نسخه متنی | ۶۵۳

بررسی ناهنجاری‌های اجتماعی ای که با تغییر فصل تشدید می‌شود
تابستان و آغاز دل‌نگرانی‌های جامعه
گام‌های رو به عقب، شاید بهترین توصیف برای اوضاع فرهنگی این روزهای ما باشد، متأسفانه طی دهه‌های اخیر شاهد تهدیدات جدی‌ای نسبت به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در جامعه هستیم که یکی از بارزترین این موارد موضوع عفاف و حجاب است. سال‌هاست که با شروع فصل گرما موضوع عفاف و حجاب در جامعه و رسانه‌ها پر رنگ‌تر می‌شود و با پایان تابستان میان اخبار و موضوعات دیگر گم می‌شود تا سال دیگر. این در حالی است که بیست‌ودو سال از هشدار مقام معظم رهبری نسبت به ترویج فرهنگ غربی در جامعه و برنامه منسجم دشمن برای تغییر ماهیت دینی جامعه ما می‌گذرد. هشدار معظم‌له نسبت به تبدیل ارزش‌ها به ضد ارزش و تأکید به امر به معروف و نهی از منکر در سال ۱۳۷۱ برای اولین بار در دیدار گردان‌های عاشورا با ایشان، مطرح شد، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای  فرمودند: «دشمن از راه اشاعه‌ فرهنگ غلط ـ فرهنگ فساد و فحشا ـ سعی می‌کند جوان‌های ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می‌کند، یک تهاجم فرهنگی، بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل‌عام فرهنگی» است. امروز دشمن این کار را با ما می‌کند. چه کسی می‌تواند از این فضیحت‌ها دفاع کند؟ آن جوان مؤمنی که دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصی نبسته و می‌تواند بایستد و از فضیلت‌ها دفاع کند. کسی که خودش آلوده و گرفتار است که نمی‌تواند از فضیلت‌ها دفاع کند! این جوان با اخلاص می‌تواند دفاع کند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضایل و ارزش‌های اسلامی می‌تواند دفاع کند. از این رو، چندی پیش گفتم همه امر به معروف و نهی از منکر کنند. الآن هم عرض می‌کنم نهی از منکر کنید. این، واجب است. این، مسئولیت شرعی شما است. امروز مسئولیت انقلابی و سیاسی شما هم هست.» اما کدام گوش شنوا در این راستا قدم برداشت؟ در طی این سال‌ها چندین دولت بر سر کار آمدند و متأسفانه بیشترشان گامی برای ترویج و حفظ ارزش‌ها برنداشتند، این در حالی است که اجرای قانون عفاف و حجاب در سطح جامعه از متن مطالبات ملت ایران برخاسته است؛ ملتی که با به ثمر نشاندن انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران به رهبری یک مرجع عالی‌قدر برای برقراری احکام اسلامی در جامعه تلاش کردند و فرزندان و جوانان خود را در این راه فدا کردند، ملتی که با رأی ۲/۹۸ درصد، به جمهوری اسلامی در فروردین ماه سال ۱۳۵۸ بر اسلامی بودن حرکت خود پافشاری کردند و حکومت اسلامی را بنا نهادند و تا امروز بر سر آن آرمان‌ها ایستاده‌اند، اما چه رخ داده است که در جامعه اسلامی ما موضوع ضد ارزش بدپوشی و بی‌حجابی در حال تبدیل شدن به مسئله‌ای عادی و حتی یک رویه طبیعی شده است؟! درباره این موضوع ابتدا باید در نظر داشت که تمامی پدیده‌های اجتماعی که در جوامع مختلف بروز و ظهور پیدا می‌کنند تک بعدی و تابع یک عامل خاص نیستند، بلکه مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم داده تا به شکل‌گیری آن منجر ‌شود، ما در این گفتار قصد داریم، نگاهی گذرا به عوامل اصلی پدیده بد پوششی و عدم اجرای طرح قانون عفاف و حجاب داشته باشیم.

تصویب قانون جامع عفاف و حجاب
در دی ماه سال ۱۳۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی با درک شرایط حساس فرهنگی کشور و درک این موضوع که روند گسترش بد پوششی نیازمند اقدامات اساسی فرهنگی است به تصویب قانون جامع عفاف و حجاب پرداخت؛ قانونی که در مقدمه آن آمده است: «حجاب و عفاف پدیده مذهبی ـ ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی است و توجه به زمینه‌های فرهنگی  ـ اجتماعی به عنوان بستر آن بسیار شایسته و لازم است و اشاعه و تعمیق آن نیازمند آموزش‌های بنیادین و مداوم در خانواده، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است. بدیهی است که در کنار اوضاع مساعد اجتماعی برای ارزش تلقی کردن و الگوپذیری این فرهنگ، نیازمند درونی و نهادینه شدن آن در وجود افراد است، بدون شک رسیدن به این هدف نیازمند مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاه‌ها به صورت مستمر و هدفمند است.» متن این مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بلافاصله برای سازمان‌های مختلف از جمله؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت بازرگانی، سازمان صدا و سیما، نیروی انتظامی، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت آموزش‌وپرورش، وزارت امور اقتصادی و دارایی، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سازمان تربیت بدنی، شهرداری‌ها، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، سازمان بهزیستی، وزارت امور خارجه، وزارت کار و امور اجتماعی، مجلس شورای اسلامی، وزارت کشور، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، قوه قضائیه، وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نیروی مقاومت بسیج، وزارت راه و ترابری، به طور جداگانه دستورعمل‌هایی تدوین و ابلاغ شده است، اما با گذشت نزدیک به ده سال، اجرای این قانون معطل مانده است! و شاهد اقدامات عملی در این زمینه نبوده‌ایم و تنها برخی برخوردهای سلیقه‌ای با بدپوششان در سطح کلان شهرها وجود داشته است که همین فقدان معیار مشخص گاه موجب برخورد‌های نامناسب شده است.
و این درحالی است که نه تنها شاهد اجرای این مصوبه قانونی شورای عالی فرهنگی نیستیم، بلکه شاهدیم که  جریان فرهنگی کشور، سمت و سوی حرکتش در راستای اشاعه سبک زندگی  مغایر با زندگی اسلامی، ایرانی  است! سینما، تئاتر، شبکه نمایش خانگی و… که با مجوز‌های رسمی فعالیت می‌کنند و در اماکن عمومی و  رسمی کشور اکران شده و بر روی صحنه می‌روند، همه نشان از عدم وجود  عزم جدی برای نهادینه کردن فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در جامعه است، به نگاهی خوش‌بینانه گاهی مسئولان برخی دستگاه‌های نظام از روی غفلت، افرادی را به عنوان ستاره و شاخص در جامعه مطرح می‌کنند که پایبندی به حدود شرع و فرهنگ ایران اسلامی ندارند.
در کنار اینها، غفلت مدارس و نهاد  آموزش‌وپرورش که سال‌های طلایی درونی کردن فرهنگ اسلامی ـ ایرانی برای کودکان را در اختیار داشته، اما این فرصت استثنایی را بدون برنامه دقیق و هدفمند از دست می‌دهند، خود حدیث مفصل دیگری است که باید جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.
موازی با مجموعه این سهل‌انگاری‌ها در بدنه دستگاه‌ها و گاه رسانه ملی، دشمنان خارجی و معاندان داخلی با برنامه‌ریزی مشخص و منسجم در این حوزه به سرعت در حال حرکت هستند، دشمن، با آگاهی از قدرت عظیم جامعه اسلامی و جوانان مسلمان و تأثیر نهادینه بودن فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در کشور و مطرح شدن این نوع سبک زندگی در جهان به عنوان یک الگو ـ که گوشه‌ای از آن را مردم ایران در انقلاب اسلامی، هشت سال دفاع مقدس و جریان بیداری اسلامی دیدند ـ تمامی تلاش خود را برای تغییر هویت ایران اسلامی به کار بسته است. غرب با سود جستن از تجربه تاریخی خود در برابر مسلمانان  اندولس، به این موضوع پی برده است که  تنها راه مقابله با امت اسلام، اشاعه فساد و فحشا میان جوانان مسلمان است، غرب با علم بر این موضوع، در حال پیاده‌سازی همان روش قدیمی و جواب داده در کشورمان است! در این راستا، کشورهای غربی نخست خانواده‌های ایرانی را نشانه رفته‌اند. ابتدا در سایه عملکرد ضعیف رسانه‌های داخلی با در دسترس قرار دادن گیرنده‌های ماهواره‌ای، ماهواره را در جامعه گسترش و سپس شبکه‌های فارسی زبان منحرف را افزایش دادند. شبکه‌هایی که هر کدام مسئولیت خاصی را برای تغییر سبک زندگی ما برعهده گرفته‌اند، شبکه‌هایی مانند «فارسی۱» با پخش سریال‌های متعدد و خاص که سعی کرد، روابط نامشروع و ضربدری، زندگی بدون تعهد و قید و بند ارتباط دختر و پسر و… را در جامعه، عادی جلوه دهد و آن را به عنوان نوعی از زندگی مشروع امروزی جلوه دهد! چندین شبکه دیگر هم با رویکرد ترویج موسیقی‌های خلاف عرف راه‌اندازی شده‌اند. شبکه‌هایی نیز برای عادی‌سازی مصرف مشروبات الکلی و میهمانی‌های  خلاف موازین اسلامی و… سرو سامان داده شده‌اند، شانه به شانه این شبکه‌های ماهواره‌ای، در فضای مجازی نیز این جریان فعال انحرافی کار گسترده خود را آغاز کرده است. خبرگزاری «دویچه وله» آلمان، بخش فارسی خود را مأمور کرده است تا با طراحی مد‌های لباس، پوشش‌های زننده را برای ایرانیان توصیه و ترویج می‌کند. از طرفی دیگر نیز پایگاه‌های خبری متعدد ضد اخلاقی برای  دسترسی جوانان ایرانی راه‌اندازی شده‌اند.
پدیده دیگری که غرب در فضای مجازی برای این مهم در اختیار گرفته است، راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک است، سازوکار این شبکه‌ها طوری طراحی شده است که افراد حاضر در این شبکه‌ها، به انتشار  تصاویر خصوصی خود تشویق می‌شوند که این مسئله را می‌توان از دلایل اصلی سقوط حیا در میان افراد حاضر در این شبکه‌ها دانست. این شبکه‌ها این قابلیت نیز را دارند که کاربران متعددی را در قالب یک گروه گرد آورند. با استفاده از این قابلیت گروه‌هایی در این شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته‌اند که به طور مداوم بدپوششی را تبلیغ می‌کنند یا فراخوان‌هایی را برای تجمعات خلاف عرف در جامعه اعلام می‌کنند که از نمونه‌های آن، تجمع دختران و پسران در یکی از پارک‌های پایتخت در تابستان سال گذشته با عنوان «جنگ آپ‌پاش‌ها» بود؛ تجمعی که با کشف حجاب و حرکات زننده همرا شد. در نمونه‌ای دیگر و اخیراً گروهی در شبکه اجتماعی فیس‌بوک از سوی مسیح علی‌نژاد، خبرنگار فراری لندن‌نشین درست شده است که از زنان ایرانی می‌خواهد، روسری خود را در خیابان، مترو، در حال رانندگی و… برداشته و از خود عکس گرفته و آن را منتشر کنند. اقدامی که به دنبال حیازدایی و قبح‌زدایی از جامعه ایران است. این اقدامات تنها بخشی از تلاش و سرمایه‌گذاری‌های منسجم دشمنان در زمینه اشاعه فساد در جامعه ما است. ترفند‌های بسیاری دیگر همچون رژه مانکن‌های اجیر شده در سطح شهرها، تحجر خواندن حجاب اسلامی و… هم هست که به شکل مداوم و به‌ علت تعلل و سهل‌انگاری نیروهای ارزشی و دستگاه‌های مسئول هر روز ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند.
اما چه باید کرد؟ آیا باید نظاره‌گر  تسلسل تذکر دلسوزان و بی‌اعتنایی برخی مسئولان ذی‌ربط بود؟ آیا باید فرهنگ‌سازی را رها کرد  تا جامعه به هر سو که تبلیغات رسانه‌های بیگانه نشان می‌دهد سوق پیدا کند؟ آیا باید به مقاله‌هایی از این دست در بهار و تابستان هر سال قناعت و دلخوش کرد؟ مطمئناً جواب تمامی این سوال‌ها منفی است، بدون شک همه ما بر این امر واقف هستیم که حجاب و عفاف و پوشش اسلامی خواسته بسیاری از مردم کشور است، البته اکثریتی هستند که متأسفانه در حال انفعال به سر می‌برند. پس رسانه‌های ارزشی در ابتدا باید این ظرفیت مردمی را فعال کنند و این مطالبه عمومی را به گوش مسئولان برسانند، در این صورت، حتی اگر فردی به این مسئله اعتقادی نداشته باشد، برای حفظ جایگاه خود هم که باشد، برای عملی کردن مطالبه عمومی گام بر خواهد داشت. اتفاقی که در این سال‌ها، خلاف آن را شاهد هستیم یعنی جریان اقلیت هنجارشکن، با اینکه در اقلیت هستند، اما با برنامه به گونه‌ای اقدام می‌کنند و خود را به عنوان اکثریت جا می‌زنند که حتی برخی از مسئولان هم آن را باور کرده و به مسامحه‌کاری در این باره روی آورده‌اند. راهکار دیگری که باید مد نظر داشت، همان توصیه مقام معظم رهبری در ابتدای سال جاری است که برای گسترش و ادامه «فعالیت‌های خودجوش فرهنگی» تأکید کردند، این یعنی؛ هر کدام از ما در گوشه و کنار کشور به عنوان یک سفیر فرهنگی، اقدام کنیم و بر روی اطرافیان خود تأثیر بگذاریم، منتظر بخشنامه دولتی یا اقدامات سازمان‌های خاص نباشیم. هر فرد در هر کجا که هست خود را مسئول بداند و در ترویج فرهنگ اسلامی پیش قدم باشیم که «کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیته…» و از همه مهم‌تر اجرای قانون کامل و جامع عفاف و حجاب است که سال‌ها است خاک می‌خورد و اجرا نمی‌شود! ان‌شاءلله که مسئولیت‌پذیری ما، پایانی باشد بر تمام ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی در جامعه و این تابستان شاهد رژه هنجارشکنان در سطح شهرها نباشیم!

‍ با کدام عربستان؟!
هفته‌ گذشته یکی از خبرهایی که توجه اهل سیاست و رسانه را به خود جلب کرد، خبر دیدار  معاون امور عرب و آفریقای وزارت‌خارجه کشورمان با ولیعهد عربستان سعودی بود که در حاشیه مراسم تحلیف رئیس‌جمهور جدید مصر انجام شد. خبرگزاری کویت از قول حسین امیرعبداللهیان این دیدار کوتاه را سازنده دانست و از قول دو طرف نوشت که آنها تأکید کرده‌اند که «تهران و ریاض باید در پی تأمین ثبات و توسعه برای هر دو کشور و همچنین کلیت منطقه باشند.» این خبر را اگر در کنار خبر دیدار سفیر جدید عربستان با رئیس‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام که در اوایل اردیبهشت سال جاری انجام شد و به دلیل «جایگاه ویژه ایشان در نزد امیر سعودی»(!) بار دیگر از وی برای سفر به ریاض دعوت شد، بگذاریم، عزم و اراده جدی برای بازگشایی فضای جدید در عرصه روابط دو کشور را ـ که با آغاز موج بیداری اسلامی در منطقه و دخالت عربستان در فرایند این انقلاب‌های مردمی به‌ویژه در کشورهای بحرین و سوریه و عراق به محاق رفته بود ـ ملاحظه می‌کنیم. البته این امر به خودی خود مذموم نیست و هر واحد سیاسی به تناسب و اقتضای منافع و اصول سیاست خارجی خود همواره در نوسان بین روابط بی‌طرفانه، دوستانه و یا خصمانه با دیگر واحدهاست، اما در مورد عربستان آنچه مهم می‌نماید، فراموش نکردن پیشینه فعالیت ریاض در ماه‌ها و سال‌های اخیر در حوزه نفوذ و منافع جمهوری اسلامی ایران در منطقه است. عملکرد عربستان به‌ویژه در قضایای سوریه و بحرین و عراق کاملاً با سیاست‌های ایران در تضاد و حتی در مقابل اصول سیاست خارجی‌مان ‌بوده است. آنها به تجهیز و مسلح کردن گروه‌های تکفیری از یک سو و زمینه‌سازی فقهی و سیاسی از سوی بزرگان آیین افراطی وهابیت برای تکفیر شیعه از سوی دیگر، فضای چالشی بسیار سختی را با جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند که البته همواره با پشتیبانی‌های صهیونیستی و‌ آمریکایی‌ همراه است. اقدامات پیدا و پنهان چالش عربستان سعودی علیه منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران آن قدر زیاد است که می‌توان برای آن فهرستی تهیه کرد: نقش این کشور در بمب‌گذاری مقابل سفارت ایران در لبنان که رایزن فرهنگی کشورمان و تعداد دیگری به شهادت رسیدند؛ زمینه‌سازی و حمایت لجستیکی ریگی معدوم و جیش‌الظلم؛ فعالیت‌های مستقیم و غیرمستقیم تبلیغی ـ روانی از طریق تجهیز رسانه‌هایی نظیر العربیه، الجزیره و سایر رسانه‌های مجازی غربی علیه جمهوری اسلامی تنها بخشی از این گذشته سیاسی است که مسئولان عربستان باید پاسخگوی آن باشند.
از این رو دستگاه دیپلماسی ما باید فعال باشد و از بزنگاه‌های مختلف بهره خودش را ببرد؛ اما با حفظ اصول سیاست خارجی که از یادگارهای آرمانی حضرت امام(ره) و راهبردهای راهگشای امروزین امام خامنه‌ای است. بر این مبنا، سوالات جدی زیادی پیش‌روی دستگاه حاکمه عربستان است که باید به آنها پاسخ دهد که آیا به واقع از سیاست‌های گذشته خود پشیمان هستند یا به دلیل اوضاع سیاسی ویژه‌ای که در منطقه در جریان است و آنها احساس می‌کنند با تمام هزینه‌هایی که کرده‌اند، دست برتر از آن جمهوری اسلامی ایران است به صرافت افتاده‌اند که موقعیت خود را تغییر دهند؟! سعودی‌ها تناقض رفتاری خود را چگونه پاسخ می‌دهند در حالی که چراغ سبزهایی برای بازگشایی روابط با استفاده از تمام اهرم‌ها از جمله روابط شخص امیرشان با رئیس‌ مجمع تشخیص مصلحت می‌فرستند؛ اما همچنان در حمایت از داعش و اقدامات سبعانه آنها در قلع و قمع مردم بی‌گناه عراق و سوریه از هیچ اقدامی کوتاهی نمی‌کنند؟! اصولاً آنها چه نشانگانی در دستگاه دیپلماسی جدید ملاحظه کرده‌اند که احساس می‌کنند می‌توانند با حفظ رویکرد منطقه‌ای خودشان از بر‌گ ‌بازی ایران در منطقه هم در اوضاع جدید برخوردار باشند؟ در حالی که سیاست خارجی ما به رویکردها و عملکرد بیشتر می‌نگرد تا روابط شخصی و محفلی!

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (۲۶)
قحطی‌ای که قسی‌القلب‌ترین آدم را هم‌ منقلب کرد!
سیدمحمد کمره‌ای یکی از رجال متمول پایتخت که وضعیت معاش و زندگی مردم برایش بی‌اهمیت بوده و از جمله افرادی بوده که تنها برای منفعت خویش و پر کردن کیسه‌هایش تلاش می‌کرده با مشاهده حال و روز غمبار پایتخت‌نشینان دل سنگش به درد آمده و گوشه‌ای از فقر و ذلت عمومی تهران را در خاطراتش به تصویر کشیده است.
کمره‌ای نقل می‌کند: روز چهارشنبه بیست‌ودوم جمادی‌الاولی ۱۳۳۶ مطابق با بهمن‌ماه ۱۲۹۶ شمسی، از تکیه رضاقلی‌خان تا در مدرسه خان، ناله و گریه و ضجه اطفال و زن و مرد شنیده می‌شد. همه توی کوچه‌ها ریخته بودند و از گرسنگی جان می‌دادند. کمره‌ای این‌گونه قضاوت می‌کند: من که خیلی قسی‌القلب در این امورم و چون این مردم را مستحق همه قسم بدبختی می‌دانم که از طرف خودشان از شدت بداخلاقی، همه قسم ذلت می‌کشند و به این ذلت می‌میرند و هیچ کاری نمی‌کنند و اگر انسان بر منافع آنها اقدامی نماید خود آنها علیه آدم اقدام می‌کنند مع‌ذلک خیلی از این منظره منقلب شدم.
در جایی دیگر از خاطرات او آمده است: ای خداوند! ناظری بر احوال ما که چقدر از نفهمی و فقر و شداید که بر عامه بدبخت وارد می‌شود، خاصه به این فقرا. از عمل‌ها بدترین هلاکت را می‌کشیم. شاید وبا و طاعون صدماتش بر عموم کمتر باشد؛ «اعوذبالله من‌الفقر المکب»؛ فقری که انسان را کافر می‌کند و به رو در آتش می‌اندازد.
او چنین ادامه می‌دهد که: توی بازار بعضی چپاول قیسی و نان از هم می‌کردند. در بین زد و خورد و چپاول، توپ چیت یک نفر بزاز فقیر از میان رفت. نفهمید چطور شد، بردند. اگرچه از قریب به دو ماه متجاوز است، اما این حال چپاول جریان دارد. رد شدم. یک طاس کوچک خوبی دست زنی بود، می‌خواست به مسگر بفروشد. مسگر می‌گفت من به قیمت قراضه می‌خرم. بیچاره ضعیفه ناچاراً داد. توی کوچه یک نفر جوان نشسته دست به سر خود کشیده، صدا می‌زد: پول یک کلاه کرک. دیدم کلاه خود را جلوی خود گذاشته واقعاً می‌فروخت.
در آن ایام قحطی و تورم شدید حتی مفتشین دولتی اسباب و لوازم خانه‌های خود را می‌فروختند تا نان تهیه کنند. برای نمونه فردی به نام میرزامحمدخان ساوجی نقل می‌کرد که دو جاجیم خانه‌اش را که شش تومان خریده، به سه تومان فروخته است تا نانی بخرد که هر من آن برای وی دو تومان و هیجده ریال تمام می‌شده، یعنی نانی که در اواخر سال ۱۳۳۴ هـ . ق هر من، بیست‌وشش شاهی بود، در فاصله کمتر از یک سال‌‌ونیم چنین افزایش سرسام‌آوری یافته بود. آن مرد می‌نالید که دو سه روز دیگر حتی اسباب خانه هم ندارد که بفروشد و نان تهیه کند. به قول او روز بیست‌وششم جمادی‌الثانی ۱۳۳۶ هـ .ق، عده‌ای از مردم منطقه دولاب که اکثراً از بازاریان و کسانی بودند که دست‌شان به دهان‌شان می‌رسید و وضع مالی‌شان خوب بود بر اثر گرسنگی مردند، عده‌ای دیگر نیز نزدیک به موت بودند. او نقل کرد که هر روز عده‌ای از مردم دولاب به این شکل می‌میرند. حال که وضع منطقه دولاب این‌گونه شده پیداست که دیگر اهالی کوچه‌های شهر در چه وضعیتی به سر می‌برند.
خبری که روزنامه نوبهار در روز سه‌شنبه ۴ صفر ۱۳۳۶ هـ .ق (۲۰ نوامبر ۱۹۱۷) با عنوان گرسنگی منتشر کرد عمق فاجعه و گرسنگی را در مرکز سیاستگذاری کشور نشان می‌دهد. به موجب این خبر خصوصی که به اداره (روزنامه) رسید، پریروز قبل از ظهر میرزاابوالقاسم‌خان درب دکان نانوایی جنب انبار گندم یک سینی مسی را غفلتاً از در دکان نانوایی برداشته رو به فرار می‌گذارد. نگهبان محله او را دستگیر و پس از استرداد سینی جلب به کمیسری می‌نماید، مشارالیه در ضمن استنطاق خود اقرار به دزدی‌های مهم می‌کند. لذا کمیسری ده نفر آژان(نیروی نظامی) با یک صاحب‌منصب را برای تفتیش به خانه مشارالیه می‌فرستد، پس از ورود اشاره به گوشه اتاق کرده آژان وارد شده لحاف مندرسی را که در گوشه اتاق بوده بلند می‌نماید، می‌بیند یک پسر و یک دختر کوچک از گرسنگی مرده و عیال مشارالیه هم در گوشه دیگر اتاق به واسطه گرسنگی در حال نزع است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>