حدود دو هفته پیش روزنامه «فایننشال تایمز» گزارش داد که چین در فاصله روزهای ۲۷ ژوئیه تا ۱۳ اوت سال جاری دو موشک‌ هایپرسونیک با قابلیت هسته‌ای را آزمایش کرده‌ است. این توسعه در صنعت موشکی چین، آن‌طور که مقامات آمریکایی گفته بودند سبب حیرت آنها شده و شگفتانه بزرگی برای دستگاه اطلاعاتی ایالات‌متحده بود.
این خبر چند هفته بعد در روز ۲۱ اکتبر جالب‌تر نیز شد؛ زیرا رسانه‌ها خبر دادند ایالات‌متحده نتوانسته است آخرین مدل موشک هایپرسونیک خود را آزمایش کند؛ زیرا آزمایش راکت آن با شکست مواجه شده ‌است. با وجود اینکه راکت‌های موشک معمولاً جزء فناوری‌های مرتبط با موشک‌های هایپرسونیک حساب نمی‌شود، اما این حس را برای آمریکایی‌ها به وجود آورد که شاید در مسابقه تسلیحاتی با پکن عقب مانده‌اند.
رقابت برای رسیدن به فناوری موشک‌های هایپرسونیک به حد کافی برای قدرت‌های جهانی جذاب و حیاتی به حساب می‌آید که بخواهند بخشی از اقدامات دیگر خود در صنایع نظامی را تعطیل کرده و روی این مسئله متمرکز شوند. در سال‌های اخیر، روسیه، ایالات‌متحده و چین رقابت بسیار شدیدی را برای دسترسی به این فناوری با یکدیگر داشته‌اند. کلمه «هایپرسونیک» به‌معنای این است که موشک‌ها بین پنج‌ تا ده برابر بیشتر از سرعت صوت، سرعت خواهند داشت، اما سرعت، تنها جاذبه موشک‌های هایپرسونیک نیست؛ زیرا آنها به جز سرعت بالا قادر به حرکت در مدار پایین بوده و نسبت ‌به موشک‌های بالستیک میان‌برد از قدرت مانور بیشتری نیز برخوردار هستند و همین مسئله باعث می‌شود ردیابی و از بین بردن آنها به‌شدت سخت شود.
اگر چین به این سرعت توانسته ‌است به این فناوری دست پیدا کند، به معنای این است که آمریکا واقعاً در این مرحله از پکن عقب ‌افتاده است. یکی از قابلیت‌های جالب ‌توجه این نوع موشک‌ها، تغییر مسیر حرکت آن به‌ صورت چندباره است که می‌تواند قابلیت پیش‌بینی مسیر حرکت موشک را برای طرف مقابل بسیار سخت کند و به این‌ترتیب موشک‌ها می‌توانند از رادارها مخفی مانده و در عین‌حال از اقدامات دفاعی دیگر نیز خود را پنهان کنند و بتوانند قدرت تخریبی و هدف‌یابی بیشتری داشته باشند.
تاکنون گمان می‌رفت مسئله موشک‌های هایپرسونیک چین در راستای رقابت‌های جنگ سردی واشنگتن و پکن بتواند بررسی و تحلیل شود. همان‌طور که در دوران جنگ سرد اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا در رقابت برای دستیابی به سلاح‌های مشابه قرار داشتند، به‌نظر می‌رسد در وضعیت فعلی نیز پکن و واشنگتن در همین رقابت به سر می‌برند.
شگفتی آمریکا از موشک‌های چینی و تلاش این کشور برای رسیدن به فناوری آن نشان می‌دهد، رقابت‌های واشنگتن و پکن تنها در اینکه کدام کشور ثروتمندتر خواهد بود و قدرت اقتصادی بالاتری خواهد داشت، نیست. این سرآغاز فهمی جدید از رقابت‌های آمریکا و چین در وضعیت فعلی است؛ رقابتی که نمی‌توان آن را تنها در مسائل تجاری خلاصه کرد و پیشرفت‌های نظامی به بخش جداناپذیری از این رقابت‌ها تبدیل شده‌ است.
چین مسیری را برای رقابت با آمریکا می‌پیماید که به‌نظر می‌رسد برای ایالات‌متحده بسیار چالش‌برانگیز باشد. چین در عین‌حال که به پیشرفت و فناوری نظامی خود فکر می‌کند، به‌ دنبال رونق و رشد اقتصادی نیز هست؛ اما آمریکا در حال حاضر نمی‌داند آیا باید برای رشد اقتصادی بیشتر با چین بجنگد یا اینکه تمام منابع مالی خود را صرف فناوری‌های نظامی روز کند. اگر چین تاکنون با راهبرد تجارت گسترده بین‌المللی و هزینه منابع حاصل از آن در داخل کشورش با سایر کشورها رقابت می‌کرد، آمریکا تنها به عملیات‌های نظامی فکر می‌کرد و توجه و تمایل چندانی برای سرمایه‌گذاری در داخل خاکش را نداشت.
رقابت‌های ایالات‌متحده و چین از این منظر بسیار جالب‌ توجه است؛ زیرا افق‌های جدیدی را در برابر آمریکا می‌گشاید که توان رقابت در این زمینه‌ها را با چین نداشته و به‌نظر نمی‌رسد از این ‌پس نیز داشته باشد. پکن و واشنگتن حالا وارد رقابتی شده‌اند که شاخصه‌های اصلی آن نه فناوری‌های پیشرفته و ابزار و تجهیزات نظامی با آخرین فناوری روز، بلکه شاخصه اصلی آن رشد داخلی و میزان تولید ناخالص داخلی کشورهاست. چین در هر دو زمینه پیشرو است؛ اما آمریکا راه زیادی در این زمینه در پیش دارد.

یک دیدگاه

  1. «پکن و واشنگتن حالا وارد رقابتی شده‌اند که شاخصه‌های اصلی آن نه فناوری‌های پیشرفته و ابزار و تجهیزات نظامی…، بلکه شاخصه اصلی آن رشد داخلی و میزان تولید ناخالص داخلی کشورهاست. چین در هر دو زمینه پیشرو است؛ اما آمریکا راه زیادی در این زمینه در پیش دارد.» طرح این موضوع کاملا” اشتباه است. به استناد ارقام بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۲۰ حدود ۱۴/۷۲ تریلیون دلار بوده در حالیکه تولید ناخالص امریکا در سال ۲۰۲۰ نزدیک ۲۱ تریلیون [۲۰/۹۳۶] دلار بوده است. در سال ۲۰۲۰، جمعیت چین ۱۴۰۲ میلیون و جمعیت ایالات متحده امریکا، ۳۲۹/۵ میلیون و جمعیت چین ۱۴۰۲ میلیون نفر [۴/۲۶ برابر امریکا] بوده است. بنابراین میزان سرانه تولید ناخالص امریکا ۶۳۶۱۲ دلار و سرانه تولید ناخالص چین، مبلغ ۱۰۳۶۶ دلار [معادل ۱۶/۳ درصد امریکا] میباشد. برخلاف بررسی [اشتباه] نویسنده، «چین» راه زیادی در این زمینه در پیش دارد.

    ۲۰/۹۳۶
    ۱۴/۷۲

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید