بسیاری از فیلم‌های سینمایی در تاریخ سینما چند فصلی هستند و گاهی حتی تا فصل‌های ششم و هفتم نیز ساخته شده‌اند؛ مانند فیلم‌های سینمایی «پدرخوانده» و «راکی». اما فقط فیلم‌های سینمایی نبوده‌اند که گاهی به دلیل شاهکار بودن و گاهی به دلیل موفقیت در گیشه، فصل‌های بعدی آنها ساخته شده، بلکه سریال‌های خارجی زیادی هم بوده‌اند که به علت محبوبیت نزد مخاطب، توانسته‌اند مخاطب را تا چندین فصل پای قاب جادویی تلویزیون بنشانند؛ البته چه در فیلم‌های سینمایی و چه در سریال‌ها، گاهی فصل‌های بعد به قدرت و قوت فصل اول نبوده، اما به هرحال به دلیل موفقیت و اثرگذاری فصل اول، فصول بعدی آنها نیز ساخته شده و چه بسا در فصل‌های بعدتر باز هم شاهد رشد و موفقیت آن اثر بوده‌ایم، برای نمونه در گام‌های سوم و بعد، برخی ضعف‌های فصل دوم را جبران کرده و مانند سری اول به اوج برگشته‌اند.

قطار سریال‌های چند فصلی در ایران
در کشور ما نیز مدت زیادی است که چند فصلی شدن سریال‌ها و حتی فیلم‌های سینمایی، باب شده و فصل‌های بعدی آنها نیز ساخته می‌شود. شاید سریال جنایی خانوادگی «سر نخ» را بتوان اولین سریال دو فصلی تلویزیون دانست که فصل اول آن در سال 1371 و فصل دوم آن در سال 1374 با نام «بازی مرگ» پخش شد و شاید این تغییر نام نیز به این دلیل بود که تا آن زمان مرسوم نبود سریالی دو یا چند فصلی باشد؛ البته پس از آن دیگر در دهه 70 هیچ سریال ایرانی پخش نشد که دو فصلی یا بیشتر باشد، اما می‌توان گفت سریال‌هایی، مانند «زیر آسمان شهر»، «مرد هزار چهره» و «ستایش» و مهم‌تر از همه و در واقع رکورددار چند فصلی بودن سریال‌ها، سریال «پایتخت» سیروس مقدم راه را برای چند فصلی شدن سریال‌های دیگر باز کرد و سریال‌هایی، مانند «نون خ»، «زیرخاکی»، «بچه مهندس» و «از سرنوشت» در این سال‌ها در چند فصل تولید شده‌اند و این روند همچنان ادامه دارد.

روزگار جوانی2
در ادامه این روش جدید سریال‌سازی، مدتی است فصل دوم سریالی از شبکه 5 در حال پخش است که بیش از 20 سال از پخش اولین فصل آن می‌گذرد؛ «روزگار جوانی». سریالی پرخاطره و پرمخاطره که برای دانشجویان دیروز و پدران امروز همچنان فصل دومش به دلیل نوستالژیک بودن و خاطره‌انگیز بودنش جذاب و دوست داشتنی است.
قطعا یکی از بهترین تصمیمات این است که سریال‌هایی را که روزگاری برای همه نوستالژیک و جذاب بوده و توانسته‌اند در زمان خودشان موفق باشند، دوباره به‌روز کرده و آن را هم برای نسل قبل تداعی کنیم و هم برای نسل جدید بازگو؛ البته نباید این موضوع را هم نادیده گرفت که ناخودآگاه چند فصلی کردن یک سریال، یک نوع مقایسه بین فصول مختلف را جلوی دید بیننده می‌گذارد و بیشتر اوقات این فصل اول است که در این مقایسه و در میدان رقابت برنده است. مانند همین حالا که با وجود جذاب بودن و دوست داشتنی بودن «روزگار جوانی2»، قطعاً فصل اولش مخاطب‌پسندتر و جذاب‌تر بوده است.
شاید یکی از نقاط ضعف‌ فصل جدید را بتوان ضعف در شخصیت‌پردازی دانست. دانشجویانی که هنوز مخاطب نتوانسته آنها را به خوبی بشناسد، اما با همین کاراکترهای ناشناس و مبهم، به داستان شخصیت‌های دیگر پرت می‌شود! آن هم شخصیت‌های حاشیه‌ای و نه چندان آشنا؛ مانند خانم تیموری یا دختر شیرینی فروش‌که «آرمان»به او علاقه‌مند است، دختر عموی «روزبه» و…؛ این در حالی است که ما هنوز خودمان نتوانسته‌ایم به عنوان بیننده با شخصیت‌های اصلی که پنج دانشجو به اضافه «عباس آقا» هستند، ارتباط برقرار کنیم، آنها را بشناسیم و بعد آرام آرام به دل داستان‌های حاشیه‌ای برویم.
از طرف دیگر، همین داستان‌های حاشیه‌ای، از جایی به بعد با غم و غصه‌های بسیار زیاد مخاطب را درگیر می‌کند! این در حالی است که شاید مخاطب آن روزهای «روزگار جوانی»، انتظار داستانی شیرین و حتی با کمدی بیشتری را از فصل دومش انتظار داشته باشد، به ویژه به دلیل فضای کنونی جامعه که تشنه داستان‌های خانوادگی و طنزگونه است.
با وجود این نقاط ضعف که باید به آنها توجه شود، اما به جرئت می‌توان تأکید کرد ساخت سری دوم این سریال از ساخت فصول بعدی بسیاری از سریال‌های دیگر به مراتب تصمیمی بهتر بوده است، چراکه ساخت فصل دوم و سوم و… یک سریال قطعاً باید مؤلفه‌هایی داشته باشد که گاهی در چند فصلی کردن سریال‌های تلویزیون ما رعایت نمی‌شود.
نباید از یاد برد که اگر قرار باشد هر سریالی ولو سریال‌های نسبتاً ضعیف هم چند فصلی شوند، خلاقیت در تولید داستان و سریال از بین خواهد رفت؛ مانند اصرار به ساخت فصول بعدی «بچه مهندس» که در فصل دوم و چهارم، حسابی توی ذوق مخاطب زد!

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید