ترعیب نه ترغیب

0
31

640

بخش مهمی از سخنان دکتر روحانی که ابتدای هفته جاری در جمع مدیران ارشد وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایراد شد، به بحث مهم بازدارندگی اختصاص داشت. با توجه به اهمیت این موضوع در وضعیت کنونی و نیز اختصاص بیشتر سخنان دکتر روحانی به مسائلی از بازدارندگی که در حال حاضر درباره آن اشتراک نظر وجود دارد، این نوشتار در پی آن است تا با یادآوری فرازهایی از سخنان دکتر روحانی درباره موضوع بازدارندگی به مواردی بپردازد که احتمالاً درباره آنها نظر مشترک قطعی وجود ندارد و در زمره مواردی است که دشمن نشان داده مایل است در رفتارش با ایران از آن بیشتر استفاده کند. شاید مهم‌ترین بخش سخنان دکتر روحانی که خلاصه کلامش در آن جمع شده و امکان اضافه کردن مباحثی با ویژگی‌ آنچه که در بالا به آن اشاره شد به آن وجود دارد، این فراز باشد: «امروز نیروی انسانی خوب، مردم در صحنه، تجهیزاتی که روزبه‌روز بهتر و آماده‌تر می‌شود و فرماندهی نیروهای مسلح که همه در کنار هم قرار دارند یک بازدارندگی به وجود آورده، اما نکته مهم در بازدارندگی نوع رفتار ما با دیگران است. گاهی آدم قصدی ندارد و نمی‌خواهد بجنگد، اما جوری حرف می‌زند که طرف فکر کند می‌خواهی بجنگی و این تهدید است. تهدید این که موشک پرتاب کنید یا یک رزمایش بزرگ برگزار شود تا طرف بترسد. البته رزمایش بر سر جای خود یک ضرورت است، شما اصلاً نمی‌خواهید یا اصلاً‌ قصد جنگ ندارید یا بدتر، آمادگی جنگ ندارید، اما بی‌خودی طرف تحریک شود، به‌گونه‌ای که فکر کند می‌خواهید به او ضربه بزنید و این خود نوعی تهدید است.» این سخنان کاملاً منطقی و پذیرفتنی است و خدشه‌ای بر آن وارد نیست الا اینکه به وضعیت عادی و به دور از هر گونه چالش و تنشی اختصاص دارد و از قضا در زمان چالش و تنش برای کارکرد بهتر عوامل اصلی بازدارندگی که در بالا به آن اشاره شد، باید اموری به آن اضافه شود و ایران الآن در زمان چالش و تنش با آمریکا به سر می‌برد و مقامات آمریکا، هر از گاهی با گشودن زبان تهدید و درشت‌گویی ایران را تهدید می‌کنند؛ بنابراین با دقت در واقعیات موجود و جاری و پرهیز از مباحث انتزاعی باید به این پرسش پاسخ داد که؛ «واکنش به گستاخی‌های استکبار باید چگونه باشد؟» پر واضح است که استکبار و یا هر دشمن دیگری به هر موضع و واکنشی اعتنا نمی‌کند و موضع‌گیری و واکنش افراد و مراکزی برای وی مهم است که درحوزه امنیت، نقش‌آفرینی و دارای موقعیت تعیین‌کننده هستند؛ پس دایره بحث از حیث فراگیری افراد و مراکز محدود می‌شود و این جمع محدود طرف خطاب آن هستند. برای پاسخ به پرسش یادشده لازم است با لحاظ کردن آنچه که در سخنان دکتر روحانی آمده است و نیز استفاده از آموزه‌هایی که به چگونگی رفتار در چنین مواقعی کمک می‌کند، موضع‌گیری کرد و واکنش نشان داد. تشخیص نادرست در چنین موقعیتی، برای دشمن فهم و تصور ناصحیح ایجاد می‌کند که ممکن است منجر به اتخاذ تصمیم خطا ‌شود. این تصمیم خطا که ناشی از دو فهم اشتباه و متفاوت است، می‌تواند دو نتیجه خسارت‌بار داشته باشد؛ صورت اول زمانی است که دشمن تهدید می‌کند و به‌تدریج  آن را تکرار و تشدید می‌کند، در این صورت اگر پاسخ محکم و قاطع به دشمن داده نشود و نشانه‌هایی از قدرت و توانایی‌های گوناگون به رخ دشمن کشیده نشود و به موضع‌گیری و واکنش‌های منفعلانه و مرعوبانه بسنده شود، دشمن آن را حمل بر ضعف و ناتوانی کرده و جرئت پیدا می‌کند و تهدیدش را عملی می‌سازد. صورت دوم زمانی است که دشمن گاهی تهدید می‌کند، اما رفتارش حاکی از آن است که قصد دارد همچنان در مسیر دیپلماسی گام بردارد و این تهدیدات نیز بیش از آنکه گرایش به عمل داشته باشد، برای تقویت عرصه دیپلماسی انجام می‌شود. درک نادرست از این موقعیت ممکن است سبب اتخاذ موضعی افراطی و تحریک‌کننده از سوی دشمن شود و دشمنی که اجرای تهدیدات در برنامه‌اش نبود، استنباطش از موضع‌گیری طرف مقابل این شود که باید تهدید را به عمل تبدیل کند. در این میان شاید پس از کسب تمامی آمادگی‌های دفاعی برای هر نوع تهاجم احتمالی، شناخت محیط که همه عوامل دخیل و تأثیرگذار در یک منازعه منجر به جنگ احتمالی در آن واقعند از هر امر دیگری مهم‌تر باشد. برخلاف جنگ‌های جاهلانه از نوع حمله صدام به ایران در یک نبرد نظامی خردمندانه، همه نظرها و امیدها به تجهیزات نظامی نیست. در جنگ‌های خردمندانه تجهیزات نظام یکی از عوامل مهم برشمرده می‌شوند و کارگردانان جنگ به سایر عوامل نیز توجه جدی دارند و با پذیرش این مهم که برخی عوامل نه چندان مطرح می‌توانند صحنه و نتیجه اقدام نظامی را تغییر دهند، از تکیه محکم به تجهیزات نظامی فاصله می‌گیرند. اینگونه است که در جنگ‌های خردمندانه برخلاف جنگ‌های جاهلانه عواملی که فارغ از اهمیت‌شان دیده می‌شوند و به حساب می‌آیند، بسیارند و این بسیاری، خود عامل مهمی در جلوگیری از تصمیم‌های منجر به جنگ است. درباره آنچه که گفته شد برای نمونه می‌توان به مورد عینی وضعیت ایران و آمریکا پرداخت. در این مورد عینی آمادگی کامل برای هرگونه تهاجم احتمالی آمریکا و زدن ضربه متقابل و پشیمان‌کننده یک اصل است. مهم در این اصل، داشتن توانایی پاسخ آنی، کوبنده و قاطع و نیز تصمیم قطعی بر آن و همچنین تفهیم این مسئله به دشمن است که این اقدام حتماً انجام می‌شود. به نظر می‌رسد نظام در تحقق این سه‌گانه، کاملاً موفق عمل کرده است و دشمن درک کرده در صورت اشتباه و هرگونه تهاجم احتمالی پاسخ متقابل را دریافت می‌کند. در وضعیت حاضر طرف تهدیدکننده آمریکا است و تاکنون متناسب با تهدیداتی که داشته، پاسخ مناسب دریافت کرده است. اما درباره عوامل دخیل در تصمیم‌گیری برای یک درگیری نظامی در مورد ایران و آمریکا به غیر از نقش تجهیزات نظامی می‌توان به فهرست بسیار طولانی مانند: وضعیت سوریه، افغانستان، عراق، لبنان، انرژی، رژیم صهیونیستی، اقتصاد آمریکا شعارهای مغایر با نظامی گری اوباما، وضعیت جدید اوکراین، وضعیت گروه‌ها و جریان‌های سیاسی داخلی ایران و… اشاره کرد که هر یک به‌تنهایی از ظرفیت فروپاشاندن هر گونه طراحی جنگی برخوردارند و برای تصمیم‌گیرندگان جنگ یک کابوس به شمار می‌آیند، اما مهم‌ترین نکته که تلخیص همه آن چیزی است که بیان شد این است که؛ «پیامدها و واکنش‌ها به کنش دشمن چنانچه با رعایت موارد پیش گفته باشد، خطراتش به مراتب کمتر از رفتار منفعلانه و مرعوبانه در برابر تهدیدات و درشت‌گویی‌های دشمن است؛ زیرا اولی دشمن را برای حمله احتمالی ترعیب و دومی دشمن را ترغیب می‌کند.»

رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید