فضای رقابت انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1388 پیش از نام‌نویسی رسمی داوطلبان و مشخص شدن نامزدهای اصلی با فعالیت زودهنگام برخی نامزدهای احتمالی آغاز شد. ارزیابی وضعیت کلی، سنجش اولیه میزان مقبولیت، محک زدن نامزدهای احتمالی، تلاش برای ائتلاف و اجماع، شناخت آرایش جریان رقیب و نامزدهای آن و نقاط ضعف، قوت و فرصت آنها، بررسی میزان مقبولیت‌ها، شناسایی نارسایی‌ها و استفاده از ظرفیت مطمئن برای رقابت و پیروزی، از جمله اهداف ورود زودهنگام به موضوع انتخابات بود که عمدتاً از سوی جریان دوم خرداد دنبال می‌شد.
جریان دوم‌ خرداد در پی شکست در انتخابات گذشته، دچار آشفتگی شدیدی شد؛ به‌نوعی که نگرانی نسبت به عمیق‌تر شدن شکاف و از هم پاشیدگی این جریان و فراموش شدن آن در عرصه سیاست و قدرت قوت گرفت. نبود گزینه شاخص در این جریان که قدرت رقابت با نامزد اصولگرایان را داشته باشد، نگاه‌ها را بار دیگر به سوی سیدمحمد خاتمی جلب کرد. خاتمی که دو دوره ریاست قوه مجریه را با حمایت جریان دوم خرداد تجربه کرده بود و همچنان از سوی برخی احزاب این جریان به عنوان یکی از محوری‌ترین سران این جناح سیاسی و رهبر اصلی دوم خردادی‌ها شناخته می‌شد، با نظر برخی از سران این جریان، تصمیم گرفت برای نامزدی در انتخابات با طرح پیش‌شرط‌های «تفاهم با ملت بر سر خواسته‌های‌شان» و «امکان عملی کردن برنامه‌هایش» یک بار دیگر شانس خود را امتحان کند؛ پیش شرط‌هایی که از سوی برخی افراد و گروه‌های دوم خردادی نیز غیرمنطقی و سبک توصیف شد.
تصمیم اولیه خاتمی زمانی بود که هنوز از آمدن میرحسین‌موسوی نشانی نبود و رایزنی‌ها با او بدون نتیجه و تا حدی بیانگر تکرار رایزنی در دوره قبل بود که در نهایت با پاسخ منفی موسوی روبه‌رو شد. فضای حاکم بر جریان دوم خرداد، از رقابت خاتمی با احمدی‌نژاد در انتخابات دهم حکایت داشت.
خاتمی نیز با همین باور، با انجام چند سفر استانی عملاً فعالیت‌های انتخاباتی خود را شروع کرد. اطمینان نداشتن وی از آمدن یا نیامدن موسوی سبب شد که ادبیات او حتی پس از اعلام حضور در انتخابات نیز ادبیاتی دوپهلو، کنایه‌آمیز و شبهه‌آمیز باشد.
خاطره کسب رأی‌های بالای 20 میلیونی در انتخابات خرداد 76 و 80 از سوی خاتمی این تلقی را قوت می‌بخشید که «بیرون ماندن از قدرت» همچنان می‌تواند «محبوبیت» وی را در نزد دوم خردادی‌ها حفظ کند؛ ضمن اینکه رقابت با احمدی‌نژاد نیز خطر بزرگی بود که شکست از رقیب می‌توانست به‌منزله مرگ سیاسی باشد و در حالت خوش‌بینانه، موفقیت با رأی پایین نیز پایانی بر «خود بالیدن» او و هم‌قطارانش به شمار می‌آمد.
نگاه واقع‌بینانه به صحنه رقابت در دوره هفتم و هشتم نیز نشان می‌داد در دو دوره پیشین، خاتمی در فضایی خاص با حریفانی نه چندان قدرتمند رقابت کرد؛ اما اکنون در مقابل پدیده انتخابات نهم قرار دارد که حریفان بسیار قدرتمند و با سابقه‌ای را پشت سر گذاشته و کارنامه خوب و برجسته‌ای در نزد ملت ایران در طول چهار سال مدیریت اجرایی کشور دارد. این مسائل، تردید‌های خاتمی را تشدید می‌کرد و شاید دلیلی بر به‌کارگیری ادبیات دوپهلو از سوی وی بود.
خاتمی پس از مدتی از اجرای سناریوی تردید و بازی «آمدن یا نیامدن» و «یا من و یا موسوی»، بالاخره با اصرار عناصر و گروه‌های دوم خردادی، روز 20 بهمن ماه حضور خود را در رقابت دهم اعلام کرد. مصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین در این باره می‌گوید: «وی شخصاً مایل به نامزد شدن نبود و در نهایت براساس خرد جمعی تصمیم گرفت.»
وی تنها پس از سه سفر انتخاباتی به شیراز، یاسوج و بوشهر که با استقبال بسیار کم و غیر قابل قبول روبه‌رو شد، متوجه شد آنچه از صحنه انتخابات برایش ترسیم کرده‌اند، واقعیت ندارد و شرایط دوران دوم خرداد به سر آمده است و از آن «محبوبیتی» که نزدیکانش همواره در گوش او نجوا می‌کنند، خبری نیست. اعلام نامزدی میرحسین‌موسوی در اسفندماه 1387 بهانه مناسبی بود که خاتمی خود را از دام مشارکت‌ـ مجاهدین خلاص کند و با وجود اصرار اعضای مجمع روحانیون مبارز بر ماندن، انصراف خود را از صحنه انتخابات با صدور اطلاعیه‌ای در آخرین روزهای سال اعلام کند. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده‌اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آرا و اختلاف نظر خواستاران «تغییر»‌ـ در هر جبهه و جناحی که باشند‌ـ بینجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آرا و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرای‌شان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می‌کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه‌تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می‌کوشم تا امکان بهره‌برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القای اختلاف و نیز تشتت آرا در جبهه گسترده خواستاران تغییر می‌جویند، بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت‌‌ها و گروه‌‌های فعال در عرصه انتخابات می‌خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنش‌‌های احساسی راه را بر هرگونه پیش‌داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند. به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می‌کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نینجامد و می‌دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان‌شاء‌الله.»
خاتمی پس از کناره‌گیری از رقابت، تمامی توان و تلاش خود را برای پیروزی موسوی به کار بست و در جریان فتنه عمیق و مدیریت آشوب در کنار موسوی و کروبی حضوری فعال و مؤثر داشت و در مواردی خود به‌نوعی طراح، صحنه‌گردان و تحریک‌کننده بود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید