مدیریت انقلابی گمشده امروز کشور است

«سرلشکر محسن رضایی» فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح صادق

0
811

از اعضای هسته مرکزی «گروه منصورون»، اولین فرمانده واحد اطلاعات سپاه، فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، از مناصبی است که «آقا محسن» عهده‌دار آنها بوده. «سردار سرلشکر دکتر محسن رضایی» در مقام پیشکسوت دفاع مقدس در دانشگاه عالی دفاع ملی و دانشگاه جامع امام حسین(ع) تدریس می‌کند و در عرصه سیاسی نیز با تجربه موفق دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور مؤثری دارد. در آستانه هفته دفاع مقدس توفیق شد تا پذیرای وی در «مرکز فرهنگی‌‌ـ رسانه‌ای صبا» بوده و گفت‌وگویی از جنس تجربه و تخصص با وی داشته باشیم. آنچه می‌خوانید بخشی از گفت‌وگوی صبح صادق است با «آقا محسن».

* در ابتدای گفت‌وگو لطف کنید درباره فلسفه شکل‌گیری سپاه، سازماندهی آن به ویژه اینکه در سالگرد ایام صدور فرمان تاریخی حضرت امام(ره) برای تشکیل نیروهای سه‌گانه سپاه هستیم و تأثیر فرمان امام در این خصوص سخن بگویید.
تولد سپاه در ایران حاصل ۱۰۰ سال تجربه مبارزات ملت ایران بود. آنچه در جنبش تنباکو، نهضت مشروطه، ملی ‌شدن صنعت نفت و… بر ملت ایران گذشت، حضرت امام(ره) را به نتیجه رسانده بود که اگر نهادی برای پاسداری از انقلاب به وجود نیاورند، انقلاب اسلامی نیز مثل حرکت‌های گذشته از بین خواهد رفت؛ بنابراین تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ایده‌های خود حضرت امام(ره) و بر اساس این تجربه‌های تاریخی بوده است. از کلمات امام راحل می‌شود فهمید ضرورت تشکیل سپاه چه بوده است، حضرت امام(ره) فرمودند: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود.» یا تعابیر بلندی که در آخرین نامه به فرماندهان سپاه داشتند و فرمودند: «شما سپر حوادث ملت بزرگ ایران هستید و آینه تمام‌نمای رشادت‌های ملت ایران هستید.» یا تعابیری که رهبر معظم انقلاب درباره سپاه دارند، ضرورت تشکیل این نهاد را کاملاً مشخص می‌کند. پس از پیدایش نیز حضور و عملکرد سپاه ثابت کرد حضرت امام(ره) ضرورت تشکیل این نهاد را به درستی تشخیص داده بودند. در حقیقت سپاه از زمان تشکیل تاکنون، رکن رکین دفاع و امنیت ملی کشور بوده است و توانسته ده‌ها و صدها حادثه کوچک و بزرگ را از سر ملت ایران به خوبی عبور دهد و کشور و جامعه را حفظ کند.
اما در مورد صدور فرمان تشکیل سه نیرو که در میانه جنگ رخ داد، باید گفت ما تیپ و لشکرهای‌مان را تشکیل داده بودیم؛ اما درباره اینکه شکل نهایی سپاه چگونه باید باشد، بعضی‌ها شایعه کرده بودند که تیپ و لشکرهای سپاه پس از پایان جنگ منحل می‌شود و این نیرو به همان شکل قبل آغاز دفاع مقدس، یعنی قالب امنیتی برمی‌گردد. این مسئله تردیدی به وجود آورده بود و از گسترش سازمان سپاه جلوگیری می‌کرد. علاوه بر این ما برای عملیات دریایی و هوایی نیاز به ظرفیت سازمانی داشتیم و نیازمند این بودیم که در کنار تیپ‌ها و لشکرهای‌مان نیروی هوایی و دریایی هم داشته باشیم. یک روز احمد آقا با من تماس گرفتند و گفتند: شما نامه‌ای به امام بنویسید و تقاضای تشکیل سه نیرو را بکنید. من گفتم چرا؟ گفتند: چون خود حضرت امام به این نتیجه رسیدند که سپاه باید مجهز به سه نیرو شود. من قدری تردید کردم؛ بنابراین در نامه‌ای که خدمت امام نوشتم تقاضای سه سپاه هوایی، زمینی و دریایی را کردم و فکر می‌کردم شاید اگر کلمه نیرو را به کار ببریم سبب ناراحتی دوستان ارتش شود و آنها فکر کنند ما می‌خواهیم سه نیرو تشکیل بدهیم و ارتش را منحل کنیم؛ از این رو احتیاط کردم و در نامه‌ای که نوشتم تقاضای تشکیل سه سپاه هوایی، دریایی و زمینی را داشتم؛ ولی حضرت امام در پاسخ ما را مکلف به تشکیل سه نیروی هوایی، دریایی و زمینی سپاه کردند.
همین حکم به خوبی نشان می‌دهد حضرت امام(ره) چه دیدگاه بلندی درباره سپاه و آینده آن داشتند.
من همینجا دو خاطره از این ماجرا نقل می‌کنم که برای اولین بار است رسانه‌ای می‌شود.
بعدها خود احمد آقا و «آیت‌الله امامی‌کاشانی» که آن زمان عضو شورای نگهبان بودند، گفتند امام قبل از اینکه این حکم را صادر کنند، فقهای شورای نگهبان را به محضرشان فراخوانی کردند و گفتند که من می‌خواهم به سپاه حکم تشکیل سه نیرو را بدهم. آیا شما این را خلاف قانون اساسی می‌دانید؟ آقای امامی نقل کردند که اعضای شورای نگهبان خدمت امام گفتند، چون موضوع جدید است اجازه بدهید ما جلسه‌ای برگزار کنیم و پس از بررسی به شما پاسخ دهیم. امام هم آنجا فرمودند: من چون می‌خواهم سریع این تصمیم را بگیرم، شما در همین مجموعه جماران جلسه خود را بگذارید و بررسی خودتان را انجام دهید و نظرتان را دهید. آقای امامی تعریف کردند که ما در همان جماران نشستیم، جلسه را برگزار کردیم و به این نتیجه رسیدیم که دستور تشکیل سه نیروی سپاه از سوی امام خمینی خلاف قانون اساسی نیست. دوباره خدمت امام رفتیم و به ایشان گفتیم که اگر شما حکم تشکیل سه نیرو را به سپاه بدهید، این خلاف قانون اساسی نیست، امام هم بلافاصله آن حکم تاریخی را صادر کردند.
خاطره دیگری هم هست که جالب است همه دوستان بدانند. آن زمان «آقای محمد هاشمی» برادر «آقای علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی» رئیس صدا و سیما بود. وقتی حکم حضرت امام را به محمد هاشمی دادند تا در صدا و سیما قرائت شود، برادرشان تماس گرفته بود با احمد آقا که مصلحت نیست این حکم صادر شود. این سبب ناراحتی ارتش می‌شود. وقتی آقای هاشمی این را مطرح می‌کند، احمد آقا مسئله را با حضرت امام در میان می‌گذارد و ظاهراً امام(ره) پرسیده بودند که نظر خود سپاه چیست؟ احمد آقا با من تماس گرفت. من خدمت ایشان عرض کردم که مطمئن باشید این خبر را اگر ما الآن پخش نکنیم و علنی نکنیم، سبب خواهد شد که برادران ارتش سوء برداشت کنند که پشت پرده و پنهانی حکمی صادر شده و احتمالاً ارتش منحل خواهد شد و این خطرناک است. ما نظرمان این است حالا که حضرت امام این حکم را صادر کردند این موضوع علنی و در صدا و سیما خوانده شود. احمد آقا چند دقیقه بعد دوباره تماس گرفت و گفت: امام فرمودند که آقا محسن درست می‌گویند، «شتر سواری دولا دولا نمی‌شود». بدهید صدا و سیما آن را بخواند. من چون می‌دانستم آقای هاشمی‌رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس بود همچنان مخالف است، به سرعت به مجلس رفتم و با ایشان صحبت کردم؛ اما باز هم زیر بار نرفت و گفت بهتر است این حکم خوانده نشود. گفتند احمد آقا را پیدا کنید؛ اما هرچه تماس گرفتند دیگر احمد آقا را پیدا نمی‌کردند. در نهایت به محمد هاشمی گفت که شما نخوانید. محمد هاشمی هم پاسخ داده بود من نمی‌توانم دستور امام را اجرا نکنم. درست است که شما برادر من هستید؛ ولی چون این دستور امام است و احمد آقا گفتند که امام فرمود حکم را بخوانید من می‌خوانم؛ اما اگر شما با احمد آقا تماس بگیرید و احمد آقا بگوید که نخوانید، نمی‌خوانیم. من خودم آنجا بودم و دیدم این مکالمه بین آقای اکبر هاشمی و محمد هاشمی رد و بدل شد.
آقای هاشمی در ذهنش این بود که اگر این حکم خوانده شود ممکن است نیروهای ارتش احساس کنند این سه نیرویی که درست شده، برای این است که نیروهای ارتش منحل شود؛ ولی واقعیت این بود که اگر این مسئله پنهان می‌ماند این سوء ظن ایجاد می‌شد. ساعت ۱۴ رادیو حکم حضرت امام را خواند و حضرت امام از من خواستند که سپاه را به سه نیروی زمینی، دریایی و هوایی مجهز کنید تا بتوانید از انقلاب اسلامی دفاع کنید.

* چه واکنش‌هایی بعد از خواندن حکم حضرت امام(ره) به وجود آمد؟
طبیعی است واکنش‌هایی وجود داشته باشد. برخی سیاسیون ابهاماتی را مطرح کردند و در ارتش هم سؤالاتی بود؛ اما با وجود برادرانی چون «صیاد شیرازی» و دیگر عزیزان این جو کنترل شد. ما هم بررسی کردیم، دیدیم که در دیگر ارتش‌های دنیا نیز وجود چنین نیروهایی متداول است. برادران ارتش هم کاملاً همراهی کردند. امروزه هماهنگی کامل بین نیروهای سه‌گانه سپاه و ارتش و در سطح کل آنها وجود دارد.

* شما به نقش سپاه در حوزه امنیت هم اشاره کردید. دهه اول، دهه ظهور و بروز جریان‌های سیاسی با رویکردهای مختلف بود. سپاه در حوزه امنیت داخلی در آن مقطع چه کارهایی کرد؟ با توجه به اینکه شما ابتدا مسئول اطلاعات سپاه بودید، در مورد نقش سپاه در امنیت داخلی و در امنیت منطقه توضیح دهید.
در این چهل سال انقلاب هر جا تهدیدی وجود داشته، سپاه اولین نیروی حاضر در صحنه بوده است. سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ و سال ۱۳۶۰ ما حوادث امنیت داخلی را داشتیم و با شورش‌هایی مواجه بودیم. گروه‌هایی مانند فرقان و منافقین نیز در صحنه عملیات بودند.
در سه سال اول انقلاب حوادث بسیار بزرگی صورت گرفت. کودتای «نقاب» از پایگاه شهید نوژه شروع شد؛ در حالی که خیلی وسیع‌تر از «پایگاه هوایی شهید نوژه» بود. در سال‌‌های ابتدایی انقلاب جنگ شروع شد. در کردستان، در سیستان و بلوچستان، در انفجارهای لوله‎های نفت خوزستان، خلق مسلمان در آذربایجان، حادثه گنبد در آمل نیز چریک‌های فدایی از جنگل ریختند و وارد شهر آمل شدند و تا نزدیک فرمانداری آمدند. در گنبد کاووس ضد انقلاب آمد و دو سه تا از شهرها را گرفت. در کردستان، آذربایجان غربی، پاوه و جوانرود کرمانشاه ضد انقلاب کُرد شورش کردند. منافقان در خرداد سال ۱۳۶۰ دست به سلاح بردند و اقدام به ترورهای مسلحانه کردند؛ چنانکه در تمام شهرها متوسط روزی ۴۰‌ـ۵۰ نفر را شهید و زخمی می‌کردند و همین تعداد از خودشان کشته می‌شد. بزرگانی از ما به شهادت رسیدند. افراد زیادی مانند شهید رجایی، شهید باهنر، شهید بهشتی و شهدای هفتم تیر، شهید مطهری و انسان‌های بسیار بزرگ که در رأس انقلاب بودند به شهادت رسیدند، تعداد زیادی هم جانباز شدند. در این حوادث، سپاه با تمام قدرت در صحنه بود. ما در سپاه یک سازمان اطلاعاتی بسیار قدرتمندی درست کردیم و توانستیم این حوادث را در مدت کوتاهی کنترل کنیم. منافقین ۱۷ هزار عضو و ۵۰ هزار هوادار داشتند. در دانشگاه تهران به طور رسمی انبار اسلحه داشتند و در این انبار، تیربار، آرپی‌جی و انواع سلاح‌های سبک و نیمه سنگین وجود داشت. سپاه با ایجاد دستگاه اطلاعاتی توانست اینها را به کنترل در بیاورد و در حقیقت آبان ماه ۱۳۶۰ دیگر اثری از منافقین نبود و ما بر جبهه‌های جنگ متمرکز شدیم.

* یعنی زمانی که «موسی خیابانی» عضو ارشد سازمان منافقین در کشور را به هلاکت رساندید و انبوهی از خانه‌های تیمی منافقین را زیر ضربه بردید؟
بله، این کار شبانه‌روزی و سختی بود؛ اما پس از برقراری امنیت نسبی و به خصوص بعد از عزل «بنی‌صدر» بر دفاع مقدس متمرکز شدیم و به تدریج عملیات‌های‌مان را آغاز کردیم که اولین پیروزی بزرگ ما در عملیات «ثامن‌الائمه» در مهر ماه سال ۱۳۶۰ رقم خورد. از این تاریخ به بعد دیگر ماجراهای جنگ جدی شد و سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۶۷ سپاه وارد عملیات شد؛ در سال اول جنگ، سپاه نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌ها و اتاق‌های جنگ نداشت؛ چون از تیپ و لشکرهای ما و امکانات تسلیحاتی سنگین خبری نبود. اسلحه و مهمات هم به اندازه کافی نداشتیم. در سال اول جنگ در مقاومت خرمشهر و سوسنگرد و شهرهای مرزی بیشترین نقش را داشتیم؛ اما از سال ۱۳۶۰ شروع به پیدا کردن سازمان رزم کردیم؛ یعنی پس از اینکه ما یک سازمان اطلاعاتی قدرتمند را در سپاه تشکیل دادیم، به سمت تشکیل تیپ‌ها و گردان‌های متشکل از نیروهای انقلابی رفتیم و از طرف دیگر شیوه نوینی از جنگ را در آن زمان خلق کردیم. امروز «حشدالشعبی» و «حزب‌الله» و بسیاری از گروه‌های مقاومت جهان اسلام بر همین اساس می‌جنگند. نوع جنگیدن‌مان را به گروه‌های مقاومت صادر کردیم که این امر از تجهیزات نظامی مهم‌تر و مؤثرتر است. مهم‌تر اینکه چگونگی مواجهه با دشمن، چگونگی فتح مواضع و چگونگی عقب زدن دشمن و آزاد کردن سرزمین‌ها و مبارزه با دشمن و نوع جنگی که ما در جبهه‌ها تجربه کردیم به عنوان جنگ انقلابی امروز تدوین شده و در دانشگاه در حال تدریس است.

* سپاه در این سال‌ها پیشرفت‌های فراوانی داشته و انسجام سازمانی بیشتری یافته است، در این باره توضیح دهید.
بعد از دفاع مقدس که رهبر معظم انقلاب فرمانده کل قوا شدند، ما از ایشان تقاضا کردیم که سپاه پنج نیرو داشته باشد و در این راستا در سال ۱۳۶۹ «نیروی قدس» شکل گرفت. آقای وحیدی، رئیس فعلی دانشگاه عالی دفاع ملی ابتدا فرمانده این نیرو بود و پس از او برادرمان حاج‌قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس شد که تا الآن فرمانده این نیرو است. در ادامه بسیج را هم در واقع به صورت یک نیرو در سپاه دیدیم که البته بعدها در قالب یک سازمان تعریف شد. امروز هم شبکه موشکی سپاه، یک نیروی قدرتمند در منطقه است.
در این چهل سال هیچ زمانی نبوده که سپاه رشد و گسترش نداشته باشد. این گسترش هم متناسب با تهدیدات صورت گرفته و هر جا که تهدید بوده، سپاه حاضر شده و خود را متناسب با این تهدیدها شکل داده است.

* امروز برخی‌ جریان‌های سیاسی و برخی مسئولان از جنگ و سایه آن صحبت می‌کنند، شما که تحلیلگر راهبردی و نظامی و آشنا به میزان قدرت نظامی کشور هستید، بفرمایید آیا جنگ خواهد شد؟
در کل باید گفت، ما دیگر جنگی مثل قبل نخواهیم داشت. جنگ‌ها از این به بعد یک کشتی در مقابل یک کشتی و یک نقطه در مقابل یک نقطه و یک هواپیما در برابر یک هواپیما خواهد بود. ماهیت جنگ‌ها در حال تغییر اساسی است. بنابراین آن جنگ‌ها دیگر نخواهد بود. مسئله بعد توان اعمال قدرت است که در این حوزه هم وضعیت کاملاً در ماجراهای اخیر سنجیده شده است. کشور ما باید هر لحظه برای دفاع قاطع خودش را آماده کند و هر روز قدرتمندتر شود، ما هیچ‌گاه خواهان جنگ نبودیم و به دنبال جنگ هم نیستیم؛ ولی ثابت کردیم قدرتمندانه از خودمان دفاع کرده و ریشه تهدید را خشک می‌کنیم. درباره اینکه چرا الآن عده‌ای از مردم از جنگ دم می‌زنند، باید گفت این گفته‌ها تنها مصرف جناحی و سیاسی دارد و برای رأی آوردن است و این افراد تلاش می‌کنند نیروهای انقلاب را خشن و جنگ‌طلب معرفی کرده و خود را صلح‌طلب و منادی آزادی معرفی کنند. این در حالی است که نیروهای انقلاب با جان خود، با همه وجود و با تلاش در مسیر افزایش قدرت بازدارندگی کشور امنیت را به ارمغان آورده‌اند و صداهایی که بر طبل دروغین جنگ می‌کوبند، تنها به دنبال منافع شخصی و جناحی خود هستند.

* ورود حضرت‌عالی به مجمع تشخیص مصلحت نظام و نقش مجمع در نظام سیاسی کشور و نقشی که اخیراً رهبر معظم انقلاب در حوزه نظارتی به مجمع داده‌اند، سبب می‌شود تا در این خصوص و وضعیتی که امروز در مجمع برقرار است از شما جویا شویم، در این باره توضیح بفرمایید.
قانون اساسی برای رهبر معظم انقلاب و ولی فقیه وظایف و اختیاراتی را قائل شده است. دو مورد از این وظایف و اختیارات مربوط به سیاست‌گذاری و ابلاغ و تعیین سیاست‌های کلی نظام و نیز نظارت بر حسن اجرای آن است. وقتی سیاست‌ها ابلاغ می‌شود، باید نظارت شود که آیا سیاست‌های ابلاغی در روند کار، به درستی اجرا شده است یا نه. لذا در طول این بیست و دو سالی که من در دبیرخانه هستم، سعی کرده‌ام در این مسیر حرکت کنم. در این مدت ابتدا دبیرخانه به این شکل وجود خارجی نداشت و کل کسانی که با آقای دکتر حبیبی کار می‌کردند پنج نفر بودند با دو سه اتاق کنار همان محلی که آقای هاشمی‌رفسنجانی بود. من که دبیر مجمع شدم، کلاً دبیرخانه را به یک مجمع کارشناسی تبدیل کردیم و با ایجاد کمیسیون متناظر برای همه کمیسیون‌های مجمع، پژوهشگاه‌ها و مراکز مطالعاتی مشترکی ایجاد شد. کمیسیون‌ها و محافل کارشناسی ایجاد کردیم و با دانشگاه و محافل علمی ارتباط برقرار کردیم؛ دانشگاه‌های جامع امام حسین(ع)، صنعتی شریف، اصفهان و… پژوهشگاه‌های مشترک تأسیس کردیم و کوشیدیم کلیه نخبگان کشور را که صاحب ایده و نظر هستند، به میدان بیاوریم. از این رو یک ستاد کارشناسی برای مجمع درست شد، این ستاد کارش این است که تمام نظرات کارشناسان را می‌گیرد و خدمت حضرت آقا ارائه می‌کند.
ما تا امروز در ۴۰ موضوع، سیاست‌گذاری کرده‌ایم که برخی از اینها چون مربوط به برنامه‌های پنج ساله بوده، تمام شده؛ الآن ما ۳۵ عنوان سیاست و حدود ۸۰۰ حکم داریم. نکته بسیار مهمی که باید ملت ایران در جریان آن قرار بگیرد، این است که اگر این سیاست‌ها از سوی دولت‌ها و مجلس‌های ۲۰ سال اخیر اجرا می‌شد، امروز تقریباً هیچ مشکلی در کشور از جنس مشکلات امروز نداشتیم. تورم، بیکاری و… همه به دلیل این است که دولت‌ها و مجلسی‌ها توجه لازم به ابلاغیات رهبر معظم انقلاب نداشته‌اند. بسیاری از مشکلات کشور با وجود راه‌حل‌های کارشناسی حل نشده باقی مانده است. از دو سال پیش به این طرف رهبر معظم انقلاب به طور جدی از من خواستند که نظارت در مجمع فعال شود. ما هم در آیین‌نامه نظارتی که تصویب شده بود از ایشان تقاضا کردیم اگر بخواهیم نظارت فعال شود، در جمع چهل نفره مجمع تشخیص مجدداً یک نظام بروکراتیک به وجود می‌آید و نظارت ناکارآمد می‌شود، از این رو خواستیم که اجازه دهند یک هیئت عالی نظارت تشکیل شود و خودشان از مجمع ۱۵ نفر را انتخاب کنند که الآن ۱۳ نفر از اعضای مجمع، بنده و ریاست مجمع اعضای این هیئت عالی نظارت هستیم و تمام قوانینی که از مجلس عبور می‌کند و به هیئت عالی می‌رسد، اگر مغایر سیاست‌های کلی باشد، به شورای نگهبان گفته می‌شود و شورای نگهبان از مجلس می‌خواهد بر اساس همان روند قانونی این قوانین را اصلاح کند، مثل جریان FATF، CFT، پالرمو و از این نوع مسائل که در این دو سال اخیر بررسی شده و اشکالاتی داشته، لذا به شورای نگهبان ارجاع شده و گفته شده است مغایرت‌هایی با سیاست‌های کلی دارند. در حال حاضر، در مجمع در حال بررسی آنها و منتظر پاسخ دولتمردان به یازده سؤال هستیم.

* دفاع مقدس ثمره اعتماد به جوانان بود، امروز هم در عرصه جنگ نرم و هم در عرصه علم و آگاهی جوانان نقش بسزایی دارند؛ رهبر معظم انقلاب هم در «بیانیه گام دوم انقلاب» تأکید ویژه‌ای بر نقش‌آفرینی جوانان دارند. مجمع برای تحقق این امر که نقطه کانونی این سند بالادستی است، چه برنامه‌ای دارد؟
ما در سیاست‌های کلی دو سند بالادستی را مدنظر قرار می‌دهیم، یکی «الگوی اسلامی‌ـ ایرانی پیشرفت» و دیگری «بیانیه گام دوم انقلاب». شاید امروز اولین نهادی باشیم که به صورت عملیاتی با بیانیه گام دوم برخورد کردیم. ممکن است دیگران در حال تبیین یا تبلیغ باشند؛ ولی ما بیانیه گام دوم را به منزله سندی که سیاست‌ها را باید از دل آن بیرون بیاوریم و عملیاتی کنیم، در دستور کار قرار دادیم، ضمن اینکه چند تا کار جانبی هم در این زمینه انجام دادیم؛ از جمله اینکه بحث آمادگی و آماده‌سازی در جوانان انقلابی کشور را شروع کرده و دوره‌های آموزشی مدیریت راهبردی جهادی را شکل دادیم و آموزشکده‌هایی را در کشور فعال خواهیم کرد. ما در خود دبیرخانه جوانگرایی را آغاز کرده‌ایم. از دو سال پیش تا الآن بخش قابل توجهی از دبیرخانه به دست نیروهای جوان انقلابی سپرده شده است. ما معتقدیم این بیانیه را باید به منزله مکمل انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در نظر گرفت. گام دوم انقلاب، خودش یک انقلاب است و نباید به صورت یک توصیه‌نامه در کشور با آن برخورد شود. بسیاری دارند با این بیانیه تشریفاتی و تبلیغی برخورد می‌کنند که ما معتقدیم زمان شروع بیانیه گام دوم همان بیست و سوم بهمن ماه سال ۱۳۹۷ است و بعد از یک سال همه نهادها باید گزارش دهند که عملاً برای تحقق بیانیه گام دوم چه کاری کرده‌اند. اگر تاریخ شروع این بیانیه دقیقاً مشخص نشود و به صورت یک توصیه تلقی شود، این بیانیه آسیب جدی می‌بیند؛ لذا ما در دبیرخانه و مجمع به طور جدی پای کار آمدیم.

* به عنوان یک اقتصاددان وضعیت تأثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید و راه برون‌رفت از معضلاتی که تحریم‌ها به وجود آورده را چه می‌دانید؟
اول از مدیران کشور باید گله کرد که چرا از این موقعیت طلایی برای بسیج اقتصادی و تحول اقتصاد ایران استفاده نمی‌کنند و عزا گرفته‌اند که نفت به فروش نمی‌رسد. اگر تولید ملی‌ این کشور راه بیفتد، ما حتی باید روزانه یک میلیون بشکه نفت علاوه بر تولید داخلی هم وارد کنیم. اگر صنعت، کشاورزی و… راه بیفتد، ما باید روزانه یک میلیون بشکه نفت را هم از کشورهای دیگر وارد کنیم تا مواد اولیه داشته باشیم. چرا عزا گرفته‌اند که نفت به فروش نمی‌رسد؟ چرا تولید ملی راه نمی‌افتد؟ چه انگیزه‌ای بهتر از شرایط کنونی می‌تواند مردم را به یک جهاد بزرگ اقتصادی هدایت کند! متأسفانه همین اشتباه در زمان جنگ نیز از سوی مدیران کشور انجام شد. در زمان جنگ مردم ایران آمادگی کامل را داشتند تا در یک جهاد بزرگ اقتصادی در کنار رزمندگان اسلام بیایند و وارد شوند و در پشت جبهه‌ها رزمنده‌های اقتصادی یک بار برای همیشه جمهوری اسلامی را از وابستگی به نفت نجات دهند و نفت را خودمان در صنعت و کشاورزی خودمان مصرف کرده و ارزش‌افزوده ایجاد کنیم؛ اما آن فرصت را از دست دادیم. دولت‌های زمان جنگ باید انقلاب اقتصادی کرده و از انگیزه تهاجم دشمن برای بسیج مردم ایران و برای بسیج اقتصادی استفاده می‌کردند؛ ولی استفاده نکردند. کاری که آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم انجام دادند و اکنون از اقتصادهای بزرگ دنیا هستند. شرایط تحریم بهترین فرصت برای جهش و تحول اقتصادی است. مدیریت انقلابی عنصر گم ‌شده‌ امروز اداره کشور است. امروز مشکل کشور مدیریت است، اولین اصلاحی که باید صورت گیرد، در شیوه مدیریتی است و باید یک مدیریت انقلابی بر سر کار بیاید. مسئله دیگر این است که باید به استان‌ها اختیارات داده شود، این در حالی است که بسیاری از استان‌های ما برای کوچک‌ترین کارشان باید بیایند تهران در وزارتخانه‌ها چندین ماه سردرگم باشند تا مشکل یک استان برطرف شود، استان‌های ما در زمینه اقتصاد، تجارت، کسب‌وکار و کشاورزی باید اختیارات داشته باشند و مردم را بسیج کنند.

* این همان طرح ایالت‌های اقتصادی است که در گذشته هم از سوی شما مطرح شده بود، درست است؟
بله. این ایالت‌های اقتصادی ما مثل دوران دفاع مقدس که لشکرهای مناطق با هم در پیشروی رقابت داشتند؛ برای نمونه آذربایجان با لشکر اصفهان رقابت داشتند یا در خود انقلاب چهلم قم را مردم آذربایجان گرفتند، چهلم مردم آذربایجان در یزد برگزار شد و… . این سلسله انقلاب‌های محلی دست به دست هم داد و در نهایت انقلاب اسلامی ایران را پیروز کرد. امروز هم باید مردم وارد اقتصاد شوند و اختیارات داشته باشند. بدون اختیار دادن به مردم نمی‌توانیم آنها را وارد یک جهاد بزرگ اقتصادی کنیم. اگر امروز سیستم پادگانی را که رضاشاه در اقتصاد ایران درست کرد، بشکنیم و همان‌گونه که در دفاع مقدس به مردم اختیار دادیم اختیار دهیم، اقتصاد ما شکوفا خواهد شد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید