هدف چهارم ما نیز برقراری صلح در منطقه است»!
مکرون در حالی از صلح در منطقه سخن می‌گوید که دولت فرانسه در کنار دولت‌های آمریکا و انگلیس، «تروئیکای ترور و خشونت» در منطقه غرب آسیا را تشکیل داده و با حمایت از تروریسم تکفیری، درصدد تزریق بحران‌های امنیتی مزمن در جهان اسلام است. خروج سیاستمداران باتجربه‌تری مانند «ژاک شیراک» و «دوویلپن» از صحنه سیاست فرانسه و حضور افرادی مانند سارکوزی، اولاند و ماکرون، پاریس را به «مهره‌ای سوخته» در جهان امروز تبدیل کرده است. بازی کاخ الیزه در زمین واشنگتن و تل‌آویو، خصوصاً طی یک دهه اخیر سبب شده است تا فرانسه دیگر یک «بازیگر تعیین‌کننده» و «مستقل» در معادلات بین‌المللی محسوب نشود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید