غدیر؛ تجلي منطق شايسته‌سالاري

0
225

عيد غديرخم که در مکتب اهل بيت(ع) و ادبيات شيعه از آن با عنوان «عيدالله الاکبر» ياد کرده‌اند می‌تواند سرفصلي نو در سياست ورزي و ارائه الگوي حکومت ديني باشد. در اين روز، خداوند متعال با تثبيت جايگاه ولايت و رهبري جامعه و معرفی مصداق اتم آن، دين خود را کامل و نعمتش را بر آدميان تمام کرده و «اسلام با ولايت» را به عنوان دين مطلوب و مورد رضايت خود براي هدايت بشريت معرفي کرد.
براي فهم دقيق حماسه غدير بايد به اين مقدمه توجه داشت که اسلام آخرين و کامل‌ترين نسخه هدايت بشري است که از سوی خاتم‌النبيین(ص) ارائه شده است. نگاه اسلام نگاهي فردگرايانه و تلاش براي هدايت معدودي از مردم در زمان و مکان خاصی نيست، بلکه اسلام آن نسخه شفابخشي است که براي هدايت تمام بشريت در همه زمان‌ها و مکان‌ها آمده است. لازمه چنين هدايتي داشتن اقتدار و توانايي اثرگذاري بر تمام ابعاد جامعه است. چنين ديني نمي‌تواند نسبت به مهم‌ترين نهادهاي اجتماعي اثرگذار بر سرنوشت آدميان بي‌توجه باشد. چطور مي‌توان در جامعه‌اي که حاکميت و ساختار و کارگزاران آن مبتني بر شرک و بي‌خدايي چينش شده‌اند، انتظار داشت که توده‌ها و اکثريت جامعه به سمت اهداف دين که نجات انسان از اسارت‌هاي دروني و بيروني از طريق عبوديت و بندگي و اطاعت خداوند متعال است حرکت کنند! بنابراین دين براي تحقق اهداف خود نمي‌تواند نسخه‌اي براي حکومت و اداره جامعه نداشته باشد.
غدير فراتر از آن آمده است تا اين حقيقت را آشکار کند که تنها «شايستگان» حق حاکميت دارند و حکومتي که مبتني بر صلاحيت‌هاي اسلامي شکل نگيرد، نامشروع خواهد بود. به واقع غدير بنيانگذار قاعده و معيارها در حکومت‌داري است و اين ويژگي‌ها را در سه گانه فقاهت‌، عدالت، درايت تبيين مي‌کند.
در زمان حضور امام معصوم(ع) مطلق اين صفات در امام جمع بوده و رهبري و زمام امور جامعه اسلامي باید در اختيار او قرار گیرد؛ اما در زمان غيبت، شایسته رهبري و حکمرانی در نظام اسلامي «فقيهِ‌ و عادل‌‌‌ زمان شناس» است. همان که از او با عنوان «ولي‌فقيه» يا «رهبري انقلاب اسلامي» در قانون اساسي ياد شده است.
در کنار تأکيد بر صلاحيت‌ها و معيارها، آنچه تکميل‌کننده بحث حق حاکميت در نظريه سياسي اسلام است، توجه به اين نکته اساسي است که روند به قدرت رسيدن فقيه عادل زما‌ن‌شناس، از فرايند مردم‌سالاري مي‌گذرد. به واقع از ميان صاحبان صلاحيت، آن کس را که مردم به حاکميت او رضايت دهند، حق حاکميت خواهد داشت. در حقیقت براي کسب قدرت، راه‌هاي متعددي اعم از غلبه و زور، کودتا و براندازي، دست‌نشاندگی، وراثت و انتصاب و رضایت مردمي قابل تصور است. مبتني بر آموزه‌هاي اسلامي، تنها راه مشروع رسيدن به قدرت «کسب رضايت مردمي» است و ديگر راه‌هاي پيشنهادي نامشروع بوده و با روح و گوهر آموزه‌هاي ديني قابل جمع نیست. حاصل اين فرايند جمع شايسته‌سالاري و مردم‌سالاري است. به همين دلیل با جرئت مي‌توان گفت مهم‌ترين ويژگي رهبري جامعه در نظام مردم‌سالاري ديني ارتباط و اتصال و پيوستگي جدايي‌ناپذيري میان مردم و رهبري است و هر حكومتي كه اين طور نباشد، اين ولايت نيست؛ يعني حاكميتي كه اسلام پيش‌بيني كرده است، نخواهد بود!
از سوي ديگر غدير با معرفي اميرالمؤمنين(ع) به عنوان اسوه و الگوي حاکميت، مسئله چگونگي حکمراني را نيز تعيين کرده است. در اين الگو اگر اهداف حکومت اسلامي را تحقق چهارگانه عدالت، امنيت، رفاهت و معنويت بدانيم، مکتب غدير اين حقيقت را آشکار می‌کند که اين مهم از طريق آموزه‌هايي مانند اجرای شریعت، اجراي حدود الهي، مردم‌سالاري ديني، عدالت‌ورزي حاکمان و کارگزارن نظام اسلامي اولويت دادن به محرومان و مستضعفان و… ممکن خواهد بود.
در عصر جاهليت ثاني که نفسانيت و اهوای آدمي در قالب خرد، ابزاري صورت‌بندی شده و حاصل آن شکل دادن به نظام ليبرال دموکراسي است، تنها راه تحقق عدالت، آزادي و صلح و امنيت و سعادت بشري بازگشت به غدير و تمسک به مکتب امیرالمؤمنین(ع) خواهد بود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید