موضوع یارانه‌های پنهان و نقش آن در اقتصاد ایران و نفع نبردن عموم جامعه از این یارانه‌ها به صورت یکسان، از جمله موضوعاتی است که طی دو دهه اخیر همواره در محافل کارشناسی و دولت‌های مختلف محل تصمیمات و اظهارات گوناگون و گاهی متفاوت بوده است. برخی حذف این یارانه‌ها و پرداخت مابه‌ازای آن به مردم را راهکاری بهتر و نزدیک‌تر به عدالت دانسته و البته برخی دیگر گذران زندگی برخی از دهک‌های جامعه بدون این حمایت‌ها و یارانه‌ها را کاری ناممکن می‌دانند. با توجه به احتمال اجرای طرح‌هایی از سوی دولت در این حوزه، صبح صادق در گفت‌وگویی با دکتر مجید عینیان، دکترای علوم اقتصادی از دانشگاه شریف و کارشناس ارشد پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی این موضوع را بررسی کرده است.

تقریبا طی سال‌های اخیر ضریب جینی در حال افزایش بوده است؛ به گونه‌ای که گفته می‌شود شکاف طبقاتی روند خطرناکی را در جامعه نشان می‌دهد. به نظرشما دلیل اصلی افزایش عدد ضریب جینی چیست و چه اتفاقاتی افتاده که ضریب جینی روند صعودی به خود گرفته است؟
درباره تحولات ضریب جینی چند نکته وجود دارد که باید در نظر بگیریم. نکته اول اینکه بررسی کنیم که این تغییرات، تغییرات معنادار آماری است یا خیر؟ برای نمونه، کاهش ضریب جینی طی دهه‌‌های 70 و 80 واقعاً معنادار است و کشور به سمت کاهش نابرابری رفته است. مشاهدات سال‌های اخیر نشان می‌دهد، نوسانات خیلی کمی وجود داشته است. ضریب جینی طبق آمار یک سال بیشتر و یک سال کمتر می‌شود؛ لذا از این نوسانات کم، نمی‌توان برداشت تغییر مسیر در اقتصاد کشور را داشت. نکته دوم این است که همین نوسانات خیلی کوچک هم به اوضاع رونق و رکود وابسته است. ما در سال‌هایی که شاهد رونق هستیم، نابرابری نیز افزایش می‌یابد و سال‌هایی که رکود داریم، نابرابری کمتر می‌شود. البته کمتر شدن نابرابری خوشحال‌کننده نیست؛ چرا که حتی اگر نابرابری هم کاهش پیدا کند، این فقرا نیستند که وضع‌شان بهتر شده؛ بلکه این طبقه متوسط هستند که وضع‌شان بدتر شده است. افزایش نابرابری را که شما اشاره می‌کنید به دلیل رشد مثبت خیلی کمی بوده که بعد از رکود مشاهده کرده‌ایم و مقدار خیلی جزئی موجب بهتر شدن وضع اقتصادی طبقه متوسط و همزمان بدتر شدن وضع فقرا شده است. پس باید با دقت بیشتری به موضوع کاهش یا افزایش نابرابری‌ها پرداخت و آن را بررسی کرد؛ یعنی باید بدانیم ریشه این نابرابری چیست؟ تنها جایی که ما با یک سیاست اقتصادی کاملاً مشخص، کاهش نابرابری را داشته‌ایم، طی سال‌های 1389 و 1390 و آن هم با اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها بود که شاهد کاهش نابرابری بودیم، اما این مسئله پایدار نبود؛ چرا که ارزش و اثر یارانه‌ای که پرداخت شده، در طول زمان کاهش یافته است. با توجه به این موارد، بنده فکر نمی‌کنم در حال حاضر موضوع نابرابری دغدغه اصلی دولت یا حتی ما باشد. دغدغه اصلی ما فقری است که متأسفانه به طبقه متوسط هم تسری یافته است؛ یعنی ممکن است ما به لحاظ تعاریف جهانی زیر خط فقر مطلق نباشیم و فقیر محسوب نشویم؛ ولی نسبت به دو سال گذشته خودمان فقیرتر شده‌ایم. به نظرم این نکته مهم‌ترین بخش ماجراست.

به نظرتان چرا در سال‌های اخیر سطح رفاه جامعه رشد نداشته و جاهایی هم کاهش یافته است؟
ببینید در اقتصاد آنچه رفاه را برای خانوارها حاصل می‌کند، مصرف کالا و خدمات است که از طریق درآمد خانوار تأمین می‌شود؛ اما کل مجموعه اقتصاد کشور این کالا و خدمات را تأمین می‌کند. پس اگر تولید کالا و خدمات کشور بیشتر شود، مجموعه رفاه خانوارها بیشتر می‌شود. حالا با نیروی توزیع، بعضی‌ها از این کالاها و خدمات بیشتر منتفع می‌شوند و برای بعضی دیگر این اتفاق کمتر می‌افتد؛ ولی در کل آنچه پایه تغییرات رفاه خانوار است، رشد اقتصادی است. در واقع ما نه تنها دوره‌های کوتاه‌مدت رکود به معنای استفاده نکردن از ظرفیت تولید را داریم، بلکه اگر تمام ظرفیت تولید نیز فعال شود، تولید کل کشور ما به دلیل اینکه ظرفیت تولید کم شده، آن چنان زیاد نخواهد بود. بنابراین، درآمد سرانه ما افزایش نیافته و طبیعتاً در مقابل شوک‌های مشابه کرونا‌ـ که سراسر دنیا را درگیر کرده است‌ـ آسیب‌پذیر هستیم. در دوره کرونا کشوری که رشد اقتصادی بیشتری داشته باشد و درآمد سرانه بیشتری کسب کرده، دچار ضرر می‌شود؛ ولی مقاومت بیشتری از خودش نشان می‌دهد. بنابراین به نظر من دلیل اصلی فقیرتر شدن ما، همان رشد اقتصادی خیلی کم ما بوده است.

در خصوص یارانه نقدی و چگونگی پرداخت آن چه سازوکاری مدنظر شماست؟ به نظرتان این یارانه‌ها چقدر می‌تواند در کاهش فقر مطلق مؤثر باشد؟
ابتدا می‌خواهم به یک نکته در این زمینه اشاره کنم. برخی از دوستان با واژه یارانه پنهان در بخش انرژی مخالفند و حذف آن و همزمان پرداخت آن به صورت نقدی را مخرب می‌دانند. من این نقد را می‌پذیرم و تأکید دارم که ما در منابع انرژی، رانتی داریم. بهتر است این رانت را استخراج کنیم و به روشی آن را توزیع کنیم. همه پیشنهادهایی که مطرح می‌شود، به نوعی استفاده از یک شیوه از توزیع رانت به جای شیوه قبلی است. UBI در خیلی از نقاط دنیا مطرح می‌شود. ما اگر رانت انرژی را نداشتیم، باید UBI را با درآمد مالیاتی تأمین می‌کردیم. احتمالاً ما در سطحی از توسعه قرار نداشتیم که بتوانیم به راحتی UBI را برقرار کنیم، لذا من فکر می‌کنم کشورهایی که به سمت UBI می‌روند، حداقل از درآمد سرانه‌ای برخوردارند که می‌توانند از آن مالیاتی را اخذ کنند تا بتوانند UBI را برقرار کنند. ولی ما اگر درآمد سرانه را نداریم، یک منبع رانتی داریم که می‌توانیم آن منبع رانت را به UBI متصل کنیم و توزیع رانت خیلی برابرانه‌تری داشته باشیم. یک تجربه در سال 1389 و 1390 به ما نشان می‌دهد، با اینکه توزیع یارانه نقدی توانست ضریب جینی را کاهش بدهد، ولی فقر در سال 1390 آن چنان که باید و شاید کاهش شدیدی پیدا نکرد. وقتی وارد جزئیات داده‌ها می‌شویم، می‌بینیم قیمت کالاها برای فقیرترین خانوارهای ایرانی به شدت بالا رفته است. خانوارهایی که تا دیروز به دلایل شرایط درآمدی خود، توانایی خرید گوشت را نداشتند، متقاضی گوشت شده‌اند؛ اما چون ظرفیت تولید بالا نرفته، قیمت گوشت افزایش یافته است. در این حالت آیا می‌توانیم بگوییم یارانه نقدی مشکل داشته است؟ خیر. چون ماجرا این است که اگر یارانه نقدی تنها یک سال پرداخت شود، ظرفیت تولید را بالا نمی‌برد. خانوار فقیر هم فقط همان یک سال مثلاً مشتری گوشت می‌شود و تقاضا دارد. لذا برای یک سال نمی‌ارزد کسی عرضه‌کننده باشد یا اقدام به تولید گوشت کند، اما اگر یک نظم پایدار جدید شکل بگیرد، مشکل حل می‌شود. مشکل یارانه نقدی ما این بود که در آن نظم پایدار جدید شکل نگرفت. نه در بحث قیمت‌های انرژی که وقتی قیمت‌های انرژی بالا رفت، بتواند الگوی مصرف را در طول زمان تغییر دهد و نه یارانه نقدی به یک منبع تقاضای پایدار برای تقویت عرضه تبدیل شد. پس هر کدام از این طرح‌های یارانه‌ای از این نظر که فساد خیلی خیلی کمتری دارند، طرح‌های ارزشمندی هستند. هر یک از این طرح‌ها برای اجرا به شرط نظم ثابت نیاز دارند و باید این سیگنال را بدهند که قرار است برای دهه‌ها این طرح اجرا شود و ساختارهای جدید را ایجاد کند. در غیر این صورت اگر قرار باشد با ساختارهای تولیدی و توزیعی قبلی، یک تقاضایی ایجاد شود که با افزایش قیمت خنثی شود، مشکلات همچنان وجود دارند. در واقع در سال 1390 هم به دلیل افزایش قیمت‌ها، پول به سردسته‌های شبکه توزیع رسید و آنها پول را در جیب خود گذاشتند و نتوانستند فقر را آنچنان که باید ریشه‌کن کنند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید