فقط برو ازدواج کن

0
252

علاقه زیادی به شهادت داشت، همیشه می‌گفت: نمی‌دانم چرا من شهید نمی‌شوم؟ خودش تعریف می‌کرد: «یک بار پیش یکی از روحانیون بزرگ قم که بسیار معروف بود، رفتم و به آن عالِم گفتم، حاج آقا تیر از کنار گوشم رد می‌شود؛ ولی به من اصابت نمی‌کند، حتماً من لیاقت شهادت را ندارم، یا اینکه گناهی دارم که آن عالم گفت فقط «برو ازدواج کن.» او هم تصمیم به ازدواج گرفت و با معرفی دختری به واسطه همسر یکی از دوستانش ازدواج کرد. به نقل از خانواده شهید عبدالله طاهری‌دادگر


شهید عبدالله طاهری‌دادگر در شهریور ماه سال ۱۳۴۲ در آبادان دیده به جهان گشود. دوران دبیرستان وی همزمان با انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم پهلوی بود. تشکیل بسیج مقداد مسجد حضرت ابوالفضل(ع) را پس از پیروزی انقلاب پی گرفت. وی از ۱۲ تا روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ جزء محافظان و کمیته استقبال از امام(ره) بود. با آغاز جنگ تحمیلی مادرش حضور او در جبهه را منوط به اعزام از سپاه کرد. عبدالله نیز با قبول این پیشنهاد به سپاه، پایگاه شمیرانات تهران رفت و نام‌نویسی کرد. چون تحقیقات زیاد طول کشید، مجبور شد مدتی را در تهران بماند؛ اما طاقت نیاورد و راهی جبهه شد. کارهای گزینش و عضویتش تکمیل شد و به عضویت سپاه درآمد. سرانجام عبدالله ۹ فروردین ماه سال ۱۳۶۵ در مسیر بازگشت از منطقه پدافندی عملیات والفجر ۸ در فاو به آرزوی دیرینه خود رسید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید