نماینده ولی فقیه در سپاه در شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه خطر بازگشت ارتجاع به معنای حاکمیت مجدد سبک زندگی و سیاست غربی را بررسی و واکاوی کرد. حجت الاسلام والمسلمین حاجی صادقی از جمله اهداف دشمنان قسم خورده انقلاب را تحریف و انحراف در انقلاب و برگرداندن شرایط حاکمیت تفکر غربی و سکولاریسم به کشور ذکر کردند و رهبری امام خامنه‌ای را مهم‌ترین مانع پیروزی جریان ارتجاع دانستند. در ادامه بخشی از اهم این مباحث را با هم مرور می‌کنیم.

آگاه‌سازی تاریخی قرآن
داستان بنی‌اسرائیل در قرآن حقیقتی تاریخی از یک ارتجاع است که قرآن به خوبی به آن توجه داشته و به علل و عوامل آن اشاره کرده است. فرعون با سیاست تحقیر مردم توانسته بود به فرمانبری و ذلت مردم خود دامن بزند و خدا بنی‌اسرائیل را با معجزات فراوان از دست فرعون نجات داد. سؤال اساسی این است که چرا انقلاب حضرت موسی(ع) شکست خورد؟ قرآن کریم نکته شروع شکست انقلاب و نهضت حضرت موسی(ع) را «ارتجاع» معرفی می‌کند. حضرت موسی(ع) چهل روز از رهبری قوم بنی‌اسرائیل با تعیین جانشین غایب شد؛ اما در غیبت چهل روزه حضرت موسی(ع) بنی‌اسرائیل رهایافته از دست فرعون و با دیدن معجزات فراوان الهی در این چهل روز دوباره برگشتند و گوساله‌پرست شدند، در واقع یک ارتجاع رخ داد. حقیقت این است که یک عامل قوی حس‌گرایی در درون قوم بنی‌اسرائیل بود که حتی با دیدن معجزات الهی و نجات یافتن از زندگی ذلت‌بار تحت سیطره فرعون، اصلاح نشده بود و همین امر باعث ارتجاع به بت‌پرستی شد. ارتجاع بعدی و نهایی که شد سقوط قوم بنی‌اسرائیل و آواره‌شدن در بیابان‌ها شد، از دست دادن روحیه جهادی بود. وقتی که حضرت موسی(ع) فرمود، برای به دست آوردن سرزمین و تأسیس حاکمیت دینی باید جهاد کنید و خداوند برای شما سرزمینی بهتر از مصر در نظر گرفته است، آنها از فرمان رهبری اطاعت نکردند.
ارتجاع پس از رحلت پیامبر (ص)
پس از پیامبر چه اتفاقی افتاد که این انقلاب عظیم معرفتی، فرهنگی، فکری، سیاسی و اجتماعی به ارتجاع کشانده شد و مانند مسیحیت راه جدایی دین از سیاست را پیمود؟ دین نه به حاکمیت و نه به زندگی مردم کاری نداشت و در واقع در عالم اسلام سکولاریزاسیون و تفکر جدایی دین از سیاست کلید خورد. یهود در دوران هجرت پیامبر اسلام(ص) از مکه به مدینه بزرگ‌ترین دشمن اسلام بود؛ حتی در دوران ده سال مشرکین به اندازه یهود با پیغمبر درگیر نشدند؛ ولی پس از رحلت پیامبر چه اتفاقی افتاد که دیگر هیچ درگیری و تضاد و مخالفتی با جریان حاکمیت نداشتند و هیچ بحث و دعوایی بین یهود و مسلمانان صورت نگرفت؟ پاسخ این است که یهود به سمت طراحی ارتجاع حرکت کرد، با همان شیوه‌ای که برای تحریف و ارتجاع دین یهود و دین مسیحیت عمل کردند، با دین اسلام هم همان کار را انجام دادند تا جایی که مسلمانان به قبل از اسلام برگشتند. پس از بیست‌وپنج سال از رحلت پیامبر اسلام که امام علی(ع) به حکومت رسید، عمده درگیری‌ها و جنگ‌هایش با همین جریان ارتجاع در قالب ناکثین، مارقین و قاسطین بود. اینها همه پرچم اسلام را بلند کرده و خیلی از مسلمانان را دچار تردید کرده بودند. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه در خطبه 150 می‌گوید که بزرگ‌ترین ارتجاع در حاکمیت و مدیریت و شیوه حکمرانی اتفاق افتاد. همان برگشتن به سنت آل فرعون در شیوه حکمرانی.
رجعت در رهبری نقشه استکبار
انقلاب اسلامی از خطر رجعت در رهبری که ارتجاع خطرناکی است، رسته است. رجعت در رهبری همان‌طور که بعد از پیامبر رهبری امت اسلامی از مجرای نصب الهی خارج شد و اصل ولایت و امامت بعد از پیامبر به خلافت تغییر پیدا کرد، در جمهوری اسلامی هم افراد و جریان‌هایی بودند که می‌خواستند با مطرح کردن قائم مقامی آقای منتظری انقلاب را با خطر رجعت در رهبری مواجه کنند. ما در نظام اسلامی مفهومی به نام قائم مقامی رهبری نداریم، وقتی مبانی انتخاب رهبری، وجوبی را برای کسی تعیین کرد، کسی دیگری نباید به عنوان قائم مقام یا جانشین مطرح بشود و این وجوب کفایی از راه خودش تعین پیدا می‌کند. خیلی‌ها روی رجعت رهبری در جمهوری اسلامی امید بسته بودند که با این رجعت ریل‌گذاری انقلاب کاملاً تغییر کند؛ اما تکلیف قائم مقامی با عزل منتظری در زمان خود امام روشن شد و انقلاب از مانعی دیگر عبور کرد. استکبار برای ایجاد تنش و شکاف و بحران جانشینی بعد از امام خمینی طرح و برنامه داشت؛ اما دلیل اصلی که در انقلاب اسلامی رجعت رخ نداد، روی کارآمدن رهبری از جنس امام است و تأکید ایشان بر هدف و راه و مکتب امام و ادامه راه ایشان در تمامی شئون است. امام خامنه‌ای انقلاب را از رجعت دور کردند و نگذاشتند مکتب امام خمینی(ره) کم رنگ بشود. حال امروز وظیفه مهم این است که ما نگذاریم مکتب رهبری کم رنگ بشود.
خطر ارتجاع در سایر حوزه‌ها
دشمن وقتی از ارتجاع در مدیریت و رهبری امت اسلامی مأیوس شد، به دنبال طراحی رجعت در سایر عرصه‌ها است. اگر در این عرصه‌ها رجعت صورت بپذیرد ،رجعت در رهبری هم اتفاق می‌افتد. دشمن درصدد رجعت است و اذعان می‌کنند که رهبری دوم همانند رهبری اول است و در رهبری دوم به دنبال تحمیل و تغییر رفتار رهبری هستند. حال سؤال این است که آیا می‌توان به رهبری چیزی را تحمیل کرد؟ صفین نشان داد که می‌شود، رفتار مأمون با امام رضا(ع) ثابت کرد که می‌شود. دشمن صحنه را طوری می‌چیند که امام و رهبری به دلیل حفظ مصالح جامعه اسلامی حرکتی انجام می‌دهند که خواست خودشان نیست. امروز یکی از بزرگ‌ترین وظایفی که بر دوش امت اسلامی و اقشار حزب‌الله است، این است که مانع ارتجاع شوند. البته در اصل انقلاب ارتجاع رخ نداد، اما افراد گرفتار ارتجاع شدند؛ عده‌ای در اندیشه و عده‌ای در عمل دچار ارتجاع شدند. برخی از کسانی که لانه جاسوسی را تسخیر کرده بودند، توبه‌نامه نوشتند؛ این یعنی ارتجاع. افرادی از انقلاب، در واقع، از انقلابی بودن و گفتمان انقلاب توبه کردند؛ برای نمونه طلحه و زبیر در اندیشه با امام علی(ع) بودند، ولی وقتی از حکومت علوی سهم خواهی کردند، به دشمن حکومت علوی تبدیل شدند.
اصلی‌ترین محورهای رجعت
در این محورها باید مراقب بود رجعت صورت نپذیرد؛
رجعت از ارکان انقلاب، رجعت از ایدئولوژی انقلاب، مراقبت از استحاله ایدئولوژی انقلاب و مراقبت از توجیه غیرمنطقی که برای بقا چاره‌ای جز عدول از گفتمان دینی انقلابی نداریم و با این گفتمان نمی‌شود در شرایط فعلی، کشور را راهبری کرد. ممکن است رجعت در ارزش‌ها، گرایش‌ها و ذائقه مردم رخ دهد؛ لذا باید مراقب بود که مردم گرفتار دنیا نشوند. رجعت بعدی تغییر محاسبات نخبگان و مدیران است که به این جمع‌بندی برسند مدیریت دینی در عصر حاضر قابل اجرا کردن نیست. محور دیگر ارتجاع القای یأس و ناامیدی است؛ عده‌ای بدین صورت تحلیل می‌کنند که درست است آمریکا استکباری و سلطه‌جوست؛ اما قدرت دست اوست و باید با او به سازش و تفاهم رسید. دشمن تلاش می‌کند ما را ناموفق نشان بدهد و در این راستا شکست‌های خودش و موفقیت‌های جمهوری اسلامی ایران را پنهان می‌کند. رجعت مهم، رجعت در سبک زندگی و ارتباطات است که در برخی از این موارد پیشروی کرده است و دیده می‌شود دشمن در برخی موارد پیشروی کرده است؛ ارتجاع در الگوسازی برای جوانان با سلبریتی‌سازی‌ها در شبکه‌ها و فضای مجازی. ارتجاع در بحث مؤلفه‌های قدرت القای فکری عدم تقسیم قدرت و تمرکز آن در نظام بین‌المللی به ابر قدرتی آمریکا و سایر کشورها ذیل آن هستند. این اندیشه و فکر با اصول اساسی انقلاب اسلامی ایران و تجربه‌های ارزشمند تاریخی انقلاب در تضاد و خلاف واقع است. قدرت تنها جنبه‌های مادی ندارد و جنبه‌های معنوی و نرم‌افزاری قدرت در مناسبات جهان امروز از تعیین‌کنندگی بسیار بالایی برخوردارند و تجربه انقلاب اسلامی ایران این حقیقت را به خوبی نشان داد.
وظیفه در برابر ارتجاع مدرن
به دلیل عرصه‌های گوناگون ارتجاع باید جهاد ترکیبی در برابر ارتجاع مدرن شکل بگیرد. در جهاد ترکیبی مبنایی‌ترین جهاد، جهاد تبیین است. مناسب‌ترین سلاح در برابر جنگ نرم دشمن، تحریف، دروغ و القای به بن‌بست رسیدن کشور، جهاد تبیین است. جهاد تبیین می‌تواند محرک و تبلیغ برای سایر عرصه‌های جهادی باشد و امت را در جهاد سازندگی، جهاد امیدآفرینی، جهاد علمی، جهاد اقتصادی و جهاد سبک زندگی را راهبری کند. به عبارتی، نقش بنیادی در شکل‌دهی به مبانی حرکت انسان و جامعه در تشخیص راه سعادت دارد. وظیفه خطیر ما در وهله اول این است که شاکر نعمت بزرگ ولایت باشیم و نسبت به اجرای فرامین حضرت آقا حساسیت به خرج دهیم. همچنین، باید با اتحاد و هماهنگی و هم‌افزایی نهادی و شخصی و سازمانی این مسئولیت بزرگ را انجام دهیم. امید است همه ما در این جهاد مبارک به رسالت خودمان عمل کنیم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید