تنش‌زدایی یا مکانیسم ماشه

گام پنجم برجامی ایران و دو راهی اروپا

0
399

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در کنفرانس خبری اخیر خود، از تروئیکای اروپایی، چین و روسیه خواست به طور رسمی از توافق هسته‌ای با ایران خارج شوند و برای شکل‌دهی یک توافق جدید که در بردارنده محدودیت‌های بیشتر علیه ایران باشد، با واشنگتن همکاری کنند. از سوی دیگر، برداشته شدن گام پنجم برجامی از سوی کشورمان، مولد مباحث و منازعات تازه‌ای میان تهران و اتحادیه اروپا شده است. برخی بازیگران اروپایی معتقدند در برهه زمانی فعلی، باید مکانیسم ماشه را علیه ایران فعال کرد و برخی دیگر، معتقدند باید ضمن استناد به ابزار دیپلماسی، مانع وخامت و بدتر شدن اوضاع شد. در این باره نکاتی وجود دارد که باید به صورت جدی به آن توجه شود:

ماهیت گام پنجم
مطابق پنجمین گام کاهنده تعهدات برجامی جمهوری اسلامی ایران، که ذیل بند ۳۶ توافق هسته‌ای صورت گرفته است، از این پس، تعداد سانتریفیوژها هیچ محدودیتی نخواهد داشت. همچنین ظرفیت غنی‌سازی، درصد غنی‌سازی، میزان غنی‌سازی و اقداماتی که در حوزه تحقیق و توسعه صورت می‌گیرد، برای کشورمان محدودیت نخواهد داشت. همان‌گونه که مشاهده می‌شود، در بیانیه گام پنجم به محدودیت‌های عملیاتی در برجام پایان داده شده است. با این حال محدودیت‌های نظارتی(نظارت آژانس بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران) به کیفیتی که در برجام آمده حفظ شده و محدودیت‌های اشاعه‌ای نیز به قوت خود باقی است. بر همین اساس، مقامات روسی (به عنوان یکی از طرف‌های برجام) تأکید کرده‌اند هیچ‌گونه تهدید اشاعه تسلیحات اتمی در پی تصمیم ایران برای کنار گذاشتن محدودیت‌های غنی‌سازی اورانیوم متصور نیست.

تمرکز اتحادیه اروپا بر تنش‌زدایی
اگرچه «ژان ایو لودریان»، وزیر امور خارجه فرانسه حتی قبل از برداشته شدن گام چهارم کاهنده تعهدات برجامی کشورمان (گام قبلی)، درباره استناد به مکانیسم ماشه و ارسال پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بازگرداندن خودکار تحریم‌های چندجانبه هشدار داده بود، اما فضا و بستری که جمهوری اسلامی ایران، گام پنجم کاهنده تعهدات برجامی خود را در قالب آن برداشت، به نگرانی شدید مقامات اروپایی از آینده توافق هسته‌ای و به دنبال آن، استمرار منازعات در منطقه منجر شده است. گام پنجم کاهنده تعهدات برجامی ایران، در پی شهادت مظلومانه سردار سپهبد سلیمانی، شهید ابو مهدی المهندس و دیگر شهدای اخیر مقاومت رخ داد؛ بنابراین، اصلی‌ترین تمرکز مقامات اروپایی، تمرکز بر اصل «تنش‌زدایی» در منطقه است. به همین دلیل مقامات اروپایی فعلاً از به کارگیری مکانیسم ماشه علیه کشورمان سخنی به میان نیاورده‌اند. «جوزف بورل»، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در واکنش به گام پنجم تعهدات برجامی ایران به نکاتی اشاره کرده است:
«اتحادیه اروپا همچنان به حفظ توافق هسته‌ای با ایران پایبند است و به نفع اروپاست تا آنجا که بتوانیم این توافق را حفظ کند. ما از خارج شدن آمریکا از این توافق متأسف هستیم، این توافق ابزار مهمی برای عدم اشاعه به شمار می‌آید. توافق هسته‌ای با ایران بسیار مهم است و هرگونه اصلاحیه‌‌ای در این توافق موجب ضرر خواهد شد و از تهران می‌خواهیم به بندهای توافق هسته‌ای پایبند باشد و ما نیز به آن پایبند خواهیم بود و همچنان به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای نظارت و راستی‌آزمایی فعالیت‌های ایران تکیه می‌کنیم. مذاکره درباره توافق هسته‌ای جدید با ایران پیچیده و بسیار وقت‌گیر خواهد بود.» رمزگشایی ساده اظهارات مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به خوبی نشان می‌دهد تروئیکای اروپایی، برجام را به مثابه یک «نیاز راهبردی» خود می‌داند و حتی در صورت فعال‌سازی مکانیسم ماشه، قصد و نیتی برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد (که به نابودی کامل توافق هسته‌ای منجر می‌شود) ندارد. در عین حال، تجربه یک سال و نیم اخیر نشان داده است تروئیکای اروپایی(انگلیس، آلمان و فرانسه) و دیگر اعضای اتحادیه اروپا عملاً قصد ندارند برای نجات برجام و اعمال تعهدات خود در این توافق، اقدامی انجام دهند.

متغیر حقوقی مستقل یا وابسته؟
سؤال و دغدغه اصلی درباره نوع رویکرد اروپاییان در قبال برجام همچنان پابرجاست. مقامات غربی توافق هسته‌ای با ایران را نه به عنوان یک «متغیر حقوقی مستقل»، بلکه به عنوان یک «متغیر سیاسی وابسته» بررسی می‌کنند. از سوی دیگر، همزمان با مذاکرات ایران و ۵ کشور روسیه، چین، آلمان، انگلیس و فرانسه، شاهد شکل‌گیری مذاکراتی موازی میان سران کاخ سفید و تروئیکای اروپایی هستیم. کلیت شکل‌گیری این مذاکرات موازی، نشان‌دهنده تمایل ذاتی اروپا مبنی بر ادامه همکاری بین‌المللی با ایالات متحده آمریکا (مخصوصاً در قبال برجام) است. در حال حاضر، مقامات اروپایی «برجام» را به مثابه ابزار یا مجرایی جهت اعمال نظارت‌های خود و آژانس در قبال فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان تلقی می‌کنند؛ از این رو بازیگران اروپایی ترجیح می‌دهند توافق هسته‌ای، حتی به قیمت عدم تأمین مطلق منافع جمهوری اسلامی ایران در برجام حفظ شود.

نحوه استناد اروپاییان به مکانیسم ماشه
همان‌گونه که اشاره شده است، به دلیل حساسیت‌ها و شرایط خاصی که متعاقب شهادت سردار سلیمانی در ایران و منطقه به وجود آمده است، بازیگران اروپایی فعلاً قصد فعال‌سازی مکانیسم ماشه را ندارند؛ زیرا نسبت به واکنش جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به شدت هراسان هستند. به راستی مکانیسم ماشه در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت چیست؟ در بند ۱۱ قطعنامه ۲۲۳۱ آمده است: «اگر یکی از دولت‌های طرف برجام در خصوص هر مسئله‌ای که مصداق عدم پایبندی اساسی به برجام است، اعلامیه‌ای صادر کند، ادامه اجرای بند ۷، یعنی ادامه اجرای لغو قطعنامه‌های لغو شده، باید ظرف ۳۰ روز مجدداً در شورای امنیت به رأی گذارده شود.»
در ادامه و در بند ۱۲ نیز تصریح شده است: «اگر ظرف ۳۰ روز از اعلام رسمی دولت مزبور در خصوص نقض اساسی برجام، شورای امنیت نتواند به تصویب یک قطعنامه جدید مبنی بر ادامه لغو قطعنامه‌های قبلی برسد، آن‌گاه از روز سی و یکم تمام قطعنامه‌های قبلی مجدداً جاری گردیده و اجرای آنها همان‌طور که قبل از صدور قطعنامه ۲۲۳۱ ساری و جاری بود، از سر گرفته می‌شود.»
مقامات فرانسوی، آلمانی و انگلیسی معتقدند اگر قرار است ابزاری به نام مکانیسم ماشه علیه ایران استفاده شود، باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که کار به ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد نرسد. لودریان، وزیر خارجه فرانسه و هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان معتقدند می‌توان ضمن فعال‌سازی این مکانیسم (به مثابه یک اهرم فشار برای مذاکره دوباره با ایران بر سر بازگشت کامل به تعهدات هسته‌ای)، مانع ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل شد.

چه باید کرد؟
رویکرد و مواضع دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان در برابر استناد احتمالی تروئیکای اروپایی به مکانیسم ماشه، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بر این اساس، دستگاه دیپلماسی کشورمان باید هر گونه استناد تروئیکای اروپایی به مکانیسم ماشه را به معنای پایان توافق هسته‌ای تلقی کند. در این خصوص «فعال‌سازی مکانیسم ماشه» باید به مثابه خط قرمز کشورمان تلقی شود، نه «ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت» به عنوان حصول این فرآیند. واقعیت امر این است که تروئیکای اروپایی و مجموعه اتحادیه اروپا، بارها تأکید کرده‌اند نمی‌توانند در راستای تأمین حداقلی منافع ایران در برجام اقدامی داشته باشند. آنها معتقدند قدرت مانور دولت‌های اروپایی برای تغییر رفتار شرکت‌های خصوصی محدود است؛ اما بازی اروپا با توجه به تلاش دوباره آنها برای «تغییر برجام» به نقطه اوج خود رسیده است. به عبارت بهتر، اتحادیه اروپا از یک سو تأکید دارد ارائه تضمین‌های لازم برای استمرار روابط تجاری شرکت‌های اروپایی با ایران امکان‌پذیر نیست و از سوی دیگر، همچنان موضوع «تغییر توافق هسته‌ای» و «انعقاد توافق ثانویه» ای را پیگیری می‌کند که بتواند ضمن اعمال محدودیت‌های فرازمانی در برجام (برای پس از سال ۲۰۲۵ میلادی) دغدغه‌های منطقه‌ای آنها را نیز در بر گیرد. در چنین شرایطی، حتی ذره‌ای امید داشتن به اروپا برای «حفظ برجام»، خطایی محاسباتی و راهبردی به حساب می‌آید.
در نهایت، اینکه تروئیکای اروپایی نه تنها در زمان حال، بلکه از زمان انعقاد برجام نیز اقدامی عملی در راستای تأمین منافع کشورمان در توافق هسته‌ای انجام نداده‌اند. در حال حاضر نیز سه کشور اروپایی در حال معامله با ایالات متحده آمریکا با هدف «خلع سلاح دائمی ایران» هستند. در چنین شرایطی اعمال محاسبات ایده‌آل‌گرایانه و خطرناک، پاشنه آشیل دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ما به حساب می‌‌آید. بدون شک، در برهه زمانی فعلی که سیاست اروپا مبتنی بر تنش‌زدایی در منطقه است، اتحادیه اروپا پیشنهادهای دیگری را به جمهوری اسلامی ایران ارائه خواهد کرد که این پیشنهادها، انعکاسی از همان رویکرد پارادوکسیکال و فریبکارانه تروئیکای اروپایی در قبال ایران و توافق هسته‌ای به حساب می‌آید. بدون شک در برابر این مسئله، جایی برای اعتماد به اروپاییان و ریسک‌پذیری دستگاه دیپلماسی کشورمان وجود نخواهد داشت.
در این معادله، بار دیگر «امانوئل مکرون» نقش پیشگام را ایفا کرده است. نباید فراموش کرد مکرون در تیرماه سال گذشته و برای نخستین بار اعلام کرد می‌توان بر سر موضوعاتی مانند تحدید و کنترل توان موشکی ایران و ادامه محدودیت‌های هسته‌ای کشورمان (پس از سال ۲۰۲۵ میلادی) مذاکراتی را با ایران انجام داد. مکرون به ترامپ و نتانیاهو قول داد تا با گنجاندن همه شروط و درخواست‌های پیشنهادی ترامپ در برجام، توافق هسته‌ای را به توافقی تبدیل کند که به صورت مطلق، مطلوب واشنگتن و تل‌آویو ‌باشد. باید اقرار کرد مکرون نهایت تلاش خود را در این خصوص صورت داد. او حتی آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان را نیز وادار کرد تا در این مسیر با پاریس و لندن همراهی کند؛ اما نتیجه بازی مکرون در زمین ترامپ، چیزی نبود که رئیس‌جمهور جوان و بی‌تجربه فرانسه انتظار داشت.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید