نسخه متنی | ۶۵۳

نگاهی به فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»
سرگردان میان سنت و مدرنیته
«زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» نمونه جدید از فیلم‌هایی است که به مضمون خیانت می‌پردازند. این فیلم داستان یک میهمانی است. آقای محمودی و همسرش محدثه به همراه دختر جوان‌شان میزبان خواهرزاده محدثه، ساناز و شوهر جوانش رامتین هستند، اما بوی خیانت، میهمانی را فرا می‌گیرد. همه به هم شک می‌کنند و رفته‌رفته یک بحران بزرگ، همه را فرا می‌گیرد.
در سال‌های اخیر، تعداد زیادی از فیلم‌های سینمای ایران با محوریت شک و خیانت زن و شوهر به یکدیگر ساخته شدند و انتقادات و اعتراضات زیادی را هم برانگیختند. سازندگان این‌گونه فیلم‌ها هم در پاسخ به اعتراضات مدعی بوده‌اند که در حال هشدار دادن به جامعه هستند. این درحالی است که اغلب فیلم‌هایی که در این جریان قرار دارند، خودشان مروج بی‌اخلاقی و اباحه‌گری هستند.
با این حال، در سال ۹۱ فیلمی در سینماها به نمایش درآمد که باوجود تمرکز بر موضوع شک و خیانت، اما محتوایی متفاوت داشت. این فیلم، «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» به کارگردانی سیدروح‌الله حجازی بود که برخلاف سایر آثاری از این دست، به معنای واقعی کلمه، خطرات فرساینده رسوخ فرهنگ غربی و سبک زندگی به ظاهر مدرن را در خانواده‌ها، نمایش می‌داد. فیلم جدید روح‌الله حجازی، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» هم دارای موضوع مشابهی است. با این تفاوت که این فیلم، دچار نوعی سرگردانی است. یعنی، اگر در فیلم «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» مقدمه، متن و نتیجه‌گیری مشخصی درباره نوع خاصی از سبک زندگی به نمایش درآمده بود، در فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» نوعی بلاتکلیفی، شک و نسبیت‌گرایی جریان دارد. از این منظر، فیلم جدید روح‌الله حجازی تا حدودی به آثار اصغر فرهادی شبیه است. همان‌طور که در فیلم‌های فرهادی، همه چیز در هاله‌ای از عدم قطعیت و بر مدار نسبیت‌گرایی اتفاق می‌افتد، در فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» نیز سیر روایت در محاق سرگردانی قرار دارد.
«زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» سعی کرده تا به آسیب‌های زندگی خانواده‌های مرفه در دو قالب به ظاهر سنتی و اشرافی و به ظاهر مدرن و تازه به دوران رسیده بپردازد. روایت فیلم، با طراوت و قوت شروع می‌شود؛ تعلیق ابتدایی داستان نیز بجا و پخته است؛ زندگی یک زوج جوان در همان ابتدای راه دچار فروپاشی می‌شود و طرح این فروپاشی، قالبی معماگونه دارد. فرم تصویری و فضاسازی حاکم بر فیلم نیز تأثیرگذار و حرفه‌ای است. همه منتظر درکی تازه از یک زندگی از هم پاشیده و آدم‌های سرگشته و پریشان هستند، اما فیلم، نه تنها مخاطب را به این درک تازه از یک واقعیت تلخ اجتماعی و فرهنگی نمی‌رساند که خود دچار آشفتگی و سرگردانی می‌شود. در واقع رفته‌رفته فیلم، وا می‌رود.
آنچه به فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» لطمه زده است، نبود یک محور محتوایی مشخص و باثبات در فیلم است. این هم ناشی از نگاه بی‌طرفانه فیلم به یک معضل اجتماعی است. فیلم، هم منتقد مدرنیته است و هم سنت. در عین حال، گاهی به مدرنیته حق می‌دهد و گاهی به سنت! این نگاه چند پهلو و متناقض و باقی ماندن در بازنمایی معلول‌ها، سبب شده که نتوان به این فیلم لقب «آسیب‌شناسی» داد. چون به هر حال، یک فیلم اجتماعی و یا دارای رویکرد آسیب‌شناسی فرهنگی، نمی‌تواند در قبال مسائل بی‌طرف و بی‌تفاوت باشد. این درحالی است که فیلم طوری پیش می‌رود که گویی شخصیت منحط و نابود شده ساناز، تا حدودی هم حق دارد که این گونه باشد!
شخصیت‌پردازی ضعیف هم از دیگر مشکلات این فیلم است. همه شخصیت‌ها تک‌بعدی هستند و علت اصلی کنش و واکنش‌های‌شان معلوم نمی‌شود. مثلاً مشخص نیست که چرا ساناز باوجود علاقه به شوهرش به او خیانت می‌کند و… نقطه‌ضعف دیگر فیلم، محدود بودن مابه‌ازاهای بیرونی آن است. واقعاً چند درصد از مردم کشور ما در وضعیت آدم‌هایی مثل رامتین و ساناز قرار دارند؟ این درحالی است که یک فیلم حتی اگر به مسائلی که گستره محدودی دارند هم می‌پردازد باید به گونه‌ای باشد که همه مردم را مخاطب قرار دهد. از طرفی، تنها آدم مثبت فیلم یعنی محدثه، فاقد گیرایی و جذابیت لازم است. حتی او که به سنت‌ها و اخلاق متوسل شده است نیز آدم منفعل و دافعه‌برانگیزی است. اگر محدثه سنت‌گرا را با ساناز مدرنیته‌زده مقایسه کنیم، ساناز دارای جذابیت بیشتری است. به‌خصوص برای مخاطب جوان. این درحالی است که اگر فرض کنیم این فیلم قصد داشته تا به مخاطب هشدار بدهد، باید چهره‌ای تنفرانگیز از ساناز نشان می‌داد، که این اتفاق در فیلم نیفتاده است.
نکته پایانی اینکه، یک اثر هنری هیچ‌گاه ملزم به ارائه راه حل برای مشکلات نیست. اما یک اثر هنری متعهد به سلامت و صلابت جامعه، حتی در شرایط عدم راهنمایی مخاطب نیز نمی‌تواند و نباید راه گریز و روزنه امید را به روی مخاطب خود ببندد. همچنان که در دنیای واقعی نیز هر بحرانی دارای یک راه خروج است. اما دنیای بحران‌زده این فیلم، محصور و بن‌بست است؛ بی‌هیچ راه فراری!
همه این عوامل سبب شده‌اند تا «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» دچار نقض غرض شده و به جای یک فیلم آسیب‌شناختی، به یک فیلم آسیب‌زا تبدیل شود.

تلویزیون و مقاوم‌سازی فرهنگی نسل جوان
حسین کارگر
با اتمام امتحانات آخر سال دانش‌آموزان و دانشجویان، باز هم مسئله اوقات فراغت به عنوان یک موضوع مهم فرهنگی و اجتماعی محل بحث کارشناسان قرار گرفته است. در این میان، بار اصلی بر دوش تلویزیون است. چراکه با وجود گسترش رسانه‌ها و ابزارهای ارتباطی مختلف، باز هم تلویزیون محبوب‌ترین و پرکاربردترین رسانه در خانواده‌های ایرانی است.
دو نگاه بر نقش‌آفرینی تلویزیون در غنی‌سازی اوقات فراغت نسل جوان وجود دارد. نگاه اول، کمیت‌گراست و معتقد است باید مخاطب جوان را ساعات بیشتری در پای تلویزیون نشاند، اما نگاه کیفیت‌گرا معتقد است هرچند جذب جوانان و نوجوانان می‌تواند یکی از عوامل موفقیت رسانه فراگیری همچون صداوسیما باشد، اما این مهم زمانی به مثابه یک «ارزش فرهنگی» قلمداد خواهد شد که به مقاوم‌سازی فرهنگی مخاطب جوان منجر شود.
سنت دیرینه در برنامه‌های تابستانی تلویزیون، برگزاری جشنواره‌های فیلم‌های سینمایی بوده است، به طوری که حجم زیادی از فیلم‌های داخلی و خارجی با هدف تأمین نیاز مخاطب به سرگرمی، فهرست برنامه‌های تابستانی تلویزیون را پر کرده است. ضمن اینکه امسال، حدود یک ماه از تعطیلات تابستانی، با جام جهانی همزمان شده است و این فرصتی شده تا صداوسیما با پخش زنده و بازپخش و تحلیل و حواشی مسابقات فوتبال، بخش زیادی از فضای برنامه‌های خود را پر کند. پس از آن هم ماه مبارک رمضان آغاز خواهد شد و برنامه‌های مناسبتی آن ایام به نمایش درخواهد آمد. اما فارغ از این‌گونه مناسبت‌ها، صداوسیما نیازمند یک راهبرد بلند مدت و کاربردی برای پاسخگویی به تعطیلات طولانی‌مدت تابستانی کودکان، نوجوانان و جوانان است.
نخستین قدم برای ترسیم چنین راهبردی، تشکیل گروه‌های فکری و پژوهشی، متشکل از جامعه‌شناسان و روان‌شناسان و استادان علوم ارتباطات است. این گروه باید با شناخت نیازهای نسل جدید جامعه، الگوهای تازه‌ای را برای جذب ایشان به صداوسیما و سپس اعتلای فرهنگی آنها طراحی کنند؛ الگوهایی فراتر از پخش جشنواره فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تکراری!
با کمی تأمل می‌توان دریافت که هر یک از شبکه‌های ماهواره‌ای مهاجم به ایران، گروهی از مردم را مخاطب خویش قرار داده است. یکی از آنها روی زنان متمرکز شده، دیگری نخبگان را هدف قرار داده و آن یکی هم نسل جوان را. این شبکه‌ها در کنار یکدیگر، نوعی موزائیک رسانه‌ای را ایجاد کرده و به طور هماهنگ، یک هدف غالب را ـ مبارزه با نظام حاکم بر ایران ـ در اشکال مختلف دنبال می‌کنند. شبکه‌های داخلی نیز باید چنین روشی را در پیش بگیرند. طبیعتاً همه مخاطبان جوان ایرانی، دارای ذائقه و پسند واحد نیستند. عده‌ای به برنامه‌های ورزشی علاقه‌مندند، عده‌ای به برنامه‌های هنری و … مهم این است که این برنامه‌ها ضمن جذابیت و برخورداری از خلاقیت و نوآوری در ساختار، در محتوا نیز خنثی نباشند. متأسفانه امروز می‌بینیم که مثلاً برنامه‌های شبکه ورزش، فاقد رویکرد راهبردی و محتوای هدفمند هستند و یا برخی از برنامه‌های هنری همچون «رادیو هفت» دچار این وضعیت است. خنثی‌زدگی و هراس از محتوای تهاجمی، از نقاط ضعف برخی از برنامه‌های سیماست. برای مقاوم‌سازی فرهنگی جوانان، باید این نقطه ضعف برطرف شود.

آغاز به‌کار شبکه «افق»
شبکه «افق» با محوریت برنامه‌های فرهنگی، از روز ۱۳ خرداد، به عنوان بیست‌ودومین شبکه روی آنتن‌های دیجیتال قرار گرفت. این شبکه هم‌اکنون به نمایش آنونس‌ها و اعلام برنامه‌های خود مشغول است. فعالیت آزمایشی این شبکه نیز همزمان با ماه مبارک رمضان آغاز خواهد شد. این شبکه علاوه بر پخش برنامه‌های ترکیبی و فیلم‌های مستند، سریالی با عنوان «آسمان من» به کارگردانی محمدرضا آهنج را نیز پخش خواهد کرد. پیش‌بینی می‌شود که شبکه «افق» بتواند توجه بسیاری از مردم را به خودش جلب کند.
اجرای طرح بزرگ قرآنی ۱۴۴۸ در سیما
همزمان با هزاروچهارصدوچهل‌وهشتمین سال نزول قرآن کریم و با محوریت حفظ آیات منطبق با سبک زندگی اسلامی در شب میلاد مسعود ولی‌عصر(عج)، طرح ملی ۱۴۴۸ آغاز شد. این طرح به مدت ۸۸ روز و در دو دوره شش هفته‌ای ادامه خواهد یافت و در شب میلاد امام هشتم شیعیان مراسم اختتامیه آن برگزار خواهد شد. حسن گروسی، مدیر شبکه قرآن و معارف سیما درباره این طرح چنین توضیح داد: طرح ۱۴۴۸ در دو مرحله شش هفته‌ای برگزار می‌شود؛ مرحله اول باورها و مرحله دوم رفتارها نام گرفته است. در مبحث باورها به موضوعاتی همچون خداباوری، سختی‌ها و مشقات، معادباوری، دشمن‌شناسی، شناخت فلسفه و… پرداخته می‌شود. در مبحث رفتارها نیز برای رفتار فردی و اجتماعی، الگوی خانواده اسلامی و…  به مدت شش هفته برنامه خواهیم داشت.
پخش بلندترین انیمیشن ایران در شبکه پویا
پخش مجموعه انیمیشن «مهارت‌های زندگی» در قالب ۲۵۰ قسمت از شبکه پویا آغاز شد. داستان‌های «مهارت‌های زندگی» که با تکنیک سه‌بعدی کامپیوتری تولید شده است، حول محور خانواده‌ای فرهنگی و متوسط شکل می‌گیرد که این خانواده یک پسر و یک دختر در سنین دبستان و راهنمایی دارند و با پدربزرگ و مادربزرگ هم‌خانه هستند. در مقابلِ خانه‌ آنها مجتمع بزرگی قرار دارد که خانواده‌های متعددی در آن زندگی می‌کنند و در همین راستا مسائل گوناگونی اتفاق می‌افتد. بلندترین مجموعه انیمیشن مرکز پویانمایی صبا با عنوان «مهارت‌های زندگی» که فرخ یکدانه سرپرستی گروه کارگردانان و نویسندگان آن را برعهده دارد، هر روز ساعت ۱۹:۴۰ از شبکه پویا پخش می‌شود.

نامه الهام چرخنده به مسیح علی‌نژاد
آزادی یواشکی تو
استخوان‌های شهدا را نادیده می‌گیرد!
«الهام چرخنده» در نامه‌ای خطاب به «مسیح علی‌نژاد» روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب خارج‌نشین و در پاسخ به تحرکات هفته‌های اخیر وی نوشته است:
زن…
تو نامت مسیح نیست. نامت معصومه است و فامیل تو بیانگر تمام نوشته من. تو معصومه علی‌نژاد هستی… چه زیباست که بی‌اجازه از سوی بانوان عفیف ایرانی ملعبه‌ای نباشی جغجغه‌گونه بر دست تریبون‌های مخفی و زیر زمینیِ بی‌دین و ریشه دور از وطن و آیین‌مان.
معصومه! تو فرزند ایران زمین در تیررس سخره نامردانی هستی که تو را تا دیروز زن مسلمان می‌دانستند… خودت را، شاید قلمت را و ای کاش باورت را… هنوز هم دیر نیست که بدانی زنان ایرانی ما چه مسلمان و چه غیرمسلمان همیشه تمام زیبایی‌شان به نجابت و غیردسترس بودن قامت و دل و باورشان بوده است.
زنان عفیف ایرانی همانانی هستند که مادران قانع و فداکار و مهربان و نجیب و فعال و با ایمان فرزندان‌شان هستند. می‌شناسم همسر شهیدی از هموطنان آشوری را که با داشتن مدرک تحصیل فوق‌لیسانس پرستاری، سال ۵۷ از ایران نرفته، چراکه خود را یک ایرانی با غیرت می‌داند و بر این مهم پابرجاست که هر اتفاقی در ایران بیفتد همه ایرانی هستیم و باید از ناموس وطن، ناموس خاک و ناموس مرز دفاع کنیم.
آزادی یواشکی تو، اشک‌های یواشکی مادری را که می‌ترسد فرزند خردسالش بفهمد پدرش شهید شده را نادیده می‌گیرد. آزادی یواشکی تو، خون‌های یواشکی‌ای که از شهیدی آرام آرام پشت خاکریز و در حسرت دیدن فرزند دو ساله‌اش می‌ریخت را نادیده می‌گیرد.
آزادی یواشکی تو دردهای جانبازی که ۳۰ سال است با دستگاه نفس می‌کشد را نادیده می‌گیرد. آزادی یواشکی تو، غم‌های مادری را که هنوز در روستا مجنون‌وار عکس فرزند شهیدش را در دست دارد و چشمان یعقوب‌وارش به جاده، تا اینکه شاید فرزندش از راه بیاید را نادیده می‌گیرد.
آزادی یواشکی تو، استخوان‌های شهیدی که برای مادری پس از گذشت چندین سال می‌آورند را نادیده می‌گیرد. به کجا می‌روی؟! بی‌هویتی، بی‌ایمانی و بی‌عفتی تمام آرزویی است که برای خاتون ایران زمین نذر کرده‌ای؟! معصومه کجا و چگونه در این مرز و بوم نفس کشیده‌ای و قد کشیده‌ای، چگونه این ارزش‌های بزرگ انسانی برای تو ضدارزش شد.
تأسفم برای توست، چراکه نمی‌دانی برای زنان و مردم و همکارانت موجودی غیرقابل اعتماد و احترامی! چراکه ابتدا خیانت کردی بر دین خود، بر کشور و خواهران خودت، تصویری از زنان و ناموس شیعه را تو به دیده نامحرمان دادی، کاش می‌شد خواهرانه سیلی به صورتت می‌زدم تا از خوابی که به ناچار در آن رفته‌ای بیرون آیی. زمانی که در کشور مالزی بودم، عکس نیمه‌عریان بازیگر زن خودفروخته (گلشیفته فراهانی) منتشر شد، زنان چینی و مالایی و هندی با ننگ و خجالت و سوال این فیلم را دست به دست می‌کردند.
این نامش شیرزنی نیست، این نامش مبارزه نیست، این نامش جهاد نیست. فقط یک دسیسه و فریاد است که مطمئنم از سینه تو نیست. از دهان بد بو، بد طینت و بد دل دشمنان دین و اخلاق و خانواده و مذهب است.
خواهرانم، دختران ایران زمین!
آبجی‌های گلم! حجاب همچون صندوقچه قیمتی است که وجود گرانقدر و دُر نایاب وجودتان را در خود نگه می‌دارد. نجابت تمام عنصر زیبایی زن ایرانی است که همیشه برای تمام مردان دنیا دست‌نیافتنی بوده. دُرِ گرانبهای قامت سروگونه‌تان را حراج نکنید به مفت. بگذارید بچه‌های شما، همسران شما به پاکدامنی و عفت شما ببالند و تکیه کنند.
به نوشته‌ام که در تنهایی و پر از بغض نوشته شده فکر کنید. منم یه جایی‌ام تو همین کشور و یک روسری رنگی آراسته به خطوط فارسی به سرم. من یک زن مسلمان ایرانی‌ام.

جمع‌بندی تریبون ـ ۵
مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای
این شماره از مسابقه پیامکی تریبون را به موضوعی اختصاص دادیم که به‌نظر می‌آید باید بیش از این روی آن کار کنیم. یعنی مهم‌ترین کلیدواژه‌هایی که «امامان انقلاب ما» در حوزه‌های مختلف به‌ویژه درباره فرهنگ به کار برده‌اند.
بصیرت و دشمن‌شناسی
مهم‌ترین کلیدواژه امام خمینی(ره) دشمن‌شناسی و اتحاد بوده و امام خامنه‌ای در تکمیل آن، بصیرت را مطرح کرده‌اند. این نظر «ابراهیمی» از تهران بود. «قابل قبادی» از رشت هم معتقد است: مردم‌سالاری دینی، بصیرت و اسلام ناب از جمله این کلیدواژه‌هاست.
اتحاد اسلامی
مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای، وحدت و اتحاد است که موجب عزت و سربلندی امت اسلامی و یاس دشمنان است. این نظر «محمدرضا قنبری» از کرمانشاه است و همراهان دیگری چون؛ «حمیدرضا زمانی» از بروجن و «پرویز رحیمیان» از شهرکرد اتحاد اسلامی را برشمرده‌اند.
«معصومه پوزش» از باغملک هم معتقد است: مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی امام خمینی(ره) وحدت کلمه است و اعتماد به وعده و نصرت الهی و اتحاد ‏را «محمدرضا فلاحی» از سبزوار بیان کرده است.
مدیریت جهادی
«نجمه یزدانشناسان» از فارس هم گفته است: مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای را می‌توان تحت عنوان مدیریت جهادی نام‌گذاری کرد و از جمله مصادیق این عنوان، مدیریت رهبر فرزانه انقلاب است و این مدیریت ادامه‌دهنده مدیریت جهادی امام خمینی(ره) است که انقلاب اسلامی را در سطح جهان رهبری می‌کردند.
«علی عباسقلی‌پور» از املش هم گفته که مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی از نظر امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای در عرصه فرهنگ و فعالیت‌های فرهنگی، مراقبت کامل و دقت و مدیریت جهادی و رشد فرهنگی یک ملت است تا از ورود فرهنگ بیگانه جلوگیری کند.
«علی مجیدی هفت‌چشمه» از آذرشهر مهم‌ترین کلیدواژه‌های فرهنگی را کلیدواژه‌هایی چون؛ وحدت کلمه، مردم‌سالاری دینی، ولایت فقیه، بیداری اسلامی، التزام عملی به شریعت اسلامی، مدیریت فرهنگی،  مدیریت جهادی و… دانسته است.
«علی رحمتی» از لنگرود هم گفته است: عدالت، استقلال فرهنگی، انسجام درونی و مدیریت جهادی.
خودباوری و داشتن روحیه «ما می‌توانیم»
«احمد برزگر» از میبد در پاسخ گفته است: تکیه بر توانایی‌ها و استعدادهای داخلی در همه عرصه‌ها و باور به اینکه «ما می‌توانیم» و «کمالی» از شیراز هم با بیان اینکه مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی هر دو بزرگوار عبارت «ما می‌توانیم» است، این مسئله را تایید کرده است. «کیومرث حقیقی» از کرمانشاه هم گفته است: با توجه به اینکه سال‌های متمادی تلاش شد تا به ایرانی‌ها تلقین شود که «نمی‌توانند»، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام عزیز روحیه «ما می‌توانیم» را وارد فرهنگ کشور کرد و پس از ایشان حضرت امام خامنه‌ای تاکید فراوانی بر روی این جمله دارند. «امین نجفی» از قشم معتقد است: خودباوری و تکیه بر اسلام ناب محمدی، کلیدواژه فرهنگی امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای است.  «غلامرضا استکی» از اصفهان، خودباوری و تکیه بر اعتماد ملی را پاسخ به این پرسش دانسته است.
فرهنگ اسلامی
«رضا زمانی» از بوشهر و «سیدمحمد خدایی» از یزد، فرهنگ اسلامی و پایبندی به اصول اعتقادی و ارزش‌های ‌ دینی و انقلابی و بصیرت‌افزایی را پاسخ این پرسش دانسته‌اند و «محمود نصیری» از شاهرود، بسط فرهنگ و ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) را بیان کرده و «سیدحسین سیدى» از اصفهان فرهنگ اسلام ناب محمدى به دور از غرب‌زدگى را مطرح کرده است. حفظ عفت و حجاب در جامعه اسلامی را «الهام حیدرنژاد» از تهران بیان کرده و رعایت اصول اسلامی در تمامی موارد اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی را «فاطمه جمشیدی» از تهران عنوان داشته و حجاب، حیا و زندگی در پناه قرآن همراه با عمل به آن توسط «محمدی‌نسب» از نایین مطرح شده است.
دیگر نظرات
«علی اعتمادی» از نیشابور هم، جهاد اقتصادی و فرهنگی، استقلال سیاسی و فرهنگی، تبدیل شدن مسلسل‌ها به قلم با رسیدن انسان به کمالات، عدم وادادگی مسئولان به فرهنگ غرب، خودباوری و نگاه به درون و«عرب‌نژاد» و «مرادی» از کرمان، عدالت را در این باره برشمرده‌اند.
«مصطفی اکبری» از داران و «رضا خوش‌کلام» از آلانق بستان‌آباد هم مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی امام خمینی(ره) را استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و ارزش‌های انقلابی، اسلامی و دینی، برشمرده‌اند و گرانمایگان دیگری چون؛ «نجفی از کرمان»، «محمد عباسقلی‌پور» از املش، «حمیدرضا رحمتی» از قم، «آیت رستمی» از جوانرود دیگر همراهانی بودند که نظراتی در این باره ارائه کردند.
برندگان تریبون ـ۵
قابل قبادی از رشت / نجمه یزدانشناسان از فارس / احمد برزگر از میبد
سوال تریبون ـ ۶
چه کسانی و چرا از گروهک تروریستی داعش حمایت می‌کنند؟

گلستان شیردم
(به بهانه درگذشت پدر شهیدان شیردم)
جهان کفر و برانداز، چون مصمم شد
به انقلاب جوان، حمله‌ها دمادم شد
ز کودتا و ز آشوب، طرف چون که نبست
به پیش دیده‌شان، زندگی جهنم شد
اشاره کرد به صدام، حمله باید کرد
تمام دست شیاطین، قفل در هم شد
خدا نظاره‌گر اتحاد ننگین بود
تمام لحظه ایران زمین محرم شد
امام، روح خدا، چون خروش برآورد
تمام جبهه لبالب، ز خیل آدم شد
هزار نقشه کشیدند و فتنه‌ها کردند
توهمی که به‌شدت، به یأس توأم شد
چهار گل، ز گلستان «شیردم» شاهد
در این میانه قد مادر وفا خم شد
پدر چو کوه، صبورانه، غم تحمل کرد
زمان گذشت، پدر آبدیده محکم شد
محمدی که «علی‌اکبرش» به خون غلتید
ز «بیژنش» خبر آمد، شهید اعظم شد
جهان گرفت «جهانگیر» با صلابت خویش
به رزم بعثی و صدام همچون رستم شد
خدا به قلب «جهانبخش» قدرتی بخشید
شکوهمندترین، رزمجوی عالم شد
کسی که شیردم است، از شغال بیمش نیست
به روبهان هراسیده، روز ماتم شد
خدا قبول کند، این چهار قربانی
چهار مرد، فدای رسول اکرم(ص) شد
عبدالمجید فرائی

کلید آسمان
نمازی خوانده‌ام در بارش یکریز ترتیلش
فدای عطر «حول حالنا»ی سال تحویلش
کلید آسمان در دست، مردی می‌رسد از راه
پر است از معنی آیات ابراهیم تنزیلش
زمین هر روز فرعونی دگر در آستین دارد
دعا کن هر سحر آبستن موسی شود نیلش
زمان اسب سپید مهدی موعود را ماند
به گردش کی رسد بهرام ورجاوند با فیلش
زمین یک روز در پیش خدا قد راست خواهد کرد
به قرآنی که گل کرده است از تورات و انجیلش
علیرضا قزوه

باورت نکرده‌ایم وگرنه می‌آمدی…
ای گل غایب!
آب‌ها نام تو را زمزمه می‌کنند.
درخت‌ها به احترام تو سبز می‌شوند.
نسیم، دعای عهد را در گوش سروها می‌خواند.
دریاها با ذکر نام و یاد تو بی‌کرانه می‌شوند.
گل‌ها رنگ و بوی‌شان را از جمال تو وام می‌گیرند.
زمین و آسمان و انسان دست به دست هم می‌دهند و با نجوایی سبز برای طلوع روی ماهت دعای ندبه می‌خوانند!
مولا جان! ظهور و حضور تو سر سبزی مدام دنیا را نوید خواهد داد.
شکفتن گل رویت بهترین هدیه برای منتظران است.
دل‌ها و دیده‌های ما را دریاب!
مهدیا! جان‌ها، شورانگیز از یاد دلربای توست. شقایق‌های شادی بشر، در شبستان شیدایی تو می‌کاود و شایسته‌ترین بندگان خدا، شب‌ها و روزها، شرط تداوم حیات خویش را در آویختن به شاخه طوبای محبت تو می‌دانند.
یارا! دل‌ها به یاد تو می‌تپد و روشنی نگاه منتظران به افق خورشید ظهور توست…
ای برترین افق برای پرواز پرندگان آرزو! ای تجلی آبی‌ترین آسمان امید! ای منتهای برترین خیال هستی! و ای آرمان همه چشم انتظاران! دنیا نیازمند ظهور توست و قلب انسان‌ها به شوق زیارت جمال دلربای تو می‌تپد.
ای قلب عالم امکان! بیا و گَرد گام‌هایت را توتیای چشمان‌مان کن.
بیا که نوای دل‌انگیز توحیدت را با گوش جان شنواییم
مولا جان! می‌دانیم دلت را شکسته‌ایم، اما… باورت نکرده‌ایم وگرنه می‌آمدی…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>