غدیر؛ تجلی منطق شایسته‌سالاری

0
154

عید غدیرخم که در مکتب اهل بیت(ع) و ادبیات شیعه از آن با عنوان «عیدالله الاکبر» یاد کرده‌اند می‌تواند سرفصلی نو در سیاست ورزی و ارائه الگوی حکومت دینی باشد. در این روز، خداوند متعال با تثبیت جایگاه ولایت و رهبری جامعه و معرفی مصداق اتم آن، دین خود را کامل و نعمتش را بر آدمیان تمام کرده و «اسلام با ولایت» را به عنوان دین مطلوب و مورد رضایت خود برای هدایت بشریت معرفی کرد.
برای فهم دقیق حماسه غدیر باید به این مقدمه توجه داشت که اسلام آخرین و کامل‌ترین نسخه هدایت بشری است که از سوی خاتم‌النبیین(ص) ارائه شده است. نگاه اسلام نگاهی فردگرایانه و تلاش برای هدایت معدودی از مردم در زمان و مکان خاصی نیست، بلکه اسلام آن نسخه شفابخشی است که برای هدایت تمام بشریت در همه زمان‌ها و مکان‌ها آمده است. لازمه چنین هدایتی داشتن اقتدار و توانایی اثرگذاری بر تمام ابعاد جامعه است. چنین دینی نمی‌تواند نسبت به مهم‌ترین نهادهای اجتماعی اثرگذار بر سرنوشت آدمیان بی‌توجه باشد. چطور می‌توان در جامعه‌ای که حاکمیت و ساختار و کارگزاران آن مبتنی بر شرک و بی‌خدایی چینش شده‌اند، انتظار داشت که توده‌ها و اکثریت جامعه به سمت اهداف دین که نجات انسان از اسارت‌های درونی و بیرونی از طریق عبودیت و بندگی و اطاعت خداوند متعال است حرکت کنند! بنابراین دین برای تحقق اهداف خود نمی‌تواند نسخه‌ای برای حکومت و اداره جامعه نداشته باشد.
غدیر فراتر از آن آمده است تا این حقیقت را آشکار کند که تنها «شایستگان» حق حاکمیت دارند و حکومتی که مبتنی بر صلاحیت‌های اسلامی شکل نگیرد، نامشروع خواهد بود. به واقع غدیر بنیانگذار قاعده و معیارها در حکومت‌داری است و این ویژگی‌ها را در سه گانه فقاهت‌، عدالت، درایت تبیین می‌کند.
در زمان حضور امام معصوم(ع) مطلق این صفات در امام جمع بوده و رهبری و زمام امور جامعه اسلامی باید در اختیار او قرار گیرد؛ اما در زمان غیبت، شایسته رهبری و حکمرانی در نظام اسلامی «فقیهِ‌ و عادل‌‌‌ زمان شناس» است. همان که از او با عنوان «ولی‌فقیه» یا «رهبری انقلاب اسلامی» در قانون اساسی یاد شده است.
در کنار تأکید بر صلاحیت‌ها و معیارها، آنچه تکمیل‌کننده بحث حق حاکمیت در نظریه سیاسی اسلام است، توجه به این نکته اساسی است که روند به قدرت رسیدن فقیه عادل زما‌ن‌شناس، از فرایند مردم‌سالاری می‌گذرد. به واقع از میان صاحبان صلاحیت، آن کس را که مردم به حاکمیت او رضایت دهند، حق حاکمیت خواهد داشت. در حقیقت برای کسب قدرت، راه‌های متعددی اعم از غلبه و زور، کودتا و براندازی، دست‌نشاندگی، وراثت و انتصاب و رضایت مردمی قابل تصور است. مبتنی بر آموزه‌های اسلامی، تنها راه مشروع رسیدن به قدرت «کسب رضایت مردمی» است و دیگر راه‌های پیشنهادی نامشروع بوده و با روح و گوهر آموزه‌های دینی قابل جمع نیست. حاصل این فرایند جمع شایسته‌سالاری و مردم‌سالاری است. به همین دلیل با جرئت می‌توان گفت مهم‌ترین ویژگی رهبری جامعه در نظام مردم‌سالاری دینی ارتباط و اتصال و پیوستگی جدایی‌ناپذیری میان مردم و رهبری است و هر حکومتی که این طور نباشد، این ولایت نیست؛ یعنی حاکمیتی که اسلام پیش‌بینی کرده است، نخواهد بود!
از سوی دیگر غدیر با معرفی امیرالمؤمنین(ع) به عنوان اسوه و الگوی حاکمیت، مسئله چگونگی حکمرانی را نیز تعیین کرده است. در این الگو اگر اهداف حکومت اسلامی را تحقق چهارگانه عدالت، امنیت، رفاهت و معنویت بدانیم، مکتب غدیر این حقیقت را آشکار می‌کند که این مهم از طریق آموزه‌هایی مانند اجرای شریعت، اجرای حدود الهی، مردم‌سالاری دینی، عدالت‌ورزی حاکمان و کارگزارن نظام اسلامی اولویت دادن به محرومان و مستضعفان و… ممکن خواهد بود.
در عصر جاهلیت ثانی که نفسانیت و اهوای آدمی در قالب خرد، ابزاری صورت‌بندی شده و حاصل آن شکل دادن به نظام لیبرال دموکراسی است، تنها راه تحقق عدالت، آزادی و صلح و امنیت و سعادت بشری بازگشت به غدیر و تمسک به مکتب امیرالمؤمنین(ع) خواهد بود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید