جبهه مقاومت با تمام توان مقابل معامله قرن می‌ایستد

واکاوی ابعاد و پیامدهای طرح آمریکایی- صهیونیستی درباره فلسطین در گفت‌وگوی صبح صادق با «سعدالله زارعی»

0
311

از سال ۱۹۴۸ تاکنون ۳۰ طرح عربی و غیرعربی در مورد حل و فصل مسئله فلسطین از سوی بازیگران منطقه و بین‌الملل اجرا شد. آخرین طرح قبل از انقلاب اسلامی «کمپ دیوید» نام داشت و نخستین طرح پس از انقلاب طرح «وادی عرب اردن» نامیده می‌شد. معامله قرن آخرین و جدیدترین طرحی است که در دستور کار آمریکا گذاشته شده است. دکتر سعدالله زارعی، رئیس «مرکز مطالعات اندیشه‌سازان نور» در گفت‌وگویی تفصیلی با هفته‌نامه صبح صادق به ابعاد گوناگون این طرح پرداخته است.

* اهداف اصلی طرح معامله قرن چیست؟
به نظر می‌آید دو مسئله جزو هدف‌گذاری‌های این طرح است. مسئله اول عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی است. این موضوع از قبل نیز مطرح بوده و دنبال شده است و به رغم اینکه رژیم صهیونیستی توانسته در این سال‌ها مناسباتی با کشورهای عربی ایجاد کند؛ اما به آن شکلی که فعال، اعلامی، قابل استناد و مدنظر این رژیم باشد، محقق نشده است؛ بنابراین نیاز به این بوده که کشورهای عربی خارج از روابط محرمانه، به طور رسمی و علنی نیز اعلام کنند که با رژیم صهیونیستی رابطه دارند؛ به گونه‌ای که این رژیم را از انزوا که برای آنها تبعات مشروعیتی دارد، خارجکنند.
اهمیت این هدف به این موضوع وابسته است که صهیونیست‌ها با موضوع مشروعیت که هنوز حل و فصل نشده است، دست و پنجه نرم می‌کنند.
مسئله بعدی که در طرح معامله قرن مطرح است، حل مسئله آوارگان فلسطینی است که از موضوعات بسیار مهم محسوب می‌شود. نخست از این جهت که دست کم پای ۷ تا ۸ میلیون آواره در میان است که اسکان دائمی آنها در هیچ کشوری قابلیت عملی شدن ندارد و هیچ کشوری این موضوع را قبول نخواهد کرد. برخی کشورها با اینکه بیش از ۸۰ سال است با مقوله آوارگان فلسطینی درگیرند و حتی بخشی از سرزمین خود را همراه با اختصاص بودجه در اختیار آنها قرار داده‌اند، هنوز نتوانسته‌اند این موضوع را حل و فصل کنند.

* با این حساب می‌توان گفت هدف اصلی معامله قرن در مرحله نخست حل و فصل مسئله آوارگان است؟
هدف اصلی طرح معامله قرن، حل این مسائل از طریق توافق سیاسی و تغییر در جغرافیای منطقه است؛ یعنی از یک سو پول زیادی به اردن، لبنان و حتی خود فلسطینی‌ها پرداخت شود تا آوارگان فلسطینی را به عنوان شهروندان کشور دیگری شناخته شوند؛ برای نمونه آوارگان فلسطینی ساکن در لبنان شهروند لبنان شوند و ۵/۴ میلیون فلسطینی ساکن اردن شهروند اردن باقی بمانند. همچنین یک تبادل اراضی رخ دهد و یک اردن جدید، عربستان جدید، مصر جدید، فلسطین جدید، اسرائیل جدید، لبنان جدید و… در منطقه ایجاد شود.

* آیا آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در طرح معامله قرن به اهداف خود خواهند رسید؟
پاسخ دقیق به این پرسش ارتباطی مستقیم با این دارد که هدف اصلی معامله قرن را چه چیزی در نظر بگیریم. اگر عادی‌سازی روابط با حوزه عربی را هدف اصلی طرح معامله قرن بدانیم، به این معنا که در این طرح، مسئله اصلی عادی‌سازی روابط عربی‌‌‌ـ اسرائیلی است، ارزیابی بنده این است که صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها به طور نسبی موفق بوده‌اند؛ زیرا تاکنون سابقه نداشته است کشورهای عربی دور یک میز، با این کیفیتی که امروز می‌بینیم، گرد هم جمع شوند و رژیم صهیونیستی را به عنوان یک واقعیت بپذیرند و به صورت دسته‌جمعی به سمت عادی‌سازی رابطه حرکتکنند.
کشورهای عربی تاکنون اقداماتی انجام داده‌اند که گاهی علنی نبوده است؛ مانند کار قطری‌ها که دفتر اقتصادی برای رژیم صهیونیستی در دوحه تأسیس کردند، یا دیدارهایی که مقامات عمانی با نتانیاهو داشتند. همچنین تبادل هیئت‌های اقتصادی و سیاسی که در یکی دو سال اخیر در روابط میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی اتفاق افتادهاست.
از سوی دیگر این کشورها همیشه اعلام می‌کردند که از آرمان فلسطین و آوارگان و مواردی از این قبیل دست نخواهند کشید؛ اما برخلاف این صحبت‌ها، در معامله قرن دور یک میز نشستند که تکلیف آن معلوم است؛ یعنی قرار است آوارگان در سرزمین‌هایی که هستند به صورت دائمی ساکن شوند و فلسطین به وطن دائمی یهودی‌ها تبدیل شود. این گامی مهم برای رژیم صهیونیستی بود. در اینجا صهیونیست‌ها اگرچه نتوانستند مسئله آوارگان را حل و فصل کنند، توانستند این موضوع را در حوزه عربی به شدت تضعیف کنند. آنچه امروز نشان داده می‌شود این است که فلسطین و قدس و مسئله آوارگان فلسطینی از دستور کار عربی خارج شده است و دیگر موضوع اول یا حتی دوم کشورهای عربی نیست.
مسئله بعدی بحث مالی است؛ یعنی رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی از دور هم نشینی توانستند فرمول‌ها و معادلات پیشین را تغییر دهند. پیش از این، فرمول اصلی «امنیت در برابر زمین» بود؛ یعنی صهیونیست‌ها زمین بدهند و امنیت بخرند. در مقابل تئوری و موضوع اعراب «زمین در برابر صلح» بود؛ اما در اجلاس منامه برای نخستین بار «پول در برابر امنیت» مطرح شد؛ یعنی صهیونیست‌ها مقداری پول بدهند و امنیت بخرند و همانجا که هستند باقی بمانند. این یک پیروزی برای صهیونیست‌ها بود؛ بنابراین اگر هدف‌گذاری در این طرح موضوع عادی‌سازی روابط باشد، صهیونیست‌ها به طور نسبی موفقیت‌های مهمی را به دست آوردند.

* طرح معامله قرن چه تأثیری بر گروه‌های فلسطینی داشته است؟
این موضوع مهمی است و جای بحث دارد. مسئله معامله قرن بر اساس آنچه گفته شد طرحی است مانند سایر طرح‌هایی که تاکنون اجرا شده است؛ برای نمونه طرح «اسلو» یا «مادرید» یا طرح‌های عربی یا طرح‌های آمریکایی‌ها مانند طرح «مریلند» و…؛ بنابراین فلسطینی‌ها فریب نخوردند و متوجه بودند که از این صحبت‌ها تاکنون زیاد شده است. وعده‌هایی که در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳ شنیده شده و بی‌نتیجه مانده بود و امروز دوباره تکرار می‌شود. چنانکه محمود عباس طرح‌های اسلو و مادرید را موجب بی‌اعتباری فتح می‌داند که تنها به نفع رژیم صهیونیستی تمام شد؛ زیرا به دنبال این طرح‌ها، فتح اگر مخالفت هموطنان خود با صهیونیست‌ها را می‌دید مجبور به زندانی کردن آنها بود که این موضوع سبب بحران داخلی فتح بوده است. به همین دلیل بود که در انتخابات سال ۱۳۸۴ فتحی‌ها از حماسی‌ها شکست خوردند.
علاوه بر این فلسطینی‌ها با انواعی از جنگ‌ها و محاصره‌های ناجوانمردانه مواجه شدند. در تمام این محاصره‌ها نیز کشورهای عربی نه آنها که همسایه فلسطین بودند، مانند اردن و فلسطین و نه آنها که در حوزه عربی تعریف می‌شدند، مانند عربستان و امارات و کویت و کشورهای آفریقایی و… هیچ کمکی به فلسطینی‌ها نکردند و در کنار فلسطینی‌ها نبودند؛ در حالی که هر روز فلسطینی‌ها می‌شنیدند که فلان مقام عرب با فلان مقام صهیونیستی دیدار کردهاست.
از سال ۱۹۴۸ تاکنون ۳۰ طرح اجرا شده است و فلسطینی‌ها مشاهده کرده‌اند که در همه این طرح‌ها که قرار بوده است گشایشی در کار فلسطینی‌ها ایجاد شود یا امتیازی به فلسطین داده شود، ظلم بیشتری به فلسطینی‌ها شده و رژیم غاصب صهیونیستی یک قدم جلوتر گذاشته است.
بنابراین فلسطینی‌ها به این ادراک رسیده‌اند که قرار نیست انصاف یا منطقی وجود داشته باشد، بلکه محور این مذاکرات و طرح‌ها از جمله معامله قرن، رژیم صهیونیستی است و هر چیزی باید با خواست این رژیم تنظیم شود. این موضوع سبب شده است یک بیداری مشترک و وحدت بین فلسطینی‌ها ایجاد شود و می‌توان گفت با توجه به عمق مسئله این موضوع ادامه پیدا خواهدکرد.

* این پرسش مطرح می‌شود که آیا عملکرد «محمود عباس» در این موضوع مثبت بوده است و می‌توان به او اعتمادکرد؟
بله، می‌توان به محمود عباس اعتماد کرد؛ زیرا این وحدت که در بین گروه‌های گوناگون فلسطینی می‌بینیم، جمع‌بندی اعضای فتح و محمود عباس است و از جای دیگر القا نشده است. مگر اینکه کشورهای عربی تصمیم گرفته باشند به فلسطین کمک کنند که در این صورت لاجرم مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار می‌گیرند و این موضوع فعلاً امکان‌پذیر نیست و با عملکرد اعراب تناسب ندارد. پس این وحدت پایدار خواهد بود و عمق آن بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر، اتکای فلسطینی‌ها به حکام عرب قطع شده و به این موضوع پی برده‌اند که باید به توان خود تکیهکنند.

* نگاه جمهوری اسلامی ایران به مسئله فلسطین و معامله قرن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اتصال فلسطین و ایران برای هر دو طرف یک امر استراتژیک است و اساساً جمهوری اسلامی ایران با پرچم و شاخص فلسطین می‌تواند جهان اسلام را به سمت و سویی مقاومت حرکت دهد. علاوه بر این وقتی ما در کنار فلسطینی‌ها باشیم، برای ما یک آورده بزرگ استراتژیک دارد که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام شیعی تفاوتی میان گروه‌های مقاومت سنی و شیعه قائل نیست و همین امر می‌تواند به وحدت امت اسلامی کمک ویژه‌ای کند.
از سوی دیگر، این موضوع برای فلسطینی‌ها یک آورده فوق استراتژیک داشت؛ چرا که در شرایط متزلزل عربی که از شکست اعراب در سال ۱۹۶۷ شروع شده و اعراب کم‌کم از پرونده فلسطین فاصله گرفتند و به مرور این مسئله غلظت بیشتری پیدا کرد، فلسطینی‌ها به پشتوانه محکم احتیاج پیدا کردند که به آن تکیه دهند و حرف خود را بزنند و جز جمهوری اسلامی هیچ گزینه‌ای در این فضا وجودنداشت.
همچنین مواضع جمهوری اسلامی موجب نزدیکی بیش از پیش ایران و نیروهای فلسطین شد و فلسطینی‌ها به چشم خود دیدند که جمهوری اسلامی تا چه حد قدرتمند است و در دفاع از حقوق فلسطینیان جدی است؛ موضوعی که در ماجرای سوریه نیز به تمام دنیا اثبات شد و فلسطینی‌ها هم این موضوع را با گوشت و خون خود حس کردند.
از این رو معامله قرن به نوعی یک روشنگری در داخل اراضی اشغالی و برای همه گروه‌های فلسطینی بود که دوست و دشمن خود را بشناسند. کما اینکه فلسطین با اتکا به محور مقاومت یک نقطه افتخار پیدا کرد و اعلام می‌کند «من محیط اسرائیل را ناامید کردم، من خواب را از چشم اسرائیلی‌ها گرفتم، من موازنه امنیتی ایجاد کردم»، این حرف‌ها برای فلسطینی‌های زیر فشار بسیار قیمت داشت.
مسئله کمک‌های نظامی ایران به فلسطینی‌ها چنین وضعیتی داشت که سبب هویت دادن و افتخار دادن به فلسطینی‌ها شد و پس از ورشکستگی‌هایی که در ارتباط با عرب‌ها داشتند، صحنه ناگهان تغییر کرد و با تمام وجود به سمت جمهوری اسلامی آمدند طی دو دهه آینده که پیش‌بینی حضرت آقا این است که رژیم صهیونیستی تمام و فلسطین آزاد خواهد شد، می‌توانیم روابط گرمی با فلسطینی‌ها داشته باشیم. این مسئله بسیار مهم است که این رابطه گرم باشد و امیدوار هستیم نه فقط با آن رابطه گرم وضعیت فلسطین تغییر پیدا کند؛ بلکه گرمی حرارت فلسطینی‌ها به مصر نیز برسد و حتی روی مسائل مصر نیز اثرگذار باشد؛ زیرا اگر فلسطینی‌ها در فلسطین پیروز شوند، مصر یا لبنان از این وضعیت خارج خواهند شد و یک ظرفیت اساسی برای انقلاب اسلامی ایجاد
می‌شود.

* به نظر جناب‌عالی پیامدهای معامله قرن چیست؟
به طور خلاصه می‌توان برای طرح معامله قرن چند نقطه ضعف اساسی برشمرد:
۱ـ واقعیات موجود از جمله مسئله آوارگان را نادیده گرفته است؛ چرا که به اندازه جمعیت یهودی داخل فلسطین نزدیک به ۷ تا ۸ میلیون آواره وجود دارد و نمی‌توان این موضوع را با پرداخت پول حل کرد. کما اینکه هنوز این مسئله نیز پاسخ داده نشده است که قرار است چه کسی یا کسانی این پول را پرداخت
کنند؟!
۲ـ این طرح از بیرون تحمیل شده است. ضمن اینکه حتی دیدگاه‌های صهیونیستی در این طرح در نظر گرفته نشده است؛ زیرا این رژیم معتقد است در معامله قرن، فلسطینی قوی در کنارش ایجاد می‌شود.
۳ـ همچنین موضوع قدس شریف به طور کامل حل نشده باقی خواهد ماند.
۴ـ واقعیت بزرگی به نام جبهه بزرگ مقاومت در این طرح نادیده انگاشته شده است؛ چرا که جبهه مقاومت قطعاً با تمام توان در مقابل این طرح ایستادگی خواهد کرد. شاهد آن توان سوریه است که مستکبرین با وجود زمینه‌هایی نتوانستند اهداف خود را در این کشور پیش ببرند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید