نسخه متنی | ۶۵۳

عراق قربانی تروریسم وارداتی
پس از برگزاری انتخابات پارلمانی و مشخص شدن جایگاه احزاب و تشکل‌های سیاسی در مجلس، گمانه‌زنی‌ها بر آن بود که عراق از شرایط دشوار انتخاباتی خارج شده و در مسیر ثبات بیشتر قرار گیرد به ویژه اینکه جریان‌های سیاسی بر اصل تشکیل دولت وحدت ملی تأکید کردند.
با این وجود، آغاز دور تازه ناآرامی‌ها فضایی امنیتی را بر این کشور حاکم ساخت، به‌گونه‌ای که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی عراق هفته‌های پس از انتخابات را خونبارترین روزهای عراق در ماه‌های اخیر عنوان داشتند.
نکته قابل توجه در این ناآرامی‌ها، برجسته بودن نام گروه تروریستی داعش(دولت اسلامی عراق و شام) است، به‌گونه‌ای که این گروه رسماً مسئولیت بسیاری از حملات تروریستی را بر عهده گرفته است. داعش در سامرا، تکریت، صلاح‌الدین، الانبار و کرکوک، حملات گسترده‌ای صورت دادند که به کشته شدن ده‌ها نفر منجر شد.
با توجه به اینکه این حملات شدیدترین حملات داعش در هفته‌های اخیر بوده، این پرسش مطرح است که ریشه این حملات چیست و چه اهدافی در ورای آن پیگیری می‌شود؟ پاسخ به این پرسش را می‌توان در تحولات سوریه و عراق جست‌وجو کرد. در عراق دولت وحدت ملی به نخست‌وزیری مالکی در حال شکل‌گیری است. در سوریه نیز انتخابات ریاست‌جمهوری با حضور ۷۳ درصد واجدان شرایط برگزار شد که در نتیجه آن ۸۸ درصد مردم به بشار اسد رأی دادند.
مجموع این تحولات دو نتیجه به همراه دارد؛ نخست؛ تقویت موقعیت عراق و سوریه در مبارزه با تروریسم که نتیجه آن می‌تواند برچیدن طومار حیات داعش و سایر گروه‌های تروریستی باشد.
دوم؛ برهم خوردن معادلات ارتجاع عربی و غربی است که تلاش داشته‌اند با استفاده از بحران سیاسی و امنیتی بر عراق اعمال نفوذ داشته باشند و در قبال سوریه نیز با ادعای عدم مشروعیت نظام سوریه و شخص اسد، دخالت‌های خود در این کشور را توجیه کنند.
با توجه به این شرایط می‌توان گفت حملات تروریستی اخیر علیه سوریه و عراق اقدامی واحد از سوی داعش و ارتجاع عربی و غربی بوده است که هر کدام به دنبال اجرای اهداف خاصی هستند.
گروه‌های تروریستی از جمله داعش برآنند تا با سیاست کشتار مردم، نوعی قدرت‌نمایی ظاهری را به نمایش گذارند تا شاید بتوانند روحیه شبه‌نظامیان را ترمیم کنند. شبه‌نظامیانی که بیشتر فریب‌خورده وعده‌ها و القائات سران تروریست‌ها و حامیان عربی و غربی آنها هستند، پس از قدرت‌نمایی مردم سوریه و عراق در انتخابات، شکست و نابودی خود را قطعی می‌دانند و با تسلیم شدن در برابر ارتش عراق و سوریه برآنند تا جان خود را نجات دهند. سران تروریست‌ها برای مقابله با این روند در کنار بحران‌سازی در برخی مناطق سوریه از جمله در حلب، محور حملات خود را به عراق آورده‌اند تا شاید بتوانند پایگاه جدیدی برای حیات تروریستی خود بیابند. دلیل این رویکرد نیز آن است که در هفته‌های گذشته، نیروهای امنیتی عراق معطوف به برگزاری انتخابات بوده‌اند و عملاً فعالیت گسترده‌ای برای آرام‌سازی مناطق مرزی نداشته‌اند. دولت عراق به ریاست مالکی نیز سرگرم رایزنی برای تشکیل پارلمان و دولت جدید ملی بوده است. مجموع این تحولات، خلأهای امنیتی را در عراق ایجاد کرده که گروه‌های تروریستی به دنبال بهره‌گیری از این خلأ‌ها برای رسیدن به اهداف‌شان هستند.
نکته قابل توجه در این حملات، نقش جریان‌های بازمانده از حزب بعث و رژیم صدام است، چنانکه منابع خبری اعلام کردند ۹۰ درصد افرادی که در حمله تروریست‌ها به سامرا نقش داشته‌اند را اعضای حزب بعث تشکیل می‌دادند.
کشورهای غربی نیز با سیاست بحران‌سازی از یک سو برآنند تا مانع از تشکیل دولتی مقتدر در عراق شوند و در صورت امکان، خواسته‌های خود را به دولت جدید آن تحمیل کنند. از سوی دیگر در قبال سوریه در کنار انحراف افکار عمومی از انتخابات و رأی مردم سوریه، به دنبال دلسرد ساختن مردم از دستاوردهای انتخابات هستند. آنها با القای تصور بی‌اثر بودن این انتخابات در مبارزه با تروریسم، سعی در تلخ کردن کام مردم سوریه دارند.
آنچه در این میان نمود بسیاری دارد آنکه؛ غرب و ارتجاع عربی از برقراری ثبات در عراق و سوریه به شدت هراس دارند، چراکه آن را زمینه‌ساز تقویت مقاومت منطقه و تشدید گرایشات ضد آمریکایی مردم می‌دانند، لذا با بهره‌گیری از تروریست‌ها به دنبال مقابله با این مسئله هستند.
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که ائتلاف تروریسم، ارتجاع عربی و غربی برای رسیدن به منافع خود در سوریه و عراق بار دیگر سیاست کشتار مردم را تشدید کرده‌اند تا شاید بتوانند ضمن سرپوش نهادن بر شکست‌های خود در این کشورها با استمرار بحران در منطقه، زمینه را برای ادامه حیات خود فراهم کنند. در این میان وحدت میان مردم، ارتش و نظام‌های حاکم بر سوریه و عراق مولفه‌ای است که این سناریوها را با ناکامی همراه ساخته، چنانکه هر چند گروه‌های تروریستی و حامیان خارجی آنها آغازگر حملات بوده‌اند، اما پایان‌دهنده آن نبوده و این ارتش عراق و سوریه بوده‌اند که توانسته‌اند اوضاع را در دست گرفته و به پاک‌سازی گسترده شهرها از تروریست‌ها بپردازند.

آیا بیداری اسلامی
به انتهای راه رسیده است؟
آخرین روزهای سال ۲۰۰۹ میلادی، غرب آسیا (خاورمیانه) تجربه جدیدی را آغاز کرد که در تاریخ تحولات این منطقه سابقه نداشت؛ تجربه‌ای که از آتش‌سوزی یک دست‌فروش دوره‌گرد در تونس آغاز شد و سپس آتش آن به دامن کاخ دیکتاتوری مصر افتاد و پس از آن نیز در کشورهای مختلف عربی چرخید. از همان ابتدا بسیاری از نظریه دومینو استفاده کرده و هر روز برانداختن یک دیکتاتور را در حوزه عربی خاورمیانه انتظار می‌کشیدند تا در این میان، دو تحول بزرگ سبب شد که مسیر بیداری اسلامی با اما و اگرهایی مواجه شود: ۱ـ کودتا علیه دولت قانونی مصر که توسط ارتش این کشور به شکل حساب شده و از پیش‌تعیین شده انجام شد. ۲ـ تبدیل کردن اعتراضات کوچک سوریه به جنگ تمام‌عیار داخلی با تزریق تروریسم منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای.
بی‌شک می‌توان مصری‌ها را ملت اندیشه‌گر و نظریه‌پرداز دنیای عرب تلقی کرد که تحولات در این کشور قادر خواهد بود در دیگر حوزه‌های خاورمیانه اثر بگذارد و دنیای عرب را از خود متأثر کند. با توجه به اینکه در مصر همچون دیگر کشورهای منطقه، متن اصلی اجتماع، برآمده از هویت اسلامی و دینی است، طبیعی بود که انقلابی که در این کشور علیه دیکتاتوری پرسابقه شکل می‌گیرد، بر مبنای دین باشد. اگرچه دیگر گروه‌ها و اشخاصی که اندیشه‌های سیاسی دین‌محور نداشتند در این انقلاب نقش داشتند، اما انتخابات سال ۲۰۱۲ نشان داد که مردم علاقه‌مند هستند که بر پایه دین، حکومتی جدید تشکیل دهند و زندگی اجتماعی خود را سپری کنند. با این تصویر، اخوان‌المسلمین که دارای ریشه‌های قوی در مصر بود توانست قدرت را به دست گیرد. متعاقب آن رویکردهای دین‌محورانه انقلاب‌های خاورمیانه رنگ جدیدی به خود گرفت و حتی در برخی از کشورها به سمت اندیشه‌های اخوانی پیش رفت که این مسئله در همه کشورها صادق نیست؛ اما با این وجود، عمده محورهای انقلابی در منطقه خاورمیانه دین‌باورانه بود. از این منظر، مسئله بیداری اسلامی بیش از هر زمان از شروع انقلاب‌ها نمایان شد.
این در حالی است که تداوم این رویکرد نه تنها می‌توانست منافع کشورهای سنت‌اندیش و دیکتاتورمحور را با مخاطرات جدی مواجه کند، بلکه برخی کشورهای فرامنطقه‌ای و بین‌المللی را دچار نگرانی‌های جدی کرد. بنابراین قدرتمدارانی که سالیانی در این منطقه منافع خود را با حفظ وضع موجود و حمایت از حاکمان سنتی دیکتاتور تأمین می‌کردند، در دو اقدام، به انحراف انقلابات پرداختند که هم نشان از سرکوب داشت، هم بوی بازگشت می‌داد و هم با انحراف از انقلاب و چرخش به سمت براندازی با تزریق تروریسم همراه بود.
در چنین شرایطی، غرب و متحدان منطقه‌ای او به‌خصوص عربستان سعودی که هنوز تأمین‌کننده اصلی نفت در منطقه برای سرکوب و ارعاب دنیا است، در مصر دست به کودتا زدند و در سوریه مسیر را به تروریسم، جنگ مداوم، ویرانی کشوری مقاومت‌محور و تلاش برای سرنگونی حاکمیت آن پیش بردند. این دو اقدام در سوریه و مصر نه تنها برای مدتی، بیداری اسلامی را با چگونگی ادامه فعالیت مواجه کرد، بلکه کلید کوتاه‌مدت بازگشت به دوران سنتی و پیش از انقلابات را زد.
در انتخاباتی که در خرداد ماه سال جاری در مصر برگزار شد، عبدالفتاح السیسی به‌عنوان ژنرال شناخته شده و عامل اصلی کودتا علیه محمد مرسی،‌ رئیس‌جمهور قانونی این کشور، به عنوان رئیس‌جمهور جدید انتخاب شد؛ انتخابی که از ابتدا نتیجه آن مشخص بود. دلیل اصلی این انتخاب جلوگیری از تداوم بیداری اسلامی و بازگشت به دوران پیش از انقلاب‌ها بود. از این منظر باید منتظر ماند که در توافقات پشت پرده، سیاست‌های آمریکا و متحدانش در منطقه و فرامنطقه بار دیگر پیاده شود. اگرچه در این توافقات پنهانی، دولت نظامی و کودتاگر عبدالفتاح السیسی با مشکلات بنیادی در داخل مواجه خواهد بود، اما سعی دارد هوشمندانه‌تر از دوره سلف خود حسنی مبارک عمل کند. همانگونه که بیان شد به هر شکل، تحولات مصر بر دیگر کشورهای منطقه عربی به شدت تأثیر خواهد گذاشت. بنابراین عمده برنامه‌های فعلی و آینده با این محور دنبال می‌شود که احساسات انقلابی و دل‌سپردگی‌های دینی در این کشور با سرکوب یا دست‌کم کنترل همراه باشد تا دوباره به دیگر کشورها تعمیم پیدا نکند. یعنی اینکه، مصر بار دیگر به منتخب اول تأثیر تحولاتی در خاورمیانه تبدیل شده است تا با اقدامات آینده خود بیداری اسلامی را به فراموشی بسپارد.
این مسئله حتی بر سوریه تأثیر گذاشته است. اگرچه جنس تحولات سوریه با دیگر کشورهای منطقه متفاوت است و از نوع تزریق تروریستی برای ویرانی و سرنگونی است، اما غرب به همان اندازه که به شکل پنهانی از انتخابات کودتامحور مصر حمایت می‌کند تا در مسیر بیداری اسلامی سد ایجاد کند،‌ به همان اندازه، انتخابات سوریه را مشروع قلمداد نمی‌کند. تا بیش از گذشته به کشورهای حامی مقاومت فشار وارد آورد. این در حالی است که نباید فراموش کرد، بیداری اسلامی که نشان مقاومت منطقه‌ای دارد و از تروریسم مورد علاقه غرب به دور است، در ذهن و رفتار مردم منطقه ریشه دارد و نمی‌توان آن را سرکوب کرد.

دو مثلث پرچم رژیم صهیونیستی
مثلث اول به معنای افراط‌گرایی یهودی یا همان اصلی است که رژیم صهیونیستی بر آن استوار شده است. البته ادعاهای مفرط و مکرر صهیونیست‌ها درباره حق توراتی و تاریخی آنان در سرزمین فلسطین تعجب چندانی ندارد، زیرا این امر با شیوه تاریخی و دینی گروه‌های یهودی پیوند خورده است، اما آنچه شگفتی‌برانگیز است، روابط دوستانه، گرم، افراط‌گرایی یهودی و محور به اصطلاح میانه‌روی عربی است. سخنان اخیر «آویگدور لیبرمن» در مرکز میان‌رشته‌ای هرتزلیا مبین ابعاد جدید این امر است. وی طی این نشست که توسط اتحادیه دانشجویان سازماندهی شده بود، عنوان کرد: نزاع امروز میان افراطی‌ها و میانه‌روهاست و مهم این است که با کشورهای عربی میانه‌رو به توافق دست یابیم. البته منظور لیبرمن افراطی، از افراطی‌ها، همه گروه‌های اسلامگرا صرف نظر از وابستگی‌های‌شان بود و میانه‌روها در این سخنان به روسای جمهور و برخی از پادشاهان کشورهای عربی اشاره داشت. از نظر وی باید به سرعت ائتلافی میان میانه‌روهای عرب و افراطی‌های یهودی ایجاد شود تا بتوان با افراطی‌های مسلمان مقابله کرد. در این دیدگاه کشورهای میانه‌روی عرب باید برای جنگ با افراطی‌های مسلمان از افراطی‌های یهودی استفاده کنند. به علاوه، او در بخش دیگری از سخنان خود بر وجود تماس‌های مخفی با برخی از این کشورها تصریح کرد و گفت: هنگامی‌که در خلوت با آنها به گفت‌وگو می‌نشینیم با ما مثل دوستان خود رفتار می‌کنند، اما هنگامی که در محافل بین‌المللی تلاش می‌کنیم با آنها وارد گفت‌وگو شویم، رفتار آنها به شدت تعجب‌برانگیز است!!
لیبرمن افراطی تنها به آشکار کردن روابط میان رژیم خود و این کشورها بسنده نکرد، بلکه به ضعف و ناتوانی آنها نیز پرداخت. او عنوان کرد که ما می‌توانیم بدون رابطه با کشورهای میانه‌رو هم استوار و پابرجا باقی بمانیم، اما این کشورها بدون ما نمی‌توانند پا برجا بمانند.
به راستی منظور لیبرمن از کشورهای میانه‌رو چیست؟ چرا رهبران عرب یا سخنگوهای آنان سکوت کرده‌اند؟ لیبرمن در ادامه سخنان تحریک‌آمیز خود علیه عرب‌ها اظهار کرد که گرچه سازش با فلسطینی‌ها در روابط ما با اتحادیه اروپا اهمیت دارد، اما این امر در رابطه ما با جهان عرب اهمیتی ندارد، زیرا فلسطینی‌ها در جهان عرب جایگاهی ندارند!
اما مثلث دوم که مثلث اول را در آغوش گرفته است و با هم ستاره شش پر رژیم صهیونیستی را تشکیل می‌‌دهند، نمایانگر گروهی از نویسندگان و اندیشمندان و طبقه روشنفکر عرب است که از اسلام تنفر دارند و تلاش می‌کنند به جنبش‌های اسلامگرا حمله‌ور شوند. برخی از آنان همواره در مناسبت‌های گذشته یاوران صهیونیست‌ها بوده‌اند. از این جمله باید به «علی سالم» نویسنده مصری و کمونیست نمایشنامه «مدرسه شیطان‌ها» اشاره کرد که چندین بار به اراضی اشغالی ۱۹۴۸ سفر کرده و از سوی صهیونیست‌ها بزرگ شده است. خواننده‌ای که با آثار این افراد آشناست میزان اقدامات مخرب آنها در سطح آگاهی عربی و هدف نهفته در تحقیر فرهنگ ملی را می‌داند و دست صهیونیست‌ها را در پس پرده این واسطه‌ها می‌بیند.
منبع: روزنامه فلسطین
نویسنده: فایز ابوشماله
مترجم: سحر دولتیان

اذعان به ناکارآمدی تحریم‌ها
خبرگزاری فارس(۲۱/۳/۱۳۹۳): مقامات عالی‌رتبه سابق و کنونی آمریکا که در کنفرانس مرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی واشنگتن سخنرانی می‌کردند، اکثراً به ناکارآمدی تحریم‌ها علیه ایران اذعان داشتند و خواستار لغو سریع‌تر تحریم‌ها حتی پیش از توافق هسته‌ای با ایران شدند. «کیث الکساندر» مدیر سابق آژانس امنیت ملی آمریکا در سخنرانی خود در این کنفرانس اعلام کرد: «به اعتقاد من چنانچه ما بتوانیم به توافق برسیم، خلاص شدن از شر تحریم‌ها فواید بسیاری خواهد داشت و دلیل آن نیز این است که همین امر به مردم ایران امکان می‌دهد تا به آنچه در حال وقوع است دسترسی داشته باشند و این به نفع آمریکایی‌ها است.» وی افزود: «من بر این باورم که نزدیک‌تر کردن مردم ایران به جهان غرب بخشی از راه‌حل است. به اعتقاد من بهترین کار برای ما این است که به آنجا برویم و با مردم این کشور وارد تعامل شویم.»
ایران اسامی دانشمندان هسته‌ای خود را اعلام کند!
باشگاه خبرنگاران(۲۱/۳/۱۳۹۳): رئیس پیمان اطلاعات و امنیت ملی آمریکا که در جلسه استماع کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا سخنرانی می‌کرد، خواستار ارائه اسامی فعالان و دانشمندان هسته‌ای ایران به نهادهای بین‌المللی شد.  «جوزف آر. دی ترانی» رئیس پیمان اطلاعات و امنیت ملی و مدیر سابق مرکز ملی مقابله با اشاعه هسته‌ای در دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا در سخنرانی خود در جلسه استماع کنگره آمریکا مدعی شد: «ایران سابقه درخشانی در نقض توافقنامه پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان داده است. علاوه بر این عدم وجود شفافیت در برنامه هسته‌ای ایران به طور مستند در گزارش‌های مدیرکل آژانس به شورای حکام آمده است.»
توافق هسته‌ای با ایران بسیار دشوار است
خبرگزاری فارس(۲۰/۳/۱۳۹۳): یک کارشناس ارشد آمریکایی گفت با وجود کنگره‌ای تأثیرپذیر توافق هسته‌ای با ایران برای کاخ سفید بسیار دشوار است. «آلیس اسلیتر»، مدیر موسسه «صلح هسته‌ای» مستقر در نیویورک در سخنانی اظهار داشت که برای رئیس‌جمهور آمریکا توافق هسته‌ای با ایران با وجود کنگره‌ای تأثیرپذیر بسیار سخت است. بر اساس این گزارش، اسلیتر اظهار داشت: «کنگره آمریکا تحت نفوذ و سیطره مسیحیان دست راستی افراطی و لابی آیپک» قرار دارد و اینها به‌شدت مخالف هرگونه توافق هسته‌ای با ایران هستند. این در حالی است که ایران از حق قانونی غنی‌سازی تحت نظارت‌های پادمانی آژانس بین‌المللی هسته‌ای برخوردار است.»
خیال‌پردازی سناتور آمریکایی
باشگاه خبرنگاران (۲۱/۳/۱۳۹۳): سناتور جمهوریخواه آمریکایی مدعی شد حمله اسرائیل [رژیم اشغالگر قدس] به تأسیسات هسته‌ای ایران ممکن است در عرض چند ماه دیگر رخ دهد. «تد کروز» در گردهمایی کوچک رهبران آمریکایی طرفدار رژیم صهیونیستی ادعا کرد: حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران ممکن است در عرض چند ماه رخ دهد. این سناتور جمهوریخواه تگزاس در نشست موسسه یهودی در امور امنیت ملی گفت: این بدان معنا است که اگر ایران به حرکت به سمت جلو ادامه دهد مطمئن هستم اسرائیل برای محافظت از امنیت ملی خود اقدام خواهد کرد، حتی اگر این دولت (آمریکا) اقدام نکند و این دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد و ظرف چند ماه می‌تواند اتفاق بیفتد.
توافق نکردن با ایران بهتر از «توافق بد» است
باشگاه خبرنگاران (۲۰/۳/۱۳۹۳): سناتور رابرت منندز گفت: من توافق نکردن را به توافق بد ترجیح می‌دهم. یک توافق خوب، برنامه هسته‌ای ایران را برمی‌چیند، آن را به مدت چندین سال به عقب می‌راند و شامل بازرسی‌های سرزده و فشرده خواهد بود. «منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا که در رأس تلاش‌های سنا برای تحمیل تحریم بر ایران قرار دارد، در جلسه کمیته یهودیان آمریکا درباره تلاش دولت اوباما برای رسیدن به توافق نهایی با ایران پیش از مهلت بیستم ژوئیه صحبت کرد و مدعی شد: من توافق نکردن را به توافق بد ترجیح می‌دهم. یک توافق خوب، برنامه هسته‌ای ایران را برمی‌چیند، آن را به مدت چندین سال به عقب می‌راند و شامل بازرسی‌های سرزده و فشرده خواهد بود.

آمریکا: نقض حقوق کودکان
نتایج یک پژوهش دانشگاهی در آمریکا نشان می‌دهد از هر هشت کودک آمریکایی دست‌کم یک نفر در معرض انواع سوءاستفاده جنسی، جسمی و عاطفی قرار گرفته که این میزان در کودکان با نژادهای غیر سفیدپوست بیشتر نیز شده است. لس‌آنجلس تایمز با اشاره ضمنی به این موضوع که آمار مربوط به سوءاستفاده از کودکان در آمریکا قطعاً بسیار بیشتر از آمار منتشر شده در این پژوهش است،‌ در گزارش خود تأکید کرد: آمار مورد استناد در این گزارش توسط مقامات دولتی نیز تأیید شده است. اما شمار واقعی قربانیان سوءاستفاده در آمریکا بسیار بالاتر از این میزان است، چرا که اغلب پرونده‌ها به صورت رسمی منتشر نمی‌شوند.این محققان آمریکایی همچنین تأکید کردند: خطر بیشتری کودکان آمریکایی ـ آفریقایی را تهدید می‌کند، چراکه آمار منتشر شده از سوءاستفاده از این کودکان در سال‌های مورد بررسی، ۹/۲۰ درصد است و این یعنی از هر پنج کودک بیش از یک نفر از آنها قربانی بوده‌اند.
انگلیس: تعطیلی مدارس به اتهام افراطی‌گری!
تصمیم انگلیس برای تعطیلی برخی مدارس به اتهام آموزش افراطی‌گری اسلامی با انتقادات شدیدی روبه‌رو شده است.  در بیرمنگام، دومین شهر بزرگ انگلیس، دولت تصمیم گرفته است چند مدرسه را در محله‌های مسلمان‌نشین شهر تعطیل کند. مسئولان ادعا می‌کنند معلمان این مدارس افراطی‌گری اسلامی را به کودکان آموزش می‌دهند، اما والدین و معلمان این مدارس می‌گویند تصمیم دولت با انگیزه‌های سیاسی انجام می‌شود، به همین علت برای باز نگه داشتن مدارس مبارزه می‌کنند. تصمیم دولت پس از آن اتخاذ شد که رسانه‌ها در بیرمنگام دائماً علیه این مدارس تبلیغ می‌کنند. ادعا شده است در این مدارس به کودکان آموزش داده می‌شود مسیحیت را مسخره کنند و دختران و پسران را از یکدیگر جدا می‌کنند. مسئله اساسی این است که جنجال و شکایاتی که درباره این مدارس می‌شود، نه درباره ضعف استانداردهای آموزشی، بلکه درباره مسائل فرهنگی است.
اروپا: جاسوسی به بهانه محافظت از اطلاعات در اینترنت
اتحادیه اروپا در حالی ادعا دارد که تدابیر خود را برای محافظت از اطلاعات کاربران در اینترنت در برابر جاسوسی آمریکا تشدید می‌کند که نهادهای حقوق بشر این اقدام را سرپوشی بر جاسوسی از شهروندان می‌دانند. اتحادیه اروپا قصد دارد به منظور محافظت از حریم خصوصی افراد و اطلاعات آنها در اینترنت در برابر جاسوسی‌های گسترده آمریکا، مقررات دفاع از حریم خصوصی را تشدید کند. بر اساس طرح اتحادیه اروپا، شرکت‌های غیر اروپایی باید از مقررات مربوط به محافظت از اطلاعات کاربران اینترنت و تلفن همراه پیروی کنند. برخی نهادهای حقوق بشر بر این عقیده‌اند که اروپا به بهانه حفاظت اطلاعات در برابر اقدامات آمریکا به دنبال جاسوسی از شهروندان است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>