فرهنگ‌سازی و فرصت‌سازی از کارکردهای سیاسی حج است

آیت‌‌الله هاشم نیازی در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح صادق

0
835

فرا رسیدن موسم حج افزون بر اینکه گذر ایام را نشان می‌دهد، خود یک یادآوری و تذکر است. حج تلفیقی از یک عبادت جامع فردی و اجتماعی است و حاجی در مناسک حج این واقعیت را باز می‌یابد که «ز کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می‌روم آخر…»؛ اما حج فرصتی مهم برای جهان اسلام نیز هست؛ فرصتی که در آن نمایندگان همه ملت‌های مسلمان و مسلمانان همه کشورها حضور دارند. برای بررسی این فرصت عظیم و واکاوی ابعاد عبادی و سیاسی این واجب بزرگ توفیقی دست داد تا دقایقی در محضر عالم وارسته آیت‌الله هاشم نیازی خرم‌آبادی، نماینده مردم شریف استان لرستان در مجلس خبرگان باشیم و از محضر ایشان بهره ببریم و آیات و روایات در این حوزه را واکاوی کنیم. آنچه در ادامه از پیش نگاه‌تان می‌گذرد، حاصل این گفت‌وگو است.

* حاج آقا چه آثار فردی و اجتماعی در زمینه حج مترتب است؟

خداوند در قرآن می‌فرماید: «و أذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأتُوکَ رِجَالاً وَ عَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ»؛ و در میان مردم به (ادای مناسک) حج اعلام کن تا خلق پیاده و سواره بر شتران لاغر اندام تیزرو از هر راه دور به سوی تو جمع آیند.»(حج/ ۲۷) به این نکته باید توجه کرد که روح اصلی دین همان توحید است و سرچشمه همه تحولات مسئله توحید است و همه آثار حج در همان کلمه «لبیک» نهفته است و اگر به حقیقت این کلمه پی ببریم، حج اثر حقیقی خود را می‌گذارد.

اول اینکه، «لبیک» اجابت دعوت به توحید است. خداوند انسان‌ها را به توحید دعوت کرده و حاجی با لبیک گفتن این توحید را می‌پذیرد. «سفیان‌بن‌عُیینه» نقل می‌کند: امام سجّاد(ع) به حج رفت. چون احرام بست و بر مرکب خویش قرار گرفت، رنگش زرد شد و به لرزه افتاد و نتوانست لبّیک بگوید. کسى گفت: لبّیک نمى‌گویى؟ فرمود: مى‌ترسم خداوند در پاسخ من بگوید: لا لبّیک و لا سعدیک! و چون لبّیک گفت، بیهوش شد و از مرکبش افتاد. این حالت همچنان به او دست مى‌داد، تا آنکه حجش را به پایان برد. همچنین «مالک‌بن‌انس» نقل می‌کند: سالى با امام صادق(ع) به حج رفتم. هنگام احرام، چون بر مرکبش قرار گرفت، هرچه مى‌خواست لبّیک بگوید، صدایش در گلو مى‌شکست و نزدیک بود که از مرکبش بیفتد. عرض کردم: اى پسر پیامبر! بگو، ناچار باید لبّیک بگویى. فرمود: اى پسر ابو عامر، چگونه جرئت کنم و بگویم «لبّیک اللّهمّ لبّیک»، در حالى که بیم دارم خداى متعال به من بگوید: «لا لبّیک و لا سعدیک»؟ لبیک ما برای امتثال اوامر الهی و برای انجام واجبات و ترک محرمات است. همانند شهادت دادن به رسالت رسول خدا(ص) و ولایت امیرالمؤمنین(ع).

دوم آنکه، لبیک از حضرت ابراهیم(ع)‌ـ که خلیل‌الله و قهرمان توحید است‌ـ به ما رسیده است و مسیر از زمانی مشخص شده که پیامبری با آن ویژگی‌های خاص که مظهر کامل توحید بود، لبیک گفت. وقتی ما این لبیک را می‌گوییم؛ یعنی باید مسیری را که از توحید و معنویت لبریز است، طی کنیم تا به تقرب و تکامل برسیم. یعنی رسیدن به مظهر کامل و آنچه که انتهای آرزوی یک انسان معنوی است، برود تا برسد به «یا غایَهَ آمالِ العارِفینَ» جایی که فقط خدا باشد. هیچ مشغولیتی نباید ما را از یاد خدا غافل کند، «رِجالٌ لاتُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لابَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ»(نور/ ۳۷) البته این موضوعِ مهم را باید بدانیم که آنچه برای ما بت است، چوب و سنگ نیست؛ بلکه هوای نفس است و ما باید هوای نفس را بشکنیم. اهل معنا می‌فرمایند: «کُلُّ ما شَغَلَکَ عَنْ ذِکرِ اللهِ فَهُوَ صَنَمُکَ»؛ هر آنچه تو را از یاد خدا دور کند، بُت است. پیامبر اکرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند: «اَبْغَضُ اِله عُبِدَ عَلى وَجْهِ الاْرْضِ الْهَوى».(المیزان، ج ۱۵، ص ۲۵۷) بدترین و مبغوض‌ترین اله و بُتی که در روی زمین پرستیده شده، بُت نفس و هوی است. حاجی هم باید بت‌های درون خود را بشکند. پس اولین اثر حج آن زمانی است که حاجی مُحرِم می‌شود، یعنی همه بت‌ها را بشکند و ذهنش را از هر چه غیر خدا خالی کند. اگر نفس از آلودگی پاک شود و خدا بیاید، ایمان کامل به دست آمده است. «وَ سُئِلَ(علی‌بن موسی‌الرضا) عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلسَّفِلَه فَقَالَ مَنْ کَانَ لَهُ شَیْءٌ یُلْهِیهِ عَنِ اَللهِ»؛ از حضرت رضا(ع) سؤال شد: فرومایه کیست‌؟ فرمود: کسى که داراى چیزى است که او را از توجّه به خدا باز مى‌دارد.(بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۳۵) اگر رفتیم حج و باز هم مشغول خودمان شدیم، می‌شویم آن حاجی که فقط ضجیج است. در این زمینه حدیثی داریم که باید مورد توجه قرار گیرد. «قَالَ أَبُو بَصِیرٍ لِلْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَا أَکْثَرَ اَلْحَجِیجَ وَ أَعْظَمَ اَلضَّجِیجَ، فَقَالَ بَلْ مَا أَکْثَرَ اَلضَّجِیجَ وَ أَقَلَّ اَلْحَجِیجَ….»؛(بحار، ج ۴۶، ص ۲۶۱) ابوبصیر که همراه امام به حج رفته، می‌گوید: چقدر حاجی آمده و چه زیبا در حال مناجات هستند! امام می‌فرماید: بهتر است این‌طور بگویی چقدر سر و صدای غیر واقعی زیاد است و چقدر حاجی واقعی کم است. پس اگر به خدا نزدیک نشویم، حج ما تمام نیست و فقط از نظر شرعی رفع تکلیف شده است. این جنبه فردی که می‌گوییم باید دل را از غیر خدا خالی کرد، آثار بسیار عظیمی دارد. تازه این خود مقدمه‌ای برای جنبه‌های اجتماعی است.

اما طبیعتاً این حرکت فردی یک سری آثار اجتماعی را هم رقم می‌زند. مهم‌ترین اثر این حرکت فردی آن است که خواسته‌ ما با خواسته‌ خداوند یکی می‌‌شود؛ یعنی دوست داشته باشیم آنچه خدا و امام معصوم(ع) می‌خواهد و آنچه نایب بر حق امام معصوم می‌خواهد، پیاده شود. آنچه خدا و اهل بیت(ع) می‌خواهند، چیست؟ خطی در مبارزه با دشمن پیش گرفته ‌شود که ما را به ظهور حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) برساند. به عبارتی دیگر ابراهیم بت‌شکن و قهرمان توحید کسی بود که وارد کعبه شد و با تبر آن بت‌های چوبی زمان خود را در هم کوبید، امّا در این زمان باید ابراهیم‌وار آن بت‌هایی را که به زور و ظلم حکومت می‌کنند، بشکنیم تا مقدمه ظهور امام زمان(عج) باشد.

* سؤالی که می‌خواهم از محضرتان بپرسم، درباره حج سیاسی و بعد سیاسی حج است، به نظر شما این بعد سیاسی تا چه حد در حج وجود دارد؟

مسلّم است که حج آثار سیاسی فراوانی دارد. با این تفاوت که بُعد سیاسی حج خودش دو جنبه دارد؛ اول جنبه فردی؛ برای افرادی که می‌خواستند به صورت سرّی با امام معصوم(ع) ملاقات کنند و از امام کسب تکلیف کنند. در آن اجتماع عظیم هر کسی که از شهر خودش حرکت می‌کرد، مسائل خود را از امام می‌پرسید و برمی‌گشت. حال چه مسائل فردی، چه مسائل اجتماعی یا سیاسی که گره ذهنی این فرد بود. هر چند علمایی بودند که بتوانند سؤالات را جواب دهند، اما جواب دادن امام معصوم(ع) فرق دارد. او با دیدن حقایق وجودی افراد به پرسش‌ها پاسخ می‌داد. مثلاً به «علی‌بن‌یقطین» که بعد از هارون‌الرشید نفر دوم حکومت بود، دستور می‌داد در کارهای حکومتی بماند، به دیگری دستور می‌داد اصلاً در کارهای حکومتی مشغول نباشد. چرا؟ چون اولی عاملی بود برای کمک به مردم و دومی اگر می‌رفت در حکومت مشغول می‌شد سر خود را به باد می‌داد. یکی را امر می‌کرد در کار حکومت کمک کند که فسادی برطرف شود، به دیگری مثل آن ساربان که شترهای خود را به دشمن کرایه داده بود، می‌فرمود چرا این کار را انجام دادی. پس در بعد سیاسی از جنبه فردی هم می‌شود کسب تکلیف است. تکلیفی که در آنجا مشخص می‌شود، با دیدن اجتماع عظیم مسلمانان.

دوم جنبه اجتماعی؛ ما هیچ اجتماع بین‌المللی، مانند حج نداریم. این اجتماع عظیم، کارهای بزرگی می‌تواند انجام دهد که یکی از آنها «برائت از مشرکین» است. مسئله دیگر آن‌ـ که مهم‌ترین موضوع امروز است‌ـ «مقابله با استعمار بین‌المللی» است که جنگ نیابتی را بین مسلمانان به راه انداخته است. به اسم اسلام مسلمانان را در مقابل هم قرار می‌دهند. این اجتماع می‌تواند در مقابل این حیله دشمن بایستد؛ زیرا همه مسلمانان در کنار هم جمع هستند و وحدت‌شان دسیسه‌های دشمن را خنثی می‌کند. البته این مسئله به فرهنگ‌سازی و تلاش نیاز دارد. مسلمانان باید به این مهم برسند که برای غلبه بر استکبار و دشمن باید همگی در کنار هم جمع شویم. کار ما و وظیفه ما در این زمینه ابتدا فرهنگ‌سازی و تفهیم این اصل در داخل کشورمان و سپس تفهیم مسلمانان جهان، در همان حج است. به عبارتی، فرهنگ‌سازی و فرصت‌سازی برای مقابله با دشمن در خود حج صورت می‌گیرد.

* گاهی در ماجراهای سیاسی نظریه تعطیل کردن حج از گزینه‌هایی است که مطرح می‌شود؛ به دلایل گوناگون از جمله رفتار حاکمان عربستان، در این خصوص و درست یا غلط بودن این دیدگاه توضیح دهید.

اینجا نیز دو مسئله وجود دارد؛ اول آنچه قابل توجه است و احتیاج به تأمل صحیحی دارد، تبیین آیات حج در قرآن است. نکته‌ای در بیان یکی از علمای بزرگ ما به مناسبت آیه «جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِّلنَّاسِ…» (مائده/ ۹۷) آمده که فرمود: ما اسرار این عالم را نمی‌فهمیم. تنها چیزی که می‌‌توانیم بگوییم این است که کعبه لنگر عالم است. قیام حاجی در واقع برای نگهداری از این خانه که مرکز عالم است باید صورت بگیرد. دحوالارض هم بیانگر این حقیقت است؛ بنابراین نباید این خانه از ظاهر که همان قیام است خالی شود، اگر بشود عالم فرو می‌ریزد.

دوم آنکه حج برای ما فرصتی استثنایی است که باید از آن استفاده کنیم و نباید از دسیسه‌های دشمن هم بترسیم. این دسیسه‌ها در بسیاری از مواقع فرصتی شده برای احیای دین و شریعت و حتی مذهب. اگر ما فرصت را غنیمت بشماریم، می‌توانیم از برنامه‌های دشمن به نفع خودمان استفاده کنیم. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «لا یَزالُ یُؤَیَّدُ هذَا الدینُ بِالرَّجُلِ الْفاجِر»، همواره دین خدا به واسطه مردان فاجر تأیید می‌گردد.(کنزالعمال، ‌ح ۱۱۵). نکته ادبی آن هم این است که نمی‌گوید: یؤید بالرجل الفاجر الدین… رجل فاجر مؤید نمی‌شود، سبب می‌شود؛ یعنی ناخواسته همه تهدیدهای او فرصت ایجاد می‌کند. در واقع این دین همیشه برای اثبات حقانیت خودش فرصت دارد. این همان سخن امام خمینی(ره) است که در مراسم بزرگداشت شهید مطهری فرمود: «این رجل فاجری که خون عزیز ما را به زمین ریخت، تأیید کرد دین خدا را؛ یعنی خدا دین خودش را به عمل او تأیید کرد. با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما…».

* با توجه به توضیحاتی که بیان کردید و اینکه مسلمانان جهان در موسم حج در کنار هم جمع هستند، این اجتماع عظیم چه فرصتی را برای تشیع ایجاد می‌کند؟

شیعیان می‌توانند در این اجتماع، به بسیاری از تهمت‌ها پاسخ بدهند؛ یعنی بیان کنند تبلیغاتی که علیه ایشان صورت گرفته دروغ است. دسیسه‌ها و برنامه‌ریزی‌های مذهبی علیه شیعه در این حج خنثی می‌شود؛ همچنین برای همه مسلمانانی که در جهان امروز علیه ایشان جو روانی ایجاد کرده‌اند و مسلمان هراسی به راه انداخته‌اند. ضمن اینکه توجه مسلمانان به یکدیگر هم بیشتر می‌شود؛ می‌توانند خودشان را بیابند و از وجود یکدیگر استفاده کنند. توجه ما باید به این باشد و نکاتی را ببینیم که منتج و منجر به وحدت می‌شود و به نزدیک شدن دل‌های مسلمانان کمک می‌کند.

* سال‌هاست رهبر معظم انقلاب در بیانیه‌ها و پیام‌ها و سخنرانی‌های‌شان در موسم حج و پیش از آن، مطالباتی از حجاج دارند و خط‌ مشی‌های خاصی را تعیین می‌کنند. مجموعه این خط ‌مشی‌ها را از دیدگاه خودتان خلاصه بفرمایید.

بله، رهبر معظم انقلاب مطالباتی در پیام‌های‌شان دارند که هم مهم است و هم جهت‌گیری مسلمانان را تصحیح و ترمیم می‌کند. به عبارت دیگر این مطالبات، ذهن و جهت مسلمانان را از مسائل متفرقه یا تنها عبادی به تمام مسائل مهم جهان به ویژه جهان اسلام معطوف می‌کند. از جمله مطالبات ایشان برگزاری آبرومندانه این مراسم و حفظ آبروی ایرانی‌ها و مسلمانان است؛ زیرا ایشان به بازتاب جهانی این مراسم عظیم توجه دارند و می‌خواهند این حرکت بزرگ سبب ضعف اسلام و خجالت مسلمانان نشود. دیگری مبارزه با عوامل مخرب وحدت است. ما در عین وحدت وظیفه داریم از مشرکان برائت بجوییم؛ اما یکی از مهم‌ترین مطالبات رهبر فرزانه انقلاب دفاع از مظلوم در هر جای جهان است. انتظار می‌رود یکی از کارکردهای حج احقاق حق ملت فلسطین و مظلومان جهان باشد. نظر رهبر حکیم انقلاب هم در مورد کارکرد حج همین است؛ پس ما حجی جامع می‌خواهیم که بتواند مشکلات بشریت را حل کند نه تنها مسلمانان را.

* در مورد مقدمات و مؤخرات حج هم نکاتی زیادی وجود دارد. اشاره‌ای به این نکات داشته باشید.

در مقدمات حج، یعنی پیش از رفتن به حج و پس از بازگشت از آن نکاتی وجود دارد که منافع دنیایی و آخرتی زیادی را برای ما به دنبال دارد و آن اینکه حاجی زمینه آمادگی روحی پیدا می‌کند که حج مقبولی نصیبش بشود. به طور طبیعی در مقدمات حج باید حقوق مردم و حقوق شرعی را از گردن خود بردارد و آن را بپردازد یا حلالیت بگیرد. اگر حقی به گردن ما باشد و به حج برویم، شاید حج‌مان صحیح باشد؛ اما به مرتبه قبولی نمی‌رسد. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اَن العبدَ لیُرفعُ لهُ مِن صلاتهِ نصفُها او ثلُثها او ربعُها او خمسُها و ما یرفعُ لهُ الّا ما اقبلَ علیهِ بقلبهِ»؛ همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می‌شود و آن مقداری از نماز که توجه قلبی داشته باشد بالا برده می‌شود.(بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۸) در واقع به همان مقدار که نماز در تو اثر می‌گذارد، به همان میزان مقبول است. این مقدمات و مؤخرات زمینه‌ساز روحی حاجی است. گرچه در عمرش یکبار اتفاق می‌افتد، الگویی برای همه روزهای زندگی است که سعی کنیم چنین شرایطی داشته باشم. وقتی حاجی برمی‌گردد، باید آثاری در او بماند و دیده شود.

نقل است از رسول‌الله(ص): «الطاعه بعد الطاعه علامه قبول الطاعه و…» اطاعت انجام دادن بعد از اطاعت، نشانه قبول شدن اطاعت است و گناه انجام دادن بعد از اطاعت، نشانه مقبول واقع نشدن اطاعت است و اطاعت پس از معصیت نشانه آمرزش گناهان است و معصیت انجام دادن بعد از معصیت، علامت گمراهى و هلاکت بنده است!(جهاد ‌با‌ نفس، شیخ‌ حر‌ عاملی، ص۴۸۴) اگر حاجی برگشت و حالش تغییر نکرد، حجش مقبول نیفتاده؛ پس باید آثار حج در زندگی او و خانواده و جامعه او دیده ‌شود. آن اثری که «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» (مائده/ ۲۷) است دیده ‌شود و البته بهترین دعا هم برای حاجیان دعا در حق دیگران است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید