سلبریتی‌ها هوش سیاسی ندارند

واکاوی ماهیت پدیده سلبریتی و فعالیت‌های آنان در گفت‌وگوی صبح صادق با محمدصادق باطنی

0
1010

«سلبریتی» واژه پر تکرار این روزهای ماست، در شبکه‌های اجتماعی، در برنامه‌های تلویزیونی، در مقالات جامعه‌شناسی، در صفحه اول مجلات و حتی در میان مردم کوچه بازار، مدام با مفهوم سلبریتی مواجه می‌شویم! برای بررسی دقیق‌تر «پدیده سلبریتی» و موضوعات پیرامون آن با «محمدصادق باطنی» کارشناس رسانه گفت‌وگو کرده‌ایم که پیش روی شماست.

* به عنوان سؤال اول بفرمایید به چه کسانی سلبریتی می‌گویند؟

سلبریتی، یعنی چهره رسانه‌ای. در واقع چهره‌ای که به واسطه تکرار دیده شدن از طریق رسانه‌ها به شهرت می‌رسد.

* به نظر شما سلبریتی‌ها برای یک جامعه و فرهنگ، فرصت به شمار می‌آیند یا تهدید؟

ما دو دسته سلبریتی داریم، یک دسته سلبریتی‌هایی هستند که اساساً محل تولدشان رسانه است، به این معنا که در رسانه‌ها، اعم از سینما، تلویزیون و موسیقی به دنیا آمده‌اند و تا قبل از ورود به رسانه‌ها، این افراد هیچ ظهور و بروزی نداشته‌اند و صرفاً رسانه‌ها عامل شهرت، شناخته شدن و در نتیجه مورد احترام قرار گرفتن و کسب هوادار برای آنها شده‌اند.
معمولاً از ویژگی‌های مرسوم این دسته از سلبریتی‌ها، این است که به شدت آوازه‌جو هستند، به این معنا که حتی خیلی از آنها به این دلیل مسیر سلبریتی شدن را انتخاب کرده‌اند که می‌خواستند آوازه‌ای به دست بیاورند و شهرت کسب کنند و در نتیجه از طریق این جایگاه اجتماعی، نیازهای مالی و سایر امتیازاتی که از طریق یک سلبریتی شدن حاصل می‌شود، برای خود به دست آورند.
دسته دوم سلبریتی‌هایی هستند که پیش از رسانه‌ای شدن، برای خود کسی بوده‌اند و در حرفه، مهارت یا حوزه‌ای از دانش برای خود حرفی داشته و صاحب کرسی بوده‌اند و حداقل در یک فضای حرفه‌ای شناخته شده بودند، سپس رسانه‌ به واسطه این شایستگی‌ها به آنها ضریب داده است؛ برای نمونه فردی یک جراح و دانشمند شناخته شده بوده و سپس رسانه در کنار او می‌آید و از او چهره‌ای به اسم پروفسور سمیعی می‌سازد. یا یک استاد دانشگاه که تألیفی یا هنری داشته و هنر و مهارت او بدون رسانه‌ها جا افتاده بوده است، در اینجا رسانه آمده و به واسطه آن حرفه و مهارت در آن فرد، او را به چهره رسانه‌ای و شناخته شده تبدیل کرده است.

سلبریتی‌های ما که سواد کافی در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی ندارند، هوش سیاسی پایینی دارند، آدم‌های احساسی هستند، بر حواس و عواطف خود تسلط ندارند و بسیار مدگرا هستند، معمولاً زمینه‌ساز التهاب‌های اجتماعی می‌شوند. مثلاً مشاهده می‌کنیم که یک دفعه قرار گذاشته می‌شود همه سلبریتی‌ها باید به فلان شخص رأی دهند یا از او حمایت کنند یا باید به فرد دیگری بد و بیراه بگویند. گاهی ظرفیت سلبریتی‌ها به سمت نامطلوبی می‌رود که با منافع ملی و منافع اجتماعی تضاد پیدا می‌کند که اینها از ویژگی‌های منفی قدرت نرم سلبریتی‌ها است

این نکته‌ را باید گفت که معمولاً این دسته کمتر آوازه‌جو هستند و به واسطه شایستگی‌های خود و نه صرفاً به دلیل خوش صدایی، زیبایی چهره و چنین وجوهی، به چهره رسانه‌ای تبدیل شده‌اند. نکته‌ای که وجود دارد، این است که ۹۹ درصد سلبریتی‌هایی که محل تولدشان خارج از رسانه‌ها است، فرصت هستند. به عبارتی وقتی فردی از این دسته «سلبریتی» می‌شود، الگو شدن او برای دیگر ارکان جامعه یک فرصت است؛ چرا که حتماً دارای مهارت، حرفه و تخصص مشخصی بوده که به چهره رسانه‌ای تبدیل شده و آن وجوه منفی که در سلبریتی به معنای عام آن وجود دارد، در این فرد نیست. در واقع اگر این سلبریتی الگو شده و محل رجوع رسانه‌ها شود و به طور دائم تصویر او به مخاطبان نشان داده شود، خوب است.
آن قسمت ماجرا دچار مشکل می‌شود که یک فرد بدون شایستگی‌های بیرون از رسانه‌ها و صرفاً به واسطه برخی توانمندی‌های سطحی و از طریق رسانه‌ها، چهره شده و اگر رسانه را از او بگیرند، می‌میرد؛ یعنی سلبریتی‌ای که اگر دیده نشدنش در رسانه مساوی با مرگ او است. این دسته از سلبریتی‌ها معمولاً آنهایی هستند که چالش ایجاد می‌کنند و تهدید سلبریتی‌ها، در این دسته است.
بنابراین اگر به این تقسیم‌بندی توجه کنیم، سلبریتی بودن الزاماً نمی‌تواند تهدید باشد؛ اما سلبریتی متولد شده در رسانه معمولاً وجه تهدیدش خیلی بیشتر از فرصت‌هایش است، اگرچه آنها هم وجوهی از فرصت بودن دارند؛ ولی معمولاً چون خود را نساخته‌اند و آن سلوکی را که باید یک فرد شناخته شده داشته باشد، ندارند، استفاده درستی از شهرت خود نمی‌کنند و خیلی اوقات شهرت را به سمتی پیش می‌برند که در طبقه‌بندی‌های ما جزء موارد نامطلوب است و به الگوهای نادرستی برای نسل تأثیرپذیر،‌ مانند نوجوان‌ها و جوانان‌ها می‌شوند.

* سلبریتی‌ها چه نقشی در شکل‌گیری سبک زندگی جامعه دارند؟

فطرت انسان کمال‌جو و کمال‌طلب است. برای نمونه، اگر یک نفر در هر حوزه‌ای که دنبال آن بوده، نتوانسته به کمال برسد، وقتی می‌بیند یک نفر در حوزه مدنظرش به کمال رسیده و مشهور هم شده است، این فرد برای او، معیار کمال و موفقیت می‌شود. معیار موفقیت همان چیزی است که به آن الگو می‌گوییم، چون وقتی این فرد خود را در آینه نگاه می‌کند، دوست دارد خود را در جایگاه این چهره رسانه‌ای ببیند.
به یک معنا، میل به سلبریتی و الگوبرداری از سلبریتی، در فطرت کمال‌جو و کمال‌طلب ما ریشه دارد و وقتی آن را در خودمان نیافته‌ایم، در سلبریتی دنبال آن می‌گردیم. در واقع با هواداری از یک سلبریتی می‌خواهیم این میل کمال‌جویی و کمال‌طلبی خود را ارضا کنیم. اینکه چه تأثیری می‌گذارند از همین جنس است، در واقع سلبریتی‌ها مفهوم کمال ایده‌آل و مفهوم معیار به کمال رسیدن را برای جامعه معرفی می‌کنند و در اینجا است که است که باید درباره کارکرد سلبریتی‌های‌مان صحبت کنیم.
اگر سلبریتی‌ها رسیدن به کمال را در ذهن مردم و آحاد جامعه، صرفاً به ثروتمند شدن و به تعبیر عامه زندگی لاکچری و اشرافی تبدیل کنند و اگر معیار رسیدن به کمال را صرفاً به زیبایی‌های ظاهری یک خانم مانند لباس‌ها و آرایش‌های خاص تبدیل کنند یا اگر کمال جامعه را به درآوردن یک سری شکلک و ادا اصول و رفتارهای ناهنجار تبدیل کنند، یا مثلاً سلبریتی شدن را به یک مهارت خاص،‌ مانند روپایی زدن یا آواز خواندن محدود کنند و هیچ معنایی از سلبریتی بودن برای حل مشکلات جامعه احساس نشود، در اینجا است که باید نگران شویم.
می‌گویند ارزش هر فرد به اهداف، آرزوها و خواسته‌هایش است و اگر می‌خواهید کسی را بشناسید، ببینید چه آرزو و خواسته‌ای دارد. ارزش یک جامعه نیز به آرزوها و رؤیاهایش است و این سلبریتی‌ها هستند که می‌توانند رؤیاها، آرزوها و معیار کمال‌طلبی را برای یک جامعه مشخص کنند. بنابراین تأثیرپذیری سلبریتی‌ها در یک جامعه به ویژه جامعه رسانه‌زده ما چندین برابر می‌شود و اهمیت خود را نشان می‌دهد.

* آیا می‌توان حوزه‌ اثرگذاری سلبریتی‌ها را در روابط بین‌الملل و دیپلماسی عمومی بین ملت‌ها و دولت‌ها مشاهده کرد؟

وقتی معیار کمال‌طلبی را می‌توان به جامعه خود نشان داد، به دنیا هم می‌توان نشان داد. وقتی فردی به مثابه چهره شناخته شده و سلبریتی، از یک کشور به کشور دیگر می‌رود، در واقع این معیار کمال‌طلبی ملت خود را به دنیا نشان می‌دهد که من الگوی جامعه خود هستم، با دیدن و شنیدن من بخش زیادی از جامعه‌ام را می‌توانید بشناسید، سلبریتی‌ها در واقع ارزش‌ها و سقف آرزوهای یک جامعه را به دنیا نشان می‌دهند.
در حوزه بین‌الملل یک انسان عادی، یک مسافر عادی و توریست می‌تواند نماینده باشد، چه برسد به اینکه این مسافر یا توریست یک چهره شناخته‌شده در کشور خود باشد. وقتی کسی از بیرون به او نگاه می‌کند، با خود می‌گوید اگر این چهره شناخته شده آنها است، پس بقیه افراد جامعه آنها چطور هستند. این تعمیم‌پذیری درباره سلبریتی‌ها خیلی جدی است و در شناخت ملل جهان از یکدیگر بسیار مؤثر هستند.

* با توجه به مطالب گفته شده و دامنه اثربخشی سلبریتی‌ها در حوزه‌های گوناگون،‌ آنها چگونه در شکل‌گیری قدرت نرم نقش‌آفرینی می‌کنند؟ در واقع چگونه بر ذهن‌ و احساس مردم به ویژه نوجوانان و جوانان تأثیر می‌گذارند؟

زمانی بود که سلبریتی‌ها برای دیده شدن نیازمند حاکمیت و حکومت در جامعه بودند؛ چرا که سلبریتی یعنی چهره رسانه‌ای و رسانه هم در دست صاحبان قدرت بود. در واقع، سینما، تلویزیون و روزنامه‌ها تنها رسانه‌هایی بودند که می‌توانستند در آن دیده شوند که همه اینها در دستان حاکمیت و تحت نظارت آن بود. اما با گذر از ارتباطات جمعی و رسانه‌های جمعی، وارد رسانه‌های فردی با محوریت اینترنت و فضای مجازی شدیم. رسانه‌های فردی با محوریت شبکه‌های اجتماعی فرصت را برای سلبریتی‌ها ایجاد کردند که دیگر بدون واسطه قدرت و نظارت‌های حاکمیتی، با مردم و هواداران خود ارتباط بگیرند.
در ادبیات ارتباطات، می‌گویند رسانه قدرت است و با این تحول دیگر قدرت در دستان خود سلبریتی‌ها قرار گرفت و این افراد بدون واسطه صاحبان قدرت شدند. تعبیری امروز صاحبان رسانه، صاحبان قدرت هستند و اگر مسئولان دولتی سیاستمداران فضای حقیقی هستند، سلبریتی‌ها به یک معنا سیاستمداران رسانه و فضای مجازی هستند. وقتی یک نفر سیاستمدار شد، یعنی می‌تواند سیاست‌گذاری، جهت‌دهی و هدایت‌دهی فکری کند؛ همچنین می‌تواند افکار عمومی را به سمتی هدایت کند و برای حل یک مشکل، بسیج افکار عمومی راه بیندازد، کمپین بسازد و مخاطب را به سمت فکر خاصی هدایت کند که این همان قدرت نرم برای هدایت افکار عمومی است. طبعاً سلبریتی‌ها نقش بسیار مؤثری در قدرت نرم یک جامعه دارند که این، هم می‌تواند مثبت و هم منفی باشد.
نمونه مثبت آن را بارها در بحران‌های زیست‌محیطی در کشورمان مشاهده کرده‌ایم. برای نمونه وقتی زلزله یا سیل اتفاق می‌افتد، این افراد خیریه‌هایی در فضای مجازی راه می‌اندازند که اگرچه همین کارها آسیب‌هایی نیز داشته و سوءاستفاده هم کرده‌اند، اما برایند آن مثبت بوده چرا که وقتی شماره حساب اعلام می‌کنند، مبلغ زیادی پول از طرف مردم به آن حساب‌ها واریز می‌شود که می‌توان با آن کارهای بزرگی انجام داد.
نکته منفی هم این قسمت ماجرا است که به واسطه اینکه سلبریتی‌های ما سواد کافی در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی ندارند، هوش سیاسی پایینی دارند، آدم‌های احساسی هستند، بر حواس و عواطف خود تسلط ندارند و بسیار مدگرا هستند، معمولاً زمینه‌ساز التهاب‌های اجتماعی می‌شوند. برای نمونه مشاهده می‌کنیم که یک دفعه قرار گذاشته می‌شود همه سلبریتی‌ها باید به فلان شخص رأی دهند یا از او حمایت کنند یا باید به فرد دیگری بد و بیراه بگویند. گاهی ظرفیت سلبریتی‌ها به سمت نامطلوبی می‌رود که با منافع ملی و منافع اجتماعی تضاد پیدا می‌کند که اینها از ویژگی‌های منفی قدرت نرم سلبریتی‌ها است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید