نسخه متنی | ۶۵۳

آیت‌الله شیخ محمدرضا مهدوی‌کنی
دعا سبب آرامش انسان می‌شود
دعا، نشانۀ فقر و نیاز است و بندگى چیزى جز اظهار فقر و نیاز به درگاه آفریدگار بى‌نیاز نیست، چنانکه خداوند در قرآن مى‌فرماید: «یا أَیُّهَا اَلنّاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَراءُ إِلَى اَللّهِ وَ اَللّهُ هُوَ اَلْغَنِیُّ اَلْحَمِیدُ* إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ* وَ ما ذلِکَ عَلَى اَللّهِ بِعَزِیزٍ؛ اى مردم، شما (همگى) نیازمندان به خدا هستید. تنها خداوند است که بى‌نیاز و شایستۀ هرگونه حمد و ستایش است. اگر بخواهد شما را مى‌برد و خلق جدیدى مى‌آورد و این براى خداوند ناممکن (و مشکل) نیست.»
و در آیۀ دیگر فرموده است: «وَ رَبُّکَ اَلْغَنِیُّ ذُو اَلرَّحْمَهِ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ ما یَشاءُ کَما أَنْشَأَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْمٍ آخَرِینَ؛ پروردگار تو بى‌نیاز و مهربان است. اگر بخواهد شما را مى‌برد و به‌جاى شما هرکس را بخواهد جانشین مى‌سازد، همان گونه که شما را از نسل گروه دیگرى به وجود آورد.»
و در آیۀ کریمۀ دیگر آمده است: «…وَ اَللّهُ اَلْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ اَلْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ؛ …خداوند بى‌نیاز است و شماها نیازمندید و هرگاه سرپیچى کنید خداوند گروه دیگرى را به‌جاى شما مى‌آورد که مانند شما نخواهند بود.»
بنده و مخلوق خدا نه‌تنها فقیر و نیازمند به خدا است که سراپا عین فقر و نیاز است. حکمای الهى مى‌گویند مخلوق یعنى موجود وابسته و متعلق به خالق و ممکن یعنى آنکه وجودش عین فقر و امکان است که اگر این وابستگى از او سلب شود دیگر براى او چیزى باقى نمى‌ماند. تمام هستى او همین وابستگى است. چنانچه کسى گمان کند وجودش چیزى و فقر وجودی‌اش چیز دیگر است یعنى تصور کند که فقر عارض بر ذات او است و با این فرض در مقام ذات، خود را بى‌نیاز و مستقل و در مرتبۀ پس از ذات، خود را نیازمند ببیند با این برداشت، صفت فقر و وابستگى امرى عارضى خواهد بود و این تصورى غیر معقول است که ممکن و مخلوق در مرتبۀ ذات بى‌نیاز از علت باشد، زیرا تنها آفریدگار جهان، واجب‌الوجود است و در ذات و صفات از علت بى‌نیاز است، بنابراین بنده‌اى که سراسر وجودش فقر و تعلق است، در مقام دعا به این حقیقت اعتراف مى‌کند و حال خود را با مقال بازگو مى‌کند و لازمۀ بندگى همین است که بنده واقعاً با قلب و زبان و با همۀ وجود به این حقیقت اعتراف کند. با این اعتراف وظیفۀ بندگى را ادا کرده است و ازاین‌رو دعا بالاترین و راست‌ترین عبادت است، چنانکه خداوند مى‌فرماید: «وَ قالَ رَبُّکُمُ اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ اَلَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ؛ پروردگار شما گفته است مرا بخوانید تا (دعاى) شما را اجابت کنم. کسانى که از عبادت من تکبر مى‌ورزند به زودى با خوارى وارد دوزخ مى‌شوند.»
پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «انّ الدعاء هو العباده ثم قرأ: ادعونى استجب لکم؛ دعا حقیقت عبادت است، سپس آیه (فوق) را تلاوت کرد.»
* دعا و ایجاد آرامش
انسان در فضاى دعا و توسل به حالت امید و اطمینان دست مى‌یابد و دعا به او آرامش مى‌بخشد. این دعاها و ذکر اسماء و صفات الهى و مضامین عرفانى و ملکوتى آن، سالک را به وادى محبت و عشق مى‌برد. او زیبایی‌ها و جمال و کمال را یکى پس از دیگرى در وصف معشوق به زبان مى‌آورد و از منظر دل مى‌گذراند و با محبوبى که این همه زیبایى دارد راز و نیاز مى‌کند و عشق مى‌ورزد و در اینجا دعا از مرحلۀ عرض حاجت فراتر مى‌رود و به مرحلۀ محبت و عشق مى‌رسد. یعنى از مرحلۀ سؤال و عرض نیاز به مرتبۀ سرّ و راز مى‌رسد و از ماسوى بریده و جز او چیزى را نمى‌بیند و جز او چیزى نمى‌جوید و در جلال و جمال او محو مى‌شود و اگر لطف حق یارى کند به مرتبۀ صحو تشرّف مى‌یابد و به عزّ قدس مى‌آویزد، چنانکه در مناجات شعبانیه آمده است: «الهى هب لى کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتّى تخرق أبصار القلوب حجب النّور فتصل الى معدن العظمه و تصیر أرواحنا معلّقه بعزّ قدسک»؛
خدایا! سراپاى وجودم را به ذات اقدست وابسته کن تا هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز تو نبینم و نخواهم.
خدایا! دیدگان ظاهرى با نور برونى مى‌بینند، به ما دیده بصیرت عنایت کن تا با نظاره تو کسب نور کنیم و در پرتو آن، حجاب‌هاى نور را یکى پس از دیگرى درنوردیده و به کانون عظمت واصل شویم و ارواح‌مان به عزّ قدست آویخته و از وحشت تنهایى و دهشت نیستى رهایى یابد و به مرتبه بقا پس از فنا نائل آید و (جاودانه گردد).
* بها دادن به عواطف و احساسات درونى
از دیگر نکاتى که در ادعیه موجود است، آن است که چون این دعاها از طریق وحى وارد شده در آنها به عواطف و احساسات و غرایز درونى انسان بها و ارزش داده شده و برای آنها اهمیت بسزا لحاظ شده است. انسان فطرتاً چیزهایى را دوست مى‌دارد که سرنوشت او با آنها گره خورده و فطرتش از آنها مایه گرفته است. براى مثال مى‌توان از صفت زیبایى‌طلبى، جمال‌جویى و کمال‌خواهى انسان نام برد، چرا که انسان به‌طور طبیعى و فطرى زیبایى‌ها، خوبى‌ها، کمال‌ها، جمال‌ها را دوست مى‌دارد و از لطف و محبت، عفو و اغماض و گذشت، جود و کرم، علم، قدرت و… شادمان مى‌شود. عزت و عظمت و قاطعیت، او را خرسند مى‌کند. از بزرگوارانى که در عین بزرگوارى و عظمت به کوچک‌ها احترام مى‌گذارند، خوشش مى‌آید. به‌راستى انسان، طالب کمال مطلق است و بى‌نیازى و غنا را دوست دارد و علاقه دارد که نیازمندان را بى‌نیاز کند.
انسان با این غریزه و فطرت کمال‌جو و زیباطلب بى‌تردید آنکه همه زیبایی‌ها از آن او است و تمام زیبایی‌ها را او آفریده بیشتر از هر چیز دوست مى‌دارد.
زیبایى محبوب اصلى انسان است. از این‌رو دعاى افتتاح با حمد و ثناى الهى شروع مى‌شود و خوبی‌ها و زیبایی‌هاى او را یکى پس از دیگرى بازگو مى‌‌کند و بالطبع حس زیبایى‌خواهى انسان بیشتر هوشیار مى‌شود و هرچه به پیش مى‌رود آتش عشق و التهاب او مشتعل‌تر مى‌‌شود و با این سیر عاشقانه خود را برابر کمال و جمال مطلق مى‌بیند و ناگهان او را مخاطب قرار داده و مى‌گوید: «فاسمع یا سمیع مدحتى و أجب یا رحیم دعوتى» او مانند کسى که از خود بى‌خود شده و نمى‌داند که با چه مقامى سخن مى‌گوید آن‌قدر خود را با او نزدیک و خودمانى احساس مى‌کند که مى‌گوید خدایا! مدح و ثناى مرا بشنو و دعاى مرا پاسخ ده. این کلام، کلام انسانى است که با دریاى رحمت الهى روبه‌رو شده و خود را به امواج دریا افکنده تا خود را شست‌وشو دهد و از آلودگی‌ها بزداید، از این رو بى‌درنگ مى‌گوید: «و أقل یا غفور عثرتى» اى خداى غفور و بسیار آمرزنده! لغزش‌ها و گناهان مرا نادیده بگیر و بیامرز. او وقتى به خدا نزدیک شده و این همه کمال، جمال و لطف و رحمت را (که در صحنۀ هستى گسترده شده و شامل تمام احوال و ازمان است) مى‌بیند در این حال شهود و حضور ناگهان پرده‌هاى غفلت یکى پس از دیگرى کنار رفته و گذشته‌ها پیش رویش نمایان مى‌شود و مى‌بیند که چه لطف‌ها، چه رحمت‌ها و چه دستگیرى‌ها از سوى خدا شامل حالش شده که او همه را فراموش کرده است و چقدر گرفتاری‌ها، بیماری‌ها، غم‌ها و غصه‌ها که خدا آنها را از سر راهش برداشته است و سرانجام با این دید، به زندگى امیدوار مى‌شود و این همان عنایت و احترام به احساسات و عواطف انسان است که از دعا نشئت مى‌گیرد و بنده گنهکار را امیدوار مى‌سازد و به ادامه راه دعوت مى‌کند.
دعا ابعاد گوناگونى دارد. دعا افزون بر جنبه عبادى و راز و نیاز و عرض حاجت به پیشگاه خداوند متعال، آثار دیگرى دارد که مهم‌ترین آن بعد تعلیم و تلقین آن است. بسیارى از دعاهایى که از طریق رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) و اهل بیت (علیهم‌السّلام) به دست ما رسیده تنها یک تقاضاى شخصى و مناجات فردى نیست، بلکه دنیایى از عرفان و تعلیم و تربیت است. این دعاها مکتب است، مدرسه است، انسان‌ساز است، جنبۀ اخلاقى و خودسازى دارد، اما از لحاظ معرفتى نمى‌توان با یک جمله و دو جمله و یک مقاله و یک کتاب و دو کتاب حق مطلب را ادا کرد. دعاهایى امثال صحیفه سجّادیّه، مکارم‌الاخلاق، مناجات شعبانیه، دعاى عرفه، دعاى صباح و ادعیه شب‌هاى ماه مبارک رمضان به‌خصوص دعاى سحر، هر کدام دریایى از عرفان و معرفت و اخلاق است که به زبان دعا و مناجات ایراد شده است و به قول استاد بزرگوارمان امام خمینى (ره) این دعاها، قرآن صاعد است، چنانکه قرآن مجید، کلام‌الله نازل است و هر دو از سرچشمه وحى نشئت گرفته‌اند و اما از لحاظ اخلاقى و تربیتى در این ماه دعاها از هر جهت غنى و پربار است و ارزش‌هاى اخلاقى را به صورت دعا تعلیم داده‌اند.
به عنوان مثال این دعایى که هر روز و هر شب ماه مبارک رمضان مى‌خوانیم؛ «اللهم أغن کل فقیر» و دعاهاى عمومى دیگر که اینها تنها دعا و خواستن نیست، زیرا مسلمانى که وسایل زندگى خود را از هر جهت آماده مى‌بیند و آنگاه هنگام نماز دست به دعا بلند کرده و عرضه مى‌دارد: «خدایا من که وسایل زندگى را براى خود فراهم کرده و آسوده‌خاطرم تو خود میدانى و بندگان گرسنه و نیازمندت! خدایا خودت مشکلات آنان را برطرف کن!» این‌گونه دعا به شوخى نزدیک‌تر است. دعاى جدّى آن است که از دل برآید و از اعماق جان نشئت گیرد. این دعاها پیام دارد.
منبع: کتاب شرح دعای افتتاح اثر معظم‌له صفحات ۲۲ تا ۲۵ با اندکی تصرف و تلخیص

قیس‌بن‌عاصم ـ۱
قیس‌بن‌عاصم از صحابه رسول خدا(ص) بود. نام کاملش قیس‌ بن عاصم بن سنان بن خالد بن منقر بن عبید بن مقاعس ـ و نام مقاعس‏ ـ الحارث بن عمرو بن کعب بن سعد بن زید مناه بن تمیم التمیمی الْمِنْقَرىّ‏ است. او را بدین جهت چنین لقبی دادند که وی از سوگندی که میان قوم او بود، برگشت. کنیه او را ابوعلی، ابوطلحه و ابوقبیصه‏‏ گفته‌اند که اولی مشهورتر است. برخی نام مادرش را ام اسفر بنت‌خلیفه‏ ثبت کرده‌اند.
در سال نهم با وَفْد (هیئتى که بر امیرى وارد شوند) بنى‌تَمیم به خدمت حضرت رسـول(ص) رسید، اسـلام آورد و حـضـرت درباره او فـرمـود: «هذا سـَیِّدُ اَهـْلِ الْوَبـَر» (اهل وبر به کسانی گفته می‌شود که خانه و کاشانه دائمی ندارند، بلکه چادر می‎زنند و چادر را هم از پشم درست می‎کنند.) او مـردى عـاقـل و حـلیم بود؛ چندان که احنف‌بن‌قیس که معروف به کـثرت حلم بود، می‌گفت حلم را از او آموخته است! وقتى از احنف پرسیدند که از خود حلیم‌تر کسى یافته‌اى؟ گفت: آرى من این حلم را از قیس‌بن‌عاصم آموخته‌ام. روزی دیدم او با مردى سخن مى‌گفت، ناگاه چند تن از مردم برادر او را با دسـت بـسـتـه آوردنـد و گـفـتـنـد: هـم اکـنـون پـسـرت را کشت! قیس این بشنید و قطع سخن خویش نکرد، آنگاه که سخنش تـمـام شد پـسـر دیـگـرش را طـلبـید و گفت: برخیز اى پسرم! دست عمویت را بگشا و برادرت را به خاک سپار! آنـگـاه فـرمـود: مـادر مقتول را صد شتر عطا کن، باشد که حزن او اندک شود. این بگفت و از طرف اَیمَن به سوى اَیْسَر تکیه زد و شعری خواند.
قیس روزی بـا جـمـاعـتـى از بـنـى‌تـمـیـم خـدمـت حـضـرت رسول خدا(ص) رسیدند و از آن حضرت موعظه خواستند، آن حـضـرت فرمود: اى قیس! چاره‌اى نیست بـراى تـو از قـرینى که دفن شود با تو و او زنده است و دفن مى‌شوى با او و تو مـرده‌اى. پـس او اگـر کریم باشد تو را گرامى خواهد داشت و اگر لئیم باشد تو را واخـواهـد گـذاشت. آن گاه آن همنشین با تو محشور مى‌‌شود و در رستاخیز با تو برانگیخته مى‌شود و سـؤال کـرده نـخـواهـى شـد مـگـر از او؛ پس دقت کن که همنشینى که انتخاب مى‌کنى نیک باشد؛ زیرا اگر او نیک باشد مایه آرامش تو و در غیر این صورت موجب وحشت تو مى‌‌شود و او عمل تو است. قیس عرض کرد: یا نبى‌الله! دوست داشتم کـه ایـن مـوعـظه به نظم آورده شود تا ما افتخار کنیم به آن بر هر که نزدیک ما است از عـرب و هـم آن را ذخیره خود مى‌کردیم. رسول اکرم(ص) دستور فرمود کسى به دنبال حسان‌بن‌ثابت برود؛
عده‌ای گفتند خود قیس بن عاصم  سخنان حضرت را منظوم کرد.
تَخَیَّرْ خلیطا مِنْ فِعالِکَ اِنَّما
قَرینُ الْفَتى فِی الْقَبْر ما کانَ یَفْعَلُ
ولابُدَّ قَبْلَ الْمَوْتِ مِنْ اَنْ تُعِدَّهُ
لِیَوْمٍ یُنادِى المَرْءُ فیهِ فَیُقْبِلُ
فَاِنْ کُنْتَ مَشْغُولاً بِشَى‌ءٍ فلا تَکُنْ
بِغَیْرِ الَّذی یَرْضى بِهِ اللّهُ تَشْغَلُ
فَلَنْ یَصْحُبَ الاِنْسانَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ
وَ مِنْ قَبْلِهِ اِلا الَّذی کانَ یَعْمَلُ
اَلا اِنَّمَا الانسانُ ضَیْفٌ لاَهْلِهِ
یُقیمُ قَلیلاً بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَرْحَلُ

گزارش صبح‌صادق از نشست خبری نماینده ولی فقیه در سپاه
پژوهشکده تحقیقات اسلامی قم به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) تبدیل شد
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در س‍پاه در نشست‌خبری خود که در ساختمان شهید شیرازی معاونت روابط عمومی سپاه برگزار شد، از ارتقای پژوهشکده‌ تحقیقات اسلامی سپاه با تدبیر و تصویب فرمانده معظم کل قوا به پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) خبر داد و گفت: یکی از آرزوهای ما برخورداری از مراکز آموزشی و پژوهشی قوی و نیرومندی بود که الحمدلله از دیرباز این آرزو تحقق پیدا کرده بود.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در ادامه تصریح کرد: قصد ما این بود که این پژوهشکده به پژوهشگاه تبدیل شود که پس از تلاش‌ها و بررسی‌های زیاد، در نهایت در خردادماه ۱۳۹۳ با تدبیر رهبر معظم انقلاب و فرمانده معظم کل قوا پژوهشکده به پژوهشگاه تبدیل شد و تحت عنوان پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) که به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز پژوهشی کشور است، وارد این عرصه شد.
وی با بیان اینکه در ساختار پژوهشگاه امام صادق(ع) چند پژوهشکده وجود خواهد داشت، افزود: این پژوهشگاه به شکل جدیدی سازمان یافته شده که چندین پژوهشکده از جمله الهیات، علوم اسلامی، علوم سیاسی، مطالعات اجتماعی و فرهنگ مقاومت، دفاع و امنیت و اندیشکده آینده‌پژوهی و مطالعات راهبردی در این پژوهشگاه در حال شکل‌گیری و تکمیل است و این امتیاز مهمی برای سپاه پاسداران است.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه اضافه کرد: در سال‌های اخیر و براساس تدبیر رهبر معظم انقلاب و با پیشنهاد ستادکل نیروهای مسلح، مسئولیت پشتیبانی از پژوهش‌های علوم اسلامی و انسانی دیگر سازمان‌های عقیدتی ـ سیاسی در ارتش، نیروی انتظامی و وزارت دفاع برعهده ما گذاشته شده است. یعنی هم به سپاه خدمات می‌دهیم و هم نیازهای دیگر سازمان‌های عقیدتی ـ سیاسی نیروهای مسلح را در این زمینه تأمین می‌کنیم.
وی در خصوص فعالیت‌های بخش بیرونی سپاه هم خاطرنشان کرد: شناخت راهکارهای دشمن و توطئه‌های آنها به خصوص در عرصه تهاجم فرهنگی در دستور کار ما بوده است، آنچه سپاه در ظرفیت بیرونی خود دارد، مجموعه بسیج است که در بارور کردن اندیشه‌های دینی تلاش بسیاری انجام داده و همایش‌ها، آموزش‌ها و مانورهای بسیاری را در جهت ایفای نقش اجتماع خود برگزار کرده است.
توان اقتصادی سپاه به معنای سهم‌خواهی از دولت نیست
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی با اشاره به توان اقتصادی سپاه، اظهار داشت: سپاه آمادگی خود را به دولت اعلام کرده و ظرفیت‌های بسیار بالایی در کمک به دولت دارد، البته متأسفانه آن‌گونه که باید و شاید استقبال خوبی از این توان اقتصادی نشده است و اگر سپاه اعلام آمادگی برای کمک به دولت از خود نشان داده، به معنای سهم‌خواهی نیست.
وی افزود: سپاه با همه وجود در خدمت تحقق اقتصاد مقاومتی است که اقتصاد مقاومتی را تنها راه‌حل مقابله با فشارهای دشمن می‌داند و سپاه در این زمینه آمادگی دارد هر چه در توان دارد در خدمت دولت و مردم قرار دهد تا بتواند این تدبیر را به نحو احسن عملیاتی کند.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به کمبود اعتبارات در سپاه ادامه داد: ما در سال‌های اخیر با کمبود اعتبارات مواجه بودیم، اما مأموریت‌ها کم نشده است و این نشان می‌دهد که با مدیریت جهادی می‌توان بسیاری از موانع را با کمترین اعتبار از سر راه برداشت و کارها را به نحو احسن انجام داد.
بسیج ظرفیتی در اختیار سپاه
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی همچنین در ارتباط با وظیفه سپاه در زمینه فرهنگ  گفت: آنچه که سپاه در ظرفیت و اختیار خودش دارد مجموعه بسیج است و در زمینه بارور کردن اندیشه دینی و واکسینه کردن جامعه تلاش بسیار زیادی را انجام داده است.
نماینده ولی فقیه در سپاه برگزاری همایش‌ها، نشست‌ها، آموزش‌ها و دوره‌های مختلفی که در قم و مشهد انجام می‌شود را با همین هدف ارزیابی کرد.
با استاد سکولار نمی‌شود دانشجوی دینی تربیت کرد
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در پاسخ به پرسش خبرنگار صبح‌صادق در خصوص نقش سپاه و مراکز پژوهشی آن در رابطه با تحول علوم انسانی گفت: معتقدم اگر چند عامل را دستخوش تغییر قرار ندهیم، نمی‌توانیم در علوم انسانی تحولی ایجاد کنیم و این عوامل به هم وابسته است. وی ادامه داد: اولین آن، بحث متن محتوا است  که آیا براساس اصالت انسان، ماده یا اصالت الله یا ترکیبی از این سه اصالت نوشته شده است. متأسفانه علوم انسانی ما براساس اصالت انسان و اومانیستی نوشته شده و حقوق اساسی ما بر همین اساس در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. نماینده ولی فقیه در سپاه استادان را دومین عامل تحول در علوم انسانی نام برد و گفت: با استاد سکولار نمی‌شود دانشجوی دینی تربیت کرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی سومین عامل تحول در علوم انسانی را نوع مدیریت دانست و گفت: اگر استاد خوب باشد، متن خوب باشد، اما مدیریت حاکم بر وزارت علوم و دانشگاه یک نگاه سکولاری داشته باشد، باز محصول خوبی نخواهیم داشت. وی در ادامه چهارمین عامل را محیط دانست و افزود: انسان تربیت‌پذیرترین موجود آفرینش و انعطاف‌پذیر است و محیط می‌تواند آن را تغییر دهد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در پایان خاطرنشان کرد: نگاه به علوم انسانی باید براساس سه جهان‌بینی عقلانی (فلسفی)، حسانی (براساس حس و تجربه) و وحیانی (براساس وحی) باشد و نگاه ما به مسائل باید با این سه عینک باشد.

تجلیل از مادران چشم به راه
علیرضا جلالیان
اواخر آبان‌ماه سال گذشته در گفت‌وگوی کوتاهی که با سردار بزرگوار «سیدمحمد باقرزاده» فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین نیروهای مسلح در رابطه با آمار شهدای گمنام، مفقودالاثر و جاویدالاثر داشتم، وی آمار جالب و قابل توجهی داشت. اینکه در مجموع ۱۳ هزار خانواده شهید در کشور منتظر خبری، نشانی (استخوان، پلاک و…) از پیکر مطهر فرزندان‌شان هستند، اما نکته اینکه در طی این سال‌ها در عملیات جست‌وجو و تفحص شهدا در خاک ایران و عراق حدود شش‌هزار و اندی شهید گمنام ایرانی پیدا شده و در سراسر کشور دفن شده‌اند. یعنی به عبارتی از پیکر نزدیک به هفت هزار شهید، اثری یافت نشده است و در عملیات تفحص، به مرور پیکرهای آنها یافت می‌شود و البته بعضاً این هفت هزار پیکر هم ممکن است با شواهد و اسناد همراه شهید قابل شناسایی بوده و یا در آزمایش DNA پس از حدود شش ماه تا یک سال شناسایی شوند.
با این وجود می‌توان گفت خانواده‌های ۱۳ هزار شهید هستند که از فرزندشان خبری ندارند که یا در یک نقطه از کشور به‌عنوان شهدای گمنام دفن شده است و یا در جایی از کربلاهای جبهه‌های ایران و یا در خاک عراق پیکرهای‌شان باقی‌مانده و یا پس از اسارت، به شهادت رسیده و وضعیت پیکرشان معلوم نیست و البته هستند شهیدانی که در اثر انفجار و اصابت توپ، بمب یا خمپاره بدن‌های‌شان تکه‌تکه شده و ممزوج با خاک قتلگاه‌شان شده است.
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) طی پیامی که به‌تازگی در همایش «مادران چشم به راه» دادند، فرمودند: «سلام و درود خدای توانا و مهربان بر دل‌های صبور و پرظرفیت مادرانی که پس از هجرت جگرگوشگان دلبندشان به نشانه‌هایی از پیکر پاک آنان دل بسته‌اند و به آن نیز دست نیافته‌اند و با این ‌همه با شکیبایی و صبوری خود نقش بی‌نظیر و استثنایی از خود بر جای نهادند. پاداش این صبر بزرگ، روشنی چشم آنان و مژده رحمت الهی خواهد بود، ان‌شاءالله.»
در این فرصت کوتاه قصد ما بررسی پیام مهم، پر مغز و در عین حال کوتاه معظم‌له نیست که خود مجال دیگری را می‌طلبد، اما نکته مهم این است که از آخرین عملیات دفاع مقدس یعنی «عملیات مرصاد» ۲۶ سال می‌گذرد و امروز دیگر بسیاری از مادران شهدای دفاع مقدس در این دنیا نیستند و چشم انتظاری‌شان به پایان رسیده و بسیاری دیگر هم که هنوز از نعمت وجودشان برخورداریم در سال‌های کهنسالی به سر می‌برند و لزوم اینکه از این مادران به سبب این صبر و بردباری‌شان تقدیر شایسته‌ای به‌عمل آید، تقدیری نه در حد یک مراسم، بلکه با هدف پاسداشت خون‌ها و ارزش‌هایی است که فرزندان‌شان برای آن فدا شدند، از جمله اسلام و ولایت‌فقیه. امیدواریم این برنامه‌ها آغازی باشد برای قدردانی بیشتر از خانواده‌های شهدا که پیر سفر کرده انقلاب آنان را چشم و چراغ ملت می‌دانست. ان‌شاءالله

قرارگاه عملیات برون‌مرزی رمضان در دفاع مقدس
پس از عملیات بدر در سال ۱۳۶۲ وضعیت حاکم بر جنگ منتهی به پیدایش نظریه‌ای شد که دشمن‌ بعثی را باید در دو صحنه عملیاتی بزرگ از پای درآورد. زیرا عملیات‌های منظم و بزرگ در منطقه جنوب‌ اهداف نظامی جمهوری اسلامی را عمق نمی‌بخشد. لذا راهبرد اجرای دو عملیات همزمان(منظم در جنوب و عملیات نامنظم در شمال‌غرب) طرح گردید و پس از آن سپاه با تشکیل قرارگاه رمضان و گسترش روابط با معارضان کرد عراقی تلاش کرد که بستر اجرای یک عملیات بزرگ در شمال‌غرب را به منظور تجزیه قوای دشمن فراهم آورد. اما سرانجام با اجرای مکرر عملیاتهای نامنظم(فتح و ظفر)، قرارگاه رمضان موفق به تجزیه قوای دشمن نشد و دشمن‌ با استمرار استراتژی پیشین موفق بر تضعیف عملیات‌های نامنظم شد و از این جنبه عملیات‌های نامنظم قرارگاه‌ رمضان در پشتیبانی از تلاش اصلی مؤثر واقع نگردید.
سردار محدرضا نقدی که در آن سال‌ها با نام مستعار سردار شمس شناخته می‌شده و پیش از آن هم مسئول اطلاعات سپاه گیلان بوده است، پس از تشکیل وزارت اطلاعات و تحویل مسئولیت به این وزارتخانه وارد جبهه‌های غرب و شمال‌غرب شده و تلاش‌های زیادی را برای تشکیل این قرارگاه به انجام می‌رساند، وی به‌عنوان نیروی اطلاعات شهید بروجردی پس از شهادت او، توانست هم در تشکیل و هم در هدایت این قرارگاه نقش‌آفرینی کند. آقای هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود به می‌گوید: «تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم. آقای شمس [محمدرضا نقدی] مسئول قرارگاه رمضان آمد و از امکانات فراوان در شمال عراق، برای انجام جنگ چریکی گفت و بودجه و رادیو و تأیید خواست.»
سردار ذوالقدر و سردار شهید جعفر جنگروی از افرادی بودند که در تشکیل این قرارگاه نقش داشته‌اند و بسیاری دیگر از این افراد یا شهید شده یا امروز برای ما گمنام هستند. این قرارگاه توانست با اقدامات خود و بکارگیری تعداد نچندان زیادی از نیروهای تکاور سپاه در تیپ ۶۶ هوابرد و نیروهای مجاهد عراقی (سپاه بد‌ر) و معارضان و پیشمرگان کرد عراقی عملیات‌های متعددی را در خاک عراق علیه مواضع، تأسیسات و یگان‌های عراقی انجام دهد. عملیات‌هایی که موسوم به ظفر و تعدای از عملیات‌های موسوم فتح از جمله این عملیات‌های چریکی در عمق خاک عراق بود که با وجود کمترین شهید و مجروح توانست بخش زیادی از توان دشمن را از بین برده و برای کم کردن تمرکز در جنوب متوجه جبهه‌های غربی ایران کند.

چند روز زندگی شهید چمران پس از عزل بنی‌صدر
شهید بزرگوار دکتر مصطفی چمران مجاهدی است که تحصیل و زندگی در بهترین دانشگاه‌ها و نقاط دنیا را رها کرد و مجاهدانه پای در راهی نهاد که نمی‌دانست نهایت آن چه خواهد بود، اما باید به وظیفه‌اش عمل می‌کرد. او که به اسلام مجاهدانه و استکبارستیز اعتقاد عملی داشت مبارزه علیه رژیم غاصب صهیونیستی را بهترین نوع مبارزه دانست و با سفر مخفیانه به مصر در سال‌های میانی عمرش آموزش‌های سنگین و سخت نبرد‌های چریکی را دید. با حضور امام موسی‌صدر در لبنان، جنوب لبنان را به‌عنوان پایگاه مبارزاتی خود برگزید. او که مبارزه و مجاهدت را در مرزهای ملیتی محدود نمی‌کرد، برای همراهی امام موسی‌صدر به لبنان رفت و با پیروزی انقلاب اسلامی و فقدان امام موسی‌صدر به ایران بازگشت.
آموزش اولین گروه‌ها از پاسداران در سعدآباد، حضور در حماسه پاوه، تصدی وزارت دفاع، نمایندگی مجلس، نمایندگی حضرت امام راحل(ره) در شورای عالی دفاع، تشکیل ستاد جنگ‌های نامنظم و به صحنه آوردن و سازماندهی نیروهای مردمی در جنگ، ایجاد واحد مهندسی ـ رزمی و حماسه سوسنگرد و… از جمله کارهایی بود که او به انجام رسانید. همواره دغدغه او و دیگر یار همراهش آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای ایجاد وحدت و هماهنگی میان نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای مردمی حاضر در جبهه‌ها بود. او یکی از اصلی‌ترین عناصر سازماندهی نیروهای مردمی و ورود بسیج به عرصه دفاع مقدس بود.
در دوران فرماندهی کل قوای بنی‌صدر، سخت‌ترین دوران زندگی او رقم می‌خورد. او اعتقادی به سپاه و نیروهای مردمی ندارد. اما شهید چمران که از ابتدای انقلاب اسلامی با همراهی همین نیروهای مردمی و پاسداران بی‌تجربه حماسه‌هایی را در کردستان رقم زده بود با نظر بنی‌صدر مخالف است؛ او که اصولاً یک چریک با تجربه هم شده است و از یک دانش مهندسی سطح بسیار بالا برخوردار است. با وجود اینکه با مدیریت و تدبیرش به همراه سایر نیروهای جبهه جنوب مانع رسیدن عراقی‌ها به اهواز می‌شود و کارآیی خود را اثبات می‌کند، اما مانع بزرگ یعنی بنی‌صدر هنوز سر راه است. بنی‌صدر ۲۰ خرداد از فرماندهی کل قوا عزل می‌شود و بلافاصله جبهه‌ها تحرک می‌گیرند و شهید چمران موفق به آزادی دهلاویه می‌شود و درست روزی که بنی‌صدر رأی عدم اعتماد می‌گیرد، روز آسمانی شدن چمران است … او نمی‌تواند بیشتر از ۱۰ روز  دورانی را که امام راحل فرمانده کل قواست ببیند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>