از نادر طالب‌زاده به منزله چهره تراز رسانه‌ای انقلاب اسلامی یاد می‌شود؛ اما چرا طالب‌زاده، یک الگو و «تراز» در حوزه رسانه‌ به شمار می‌آید؟ دوری از خودنمایی و اخلاص، شناخت عمیق توأمان از غرب و انقلاب، کنش‌مند بودن در مواجهه با نیازها، چالش‌ها و مسائل روز جامعه، جریان‌سازی و مؤسس بودن و برخورداری از افق دید منطقه‌ای و جهانی ازجمله عواملی هستند که مرحوم طالب‌زاده را به چهره‌ای نادر در عرصه رسانه کشورمان تبدیل کردند.
طالب‌زاده هم مانند همکار و دوست قدیمی‌اش شهید سیدمرتضی آوینی، حاصل یک راه طی شده در مسیر غرب، اما به مقصد میدان انقلاب بود. به همین دلیل بی‌ربط نیست که این دو پس از رحلت در جوار هم آرمیده‌اند! با این تفاوت که آوینی در حوزه فلسفه و اندیشه، غرب را تا انتها پیمود و در نهایت به مکتب امام خمینی(ره) رسید و طالب‌زاده سال‌ها در غرب آمریکایی زندگی کرد و سیستم اجتماعی و سیاسی و رسانه‌ای غرب را تجربه کرد. هر دو از ظاهر غرب گذشته و باطن آن را درک کرده بودند و هر دو نیز انقلاب اسلامی را به عنوان مأمن انسان حق طلب و آزاده، کشف و درک کرده بودند. شناخت این دو از ارزش‌ها و اهمیت انقلاب در حدی بود که حاضر شدند به خیلی از مواهب و جذابیت‌های کاذب غرب و غربزدگی پشت پا بزنند. آوینی به جای برج عاج روشنفکری، جهاد در راه انقلاب و پرسه زدن در دوکوهه و فکه و در نهایت شهادت در این راه را برگزید و طالب‌زاده هم که در خانواده‌ای مرفه متولد شده بود و با اینکه در آمریکا زندگی می‌کرد و آنجا فیلم‌سازی می‌خواند و می‌توانست در هالیوود شاغل شود و زندگی مرفهی بسازد؛ اما عشق را در ایران انقلابی و موفقیت را در جهاد برای انقلاب و ثبت حماسه‌های پرخون فرزندان این سرزمین یافت. مجموعه مستند «ساعت 25» یکی از نشانه‌های شناخت عمیق طالب‌زاده از آمریکا بود. مستندی که برای اولین بار فروپاشی آمریکا در آینده نه چندان دور را پیش‌بینی کرده بود.
طالب‌زاده هم مانند آوینی از حوزه نظر و نظریه‌پردازی عبور کردند و به طور عملی و در میدان جهاد و مبارزه در پی به خدمت گرفتن سینما و رسانه برای آرمان‌های انقلاب اسلامی بودند. هر دو از فیلم مستند شروع کردند و به همت ایشان، اسناد تصویری ارزشمندی از حوزه‌های گوناگون جهاد و مقاومت ثبت شد؛ راهی که با مجموعه مستند «خنجر و شقایق» به فرامرزها گسترده شد. این مجموعه مستند که به جنگ بوسنی می‌پردازد، حاصل همکاری مشترک آوینی و طالب‌زاده بود.
راهی که این دو در تلویزیون و به ویژه در مجموعه روایت فتح باز کردند، موجب شد تا خیل گسترده‌ای از جوانان با سلاح دوربین در آن گام بگذارند. بسیاری از فعالان مستند بحران، تحت تأثیر این دو و به ویژه با حمایت یا تحت آموزش نادر طالب‌زاده امروز به چهره‌های قابل اتکایی در حوزه مستند بحران تبدیل شده‌اند. جریان تربیت فیلم‌ساز و مستندساز از سوی طالب‌زاده نیز به داخل کشور محدود نماند و وی در میان نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی در لبنان نیز شاگردانی دارد. همچنان که پس از رحلتش، گروهی با عنوان «هنرجویان طالب‌زاده در لبنان» در سوگ وی پیامی را صادر کردند.
سیدمرتضی آوینی در سال 1372 به شهادت رسید، اما همکارش طالب‌زاده به سایر عرصه‌ها هم ورود کرد؛ ازجمله تولید فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی. مجموعه تلویزیونی «بشارت منجی» که یک نسخه سینمایی هم با عنوان «مسیح» از آن برگرفته شد، تجربه طالب‌زاده در حوزه درام بود. سریال «بشارت منجی» روایتی جدید از زندگی حضرت مسیح بود که با نگاهی جهادی در جهت تقریب ادیان اسلام و مسیحیت تولید شد.
برنامه‌سازی برای تلویزیون هم از دیگر تجربیات ویژه طالب‌زاده در فرآوری برنامه‌ای گفت‌وگو محور با موضوعات انقلابی است. یکی از مهم‌ترین این برنامه‌ها «راز» بود که شب‌های ماه رمضان اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 با اجرای طالب‌زاده روی آنتن می‌رفت. برنامه‌ای که با حضور چهره‌های نخبه و اندیشمند به جریان‌های فرهنگی، سیاسی، علمی و اجتماعی مرتبط با جنگ نرم اختصاص داشت. این برنامه به دلیل حضور چهره‌های با دانش و همچنین طرح موضوعات کمتر پرداخته شده در رسانه‌ها، خیلی زود جایگاه ویژه‌ای یافت و با اینکه یک برنامه گفت‌وگومحور سیاسی به شمار می‌آمد؛ اما مخاطب قابل توجهی را جذب کرد. طالب‌زاده در سال‌های بعد، برنامه «عصر» را روی آنتن برد که ساختار و موضوعات آن به نوعی در ادامه برنامه «راز» بود.
نادر طالب‌زاده در سال‌های اخیر، به ویژه از زمانی که درگیر بیماری شد بیشتر از آنکه خودش فیلم و برنامه بسازد، باعث و بانی آثار و حرکت‌های فرهنگی بزرگ بود. وی یکی از بنیان‌گذاران شبکه افق سیما بود. طالب‌زاده همچنین دبیر جشنواره فیلم عمار هم بود؛ جشنواره‌ای که توانست محمل و محفلی برای جوشش چهره‌های جوان در عرصه سینما و رسانه باشد. برخی از فیلم‌سازانی که خود را برای اولین بار در جشنواره عمار نشان دادند، امروز به کارگردان‌های مطرح و معتبری تبدیل شده‌اند.
او مدتی نیز یک همایش سالانه با عنوان «افق نو» را برگزار می‌کرد؛ همایشی که با حضور هنرمندان، نویسندگان، فیلم‌سازان و اندیشمندان مستقل غربی برگزار می‌شد. مرحوم طالب‌زاده در مصاحبه‌ای پیرامون همایش افق نو گفته بود: «ما هر چند وقت یک بار، گروهی از روشنفکران غربی را به ایران دعوت می‌کردیم؛ هر بار این افراد به ایران می‌آیند و بر می‌گردند مقاله‌هایی در حمایت از ایران و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی می‌نویسند، شاید از هر 50 نفری که به ایران می‌آیند، حداقل 20 یا 30 مقاله با این مضامین نوشته می‌شود؛ اغلب‌شان هم آدم‌های بسیار بزرگ و صاحب نامی هستند. این قدرت ایران به واقعیت ایران بر می‌گردد که در اینجا، فضا باز است و می‌توانند بیایند و ببینند. جذابیتش هم این است که پشت این ایدئولوژی قدرتی محکم ایستاده است.»

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید