مسیری‌که باید ادامه داد

ارزیابی کنش هوشمندانه ایران در کاهش تعهدات برجامی

0
290

برداشته شدن گام دوم برجامی از سوی جمهوری اسلامی ایران، مولد مباحث تازه‌ای در حوزه سیاست خارجی کشورمان شده است. واقعیت این است که اقدام هوشمندانه اخیر جمهوری اسلامی ایران، پيام قاطعانه‌اي را به طرف مقابل، آن هم حدود یک سال پس از خروج ترامپ از برجام مخابره كرده است. اين تصميم هوشمندانه و قاطعانه در حالي اعلام شد كه طي يك سال اخير، تروئيكاي اروپايي نه تنها اقدامي در راستاي احياي برجام و منافع ملت ايران صورت نداد، بلكه با بازي مستقيم خود در زمين دولت ترامپ، تلاش می‌کند زمينه‌های مهار و تضعیف قدرت جمهوری اسلامی ایران را از طریق ایجاد محدودیت در سه حوزه «هسته‌اي»، «موشكي» و «منطقه‌اي» فراهم کند. مطابق متن برجام، جمهوری اسلامی ایران حق دارد در صورت نقض تعهدات طرف مقابل، تعهدات برجامي خود را به صورت كلي يا جزئي متوقف کند؛ از این ‌رو، اقدام اخیر جمهوری اسلامی ایران از پشتوانه‌ای کاملاً حقوقی و فنی برخوردار است. لازم است این کنش بهنگام و قاطع جمهوری اسلامی ایران از زوایای گوناگون ارزیابی شود تا جایگاه و اهمیت آن در برهه کنونی بیشتر رخ عیان کند:
1ـ ایالات متحده آمریکا و متعاقباً اتحادیه اروپا همچنان رویکرد «فشار» و «مذاکره» را در دستور کار سیاست خارجی خود(در قبال ایران) قرار داده‌اند. این در حالی است که موضوعاتی، مانند انهدام پهپاد آمریکایی به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اراده جمهوری اسلامی ایران مبنی بر کاهش تعهدات خود در برجام، قدرت مانور دولت ترامپ را به شدت محدود کرده است. در چنین شرایطی عبور ذخایر اورانیوم غنی‌سازی شده ایران از مرز 300 کیلوگرم، قدرت جمهوری اسلامی ایران را در منازعه با طرف مقابل تقویت کرده است.
2ـ گام‌های برداشته شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در زمینه توقف بخشی از تعهدات خود در برجام، نه تنها در تعارض با متن و سند برجام قرار ندارد، بلكه منتج به انهدام قطعات بزرگ جورچین مشترك «آمريكايي‌ـ اروپايي» عليه كشورمان خواهد شد. در چنین شرایطی سه کشور اروپایی(آلمان، انگلیس و فرانسه) سعی دارند با تکیه بر ساختار حداقلی، قطره‌چکانی و مبهم اینستکس و استفاده از بازوان رسانه‌ای و تبلیغاتی خود در غرب، جمهوری اسلامی ایران را در زمینه توقف تصمیم اخیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان تحت فشار قرار دهند.
3ـ اقدام اخير جمهوري اسلامي ايران، مانع از چينش جورچین مشترك ضد ايراني واشنگتن و تروئيكاي اروپايي خواهد شد. چينش اين جورچین مشترك و خطرناك از ابتداي سال 2017 ميلادي، يعني از زمان حضور ترامپ در كاخ سفيد آغاز شد. در آن زمان، «ترزا مي» نخست‌وزير انگليس و «امانوئل مكرون» رئيس‌جمهور فرانسه نقش محوري و پررنگي در تعريف اين نقشه مشترك ايفا كردند. «برجام دفرمه شده»، «حفظ تعهدات هسته‌اي ايران»، «خروج آمريكا از برجام»، «مهار قدرت موشكي ايران» و «متزلزل كردن قدرت منطقه‌اي ايران» اجزا و قطعات كلان اين جورچین را تشكيل مي‌دهند. تاكتيك‌هاي مقطعي و اخم و لبخندهاي هدفمند مقامات اروپايي و تأخير هدفمند سه كشور آلمان، انگليس و فرانسه در راه‌اندازي سازوكار مالي ويژه(اينستكس) نيز اجزاي كوچك اين جورچین را تشكيل مي‌دهند.
4‌ـ یکی از اصلی‌ترین تلاش‌های اتحادیه اروپا طی روزهای آتی، تلاش برای وادارکردن جمهوری اسلامی ایران نسبت به توقف روند فعلی خواهد بود. در این راستا، اتحادیه اروپا سه اقدام را صورت خواهد داد:
الف‌ـ افزایش رفت‌وآمد مقامات اروپایی به ایران؛
ب‌ـ ارسال سیگنال‌های تهدیدآمیز به ایران از جمله تهدید به وضع تحریم‌ها؛
ج‌ـ بزرگنمایی کاذب درباره ساختار اینستکس و طرح ادعای جدیت اروپا در حفظ برجام؛
بدون‌شک، تنها راه مواجهه با این بازی هدفمند اتحادیه اروپا، یکی اصرار بر کاهش تعهدات جمهوری اسلامی ایران وفق سند برجام و دیگری، تبیین بدعهدی‌های کشورهای اروپایی در قبال برجام طی سال‌های اخیر(به ویژه پس از خروج کاخ سفید از برجام) است.
5‌ـ طرح دوباره موضوع ‌«غنی‌سازی صفر درصدی ایران» از سوی مقامات آمریکایی نشان می‌دهد، باید گارد بسته و سختی را در مقابل هرگونه زیاده‌خواهی طرف آمریکایی و اروپایی اتخاذ کرد. بدون‌شک، جمهوری اسلامی ایران بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب، در قبال مسائل ناموسی کشور کمترین باج و امتیازی به طرف مقابل نخواهد داد؛ از این رو وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشورمان وظیفه مهمی بر دوش دارند. لازم است مصادیق اقدامات ناکافی اروپا، به صورت جدی و رسمی از سوی دستگاه دیپلماسی تبیین شود. در این معادله، مخاطب جمهوری اسلامی ایران تنها ملت ایران نخواهد بود، بلکه افکار عمومی دنیا، باید در جریان چنین بدعهدی‌ها و ناکافی بودن اقدامات اروپا در حفظ برجام قرار گیرد. در این صورت، پروژه مشترک ضد ایرانی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا به بن‌بست خواهد رسید.
6‌ـ موضوع بعدی، مربوط به «قاعده بازی با تروئیکای اروپایی» است. عزم ایران نسبت به کاهش تعهدات برجامی خود، تروئیکای اروپایی را دچار نوعی «سردرگمی تاکتیکی» در قبال ایران کرده است؛ به این معنا که حتی میان سران اروپایی بر سر انتخاب ابزار‌ها و مجاری مواجهه و انتقال پیام به ایران اختلاف وجود دارد. با این حال نباید فراموش کرد که بخش اعظم و اصلی ماجرا، یعنی هم‌پوشانی بازی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا و همسان بودن استراتژی این دو در سیاست «مهار همه‌جانبه ایران» به قوت خود باقی است. بدیهی است هر اندازه ما در مواجهه با اتحادیه اروپا صحنه را شفاف‌تر ترسیم کرده و پیام‌های قاطعانه خود به طرف اروپایی را بر اساس «ثوابت» یا همان استراتژی‌های سیاست خارجی خود تعیین و ارسال کنیم، در مدیریت این بازی پیچیده موفق‌تر خواهیم بود.
7‌ـ لازم است دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان در قبال اتحادیه اروپا سه اقدام مشخص صورت دهند که به صورت فهرست‌وار عبارتند از:
الف‌ـ نپذیرفتن ساختار معیوب و قطره‌چکانی اینستکس(حتی به عنوان گام نخست از سوی اروپا)؛
ب‌ـ اصرار و قاطعیت در زمینه کاهش تعهدات ایران در برجام؛
ج‌ـ حذف حداکثری مجاری دیپلماسی پنهان با اروپا و هدایت بازی اروپا به سطح آشکار؛ به گونه‌ای که رویکرد، رفتار و گفتار مقامات اروپایی به صورت شفاف و آشکار در معرض دید و قضاوت افکار عمومی ایران و جهان قرار گیرد.
سه اقدام مذکور، قدرت مانور و مدیریت صحنه بازی با تروئیکای اروپا را از سوی جمهوری اسلامی ایران تقویت خواهد کرد. در این زمینه حذف حداکثری مجاری دیپلماسی پنهان با اروپا از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.
در نهایت اینکه اقدام اخير جمهوري اسلامي ايران در توقف فروش مازاد آب سنگين توليد شده، توقف خروج مازاد ذخایر اورانيوم غني‌سازي شده به خارج از كشور و افزایش درصد غنی‌سازی اورانیوم(از 67/3 به 5/4 درصد) پيام قاطعانه‌اي را به طرف مقابل، آن هم يك سال پس از خروج ترامپ از برجام مخابره كرده است. آنچه مسلم است اینکه باید این معادله «راهبردی‌ـ حقوقی‌» را به گونه‌ای هدایت و مدیریت کرد که طرف مقابل(واشنگتن و تروئیکای اروپایی) نسبت به هزینه‌های رفتارهای بازدارنده خود در برابر کشورمان آگاه شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید