حکیم فرزانه و شرح دوگانه تکلیف‌گرایی و آرمان‌گرایی

تمامی مفاهیمی بزرگ و عمیق انسانی، اگر با نوعی عقلانیت و خردورزی و واقع‌نگری همراه نباشد، خیلی زود دچار آسیب و انحراف شده و به آنتی‌تزی تبدیل می‌شود که در مقابل حقیقت و ماهیت مفهومی خود قرار می‌گیرد. این حقیقت تا بدانجا اهمیت دارد که از عقل به عنوان رسول باطنی آدمی یاد شده است که می‌تواند هدایتگر آدمی در فهم حقیقت و یافتن طریق حق باشد. شاید اوج این هدایتگری را بتوان در مراقبت از تحریف حقایق و مفاهیم دین و فهم این حقیقت که پرورش و تربیت عقل خود بزرگ‌ترین مقوم دین‌ورزی است، جست‌وجو کرد.
یکی از مفاهیم کلیدی در فعالیت‌های انسان مومن و معتقد، توجه به تکلیف و برنامه‌ای است که آموزه‌های وحیانی برای وی مشخص کرده‌اند. تکلیف، مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهایی است که دین برای هدایت بشر مشخص کرده و عمل به آن، رمز هدایت و سعادت و رسیدن به اهداف خوانده شده است. این مفهوم متعالی نیز همچون دیگر مفاهیم دینی اگر به‌درستی فهم و درک نشود خود می‌تواند دچار بدفهمی و تحریف و قلب حقیقت شود و به مانعی برای رسیدن به آرمان‌ها و اهداف بدل گردد. به‌واقع درک تکلیف متناسب با شرایط و مقتضیات زمانه خود مهم‌ترین تکلیف شرعی است که بدون واقع‌بینی و تدبیر و عقلانیت ممکن نخواهد بود.
در این میان، تشخیص وظیفه و تکلیف در حوزه مسائل سیاسی- اجتماعی بیش از دیگر حوزه‌ها با مصائب و مشکلاتی روبه‌رو است که باید نسبت به آن، دقیق و حساس بود. ساده‌انگاری فهم تکلیف شرعی در این، میدان بدون توجه به نتایج و هدف‌گذاری‌ها و موانع پیش رو، ‌چیزی جز شکست و ناکامی و زوال آرمان‌ها و تکالیف و در نتیجه شکست جبهه حق به همراه نخواهد داشت.
حکیم فرزانه انقلاب اسلامی در این باره در جمع دانشجویان فرمودند: «یک سؤال دیگر این است که رابطه‌ «تکلیف‌مدارى» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تکلیف هستیم. آیا این معنایش این است که امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور می‌شود چنین چیزى را گفت؟ امام بزرگوار که با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، اینهمه سختى‌ها را دنبال کرد، براى اینکه نظام اسلامى را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد، می‌شود گفت که ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تکلیف‌گرایى معنایش این است که انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ مطلوب، بر طبق تکلیف عمل کند؛ برخلاف تکلیف عمل نکند، ضدتکلیف عمل نکند، کار نامشروع انجام ندهد؛ والا تلاشى که پیغمبران کردند، اولیاى دین کردند، همه براى رسیدن به نتایج معینى بود؛ دنبال نتایج بودند. مگر می‌شود گفت که ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنى نتیجه هر چه شد، شد؟! نه. البته آن کسى که براى رسیدن به نتیجه، برطبق تکلیف عمل می‌کند، اگر یک وقتى هم به نتیجه‌ مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانى نمی‌کند؛ خاطرش جمع است که تکلیفش را انجام داده. اگر انسان براى رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل نکرد، وقتى نرسید، احساس خسارت خواهد کرد؛ اما آنکه نه، تکلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، کار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان‌طور که قبلاً گفتیم، واقعیت‌ها را ملاحظه کرده و دیده است و بر طبق این واقعیت‌ها برنامه‌ریزى و کار کرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمی‌کند؛ او کار خودش را انجام داده. بنابراین، اینکه تصور کنیم تکلیف‌گرایی معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستى نیست.»
این سخنان آنقدر دقیق و صریح است که دیگر جای هیچ توضیحی را برای فهم نمی‌گذارد و اذهان مشتاقی را که خواهان فهم و درک مسئله‌اند، به حقیقت راهنمایی می‌کند و منطق و استدلال مدعیان تکلیف‌گرایان بی‌توجه به نتیجه و اهداف را نفی می‌کند.
جالب آن است که مدعیان چنین قرائتی از تکلیف‌گرایی، معمولاً آنچنان خود را در هاله‌ای از تقدسات می‌بینند که مخالفان را به‌سادگی به وادادگی و منفعت‌گرایی متهم کرده، خود را مصداق حقیقی آرمان‌گرایی و انقلابی‌گری معرفی می‌کنند. رگه‌هایی از این نگرش خام را می‌توان در برخی مباحث مطرح شده در آستانه انتخابات گذشته مشاهده کرد که چگونه وجود چنین نگرشی، زمینه تشتت و تفرق آرای اصول‌گرایان را فراهم آورد و حاصلی جز ناکامی ایشان به همراه نداشت.
حال با توجه به تجربیات تلخ گذشته و با تبیین آشکار رهبر معظم انقلاب اسلامی از کلام تاریخی حضرت امام(ره)، به نظر می‌رسد دیگر جایی برای بحث بی‌نتیجه درباره دوگانه تکلیف‌گرایی– نتیجه‌گرایی باقی نمانده باشد و این رهنمودها می‌تواند پایانی باشد بر قرائت‌های قشری از تکلیف‌گرایی که بوی نوعی تحجر و اخباری‌گری از آن به مشام می‌رسد و حاصلی جز انزوای سیاسی اصول‌گرایی نیز به همراه نخواهد داشت.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>