تحلیل توافق ژنو از نگاهی دیگر

توافق ایران با گروه ۱+۵ موسوم به «توافق ژنو»، درخصوص موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی، طی روزهای گذشته در رسانه‌های داخلی و خارجی و محافل سیاسی، تحلیل‌های مختلفی را در پی داشته است. در بسیاری از تحلیل‌ها، محتوای سند و بیانیه مورد توافق بین ایران و گروه ۱+۵، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و کارشناسان و تحلیلگران در پی پاسخ به این پرسش برآمده‌اند که با توجه به امتیازات داده شده از سوی جمهوری اسلامی و امتیازهای ستانده شده از طرف مقابل، آیا این توافق به نفع کشور بوده است یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش سه دیدگاه شکل گرفته است:
الف ـ یک دیدگاه که عمدتاً از سوی دولت و رسانه‌های دولتی مطرح شده، از این توافق به عنوان یک فتح‌الفتوح یاد کرده و آن را یک پیروزی بزرگ برای کشور ارزیابی می‌کند.
ب- دیدگاه دوم در نقطه مقابل دیدگاه اول، امتیازات داده شده را بسیار و امتیازات ستانده شده را بسیار ناچیز می‌دانند از این رو معتقد به خسارت‌بار بودن این توافقنامه‌ برای کشورند. حتی برخی از طرفداران این دیدگاه به شکل بدبینانه، این توافق را شبیه قراردادهای دوره قاجار مانند ترکمانچای می‌دانند.
ج ـ دیدگاه سوم، با رویکردی واقع‌بینانه، ارزیابی نهایی از این توافق را به آینده و سرانجام کار موکول کرده و در مجموع، این توافق را در گام اول مثبت ارزیابی می‌کند، طرفداران این دیدگاه معتقدند، توافق انجام شده اولین گام برای رسیدن به یک توافق جامع و نهایی است. بنابراین چون رفتارهای گروه ۱+۵ و خصوصاً آمریکایی‌ها در آینده به طور دقیق قابل پیش‌بینی نیست، نمی‌توان از خوب و بد بودن این توافق به شکل مطلق سخن گفت. دیدگاه سوم به دلایل گوناگون، نسبت به دو دیدگاه اول و دوم قابل دفاع‌تر است. بنابراین نسبت به توافق ژنو، نباید با پنداشت یک فتح‌الفتوح ذوق‌زده شد و نباید به دلیل غیرقابل اعتماد بودن طرف مقابل، با بدبینی نگران آینده بود. بدیهی است که اگر طرف مقابل در ادامه مذاکرات نقض عهد کند، جمهوری اسلامی باید به وضعیت پیش از توافق برگشته و تمامی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای خود را مانند گذشته ادامه دهد. در واقع این، همان نکته راهبردی و کلیدی است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در روز ۱۲ آبان در جمع دانش‌آموزان و دانشجویان فرمودند که؛ از این مذاکرات به اذن‌الله کشور ضرر نخواهد کرد.
اما در این نوشتار، «توافق ژنو» از نگاهی دیگر تحلیل می‌شود و می‌توان آن را یک «تحلیل‌راهبردی» نسبت به توافق میان ایران از یک طرف و گروه ۱+۵ با عضویت آمریکا به عنوان یکی از اعضای این گروه از طرف دیگر دانست. در این تحلیل راهبردی، نقطه تمرکز بر وقوع تحولی اساسی و بنیادین در نظام بین‌الملل بوده؛ تحولی که «توافق ژنو»، نشان قاطعی از آن است. این تحول به عبارتی، نزدیک شدن به برقراری «موازنه قوا» بین جمهوری اسلامی و قدرت‌های جهانی است.
برای تشریح و تبیین این مطلب، سه نکته اساسی را باید مورد توجه قرار داد:
۱ـ هدف غرب از فشارها برجمهوری اسلامی ایران
غربی‌ها و خصوصاً آمریکایی‌ها طی سال‌های گذشته، در موضوع هسته‌ای، نگرانی از دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای را بهانه فشارها برجمهوری اسلامی اعلام کرده و خواهان عقب‌نشینی هسته‌ای ایران بوده‌اند. آیا این چنین است؟ آیا آمریکایی‌ها نگران دسترسی ایران به بمب اتم هستند؟ یا داستان و ماجرا چیز دیگری است.
تحلیل توافق ژنو از نگاهی دیگر
بقیه از صفحه اول
شواهد و قرائن بسیاری وجود دارد که آمریکایی‌ها و متحدان آنها در موضوع هسته‌ای دروغ می‌گویند. آنها موضوع هسته‌ای را پوشش و بهانه‌ای برای وارد ساختن فشار برجمهوری اسلامی ایران قرار داده‌اند. موضوع هسته‌ای بهانه است؛ همانطور که موضوع حقوق بشر و تروریسم بهانه است. دل نگرانی و عامل عصبانیت غربی‌ها با محوریت آمریکا، حرکت پرشتاب ملت ایران به سوی قله آرمانی «ایجاد تمدن نوین اسلامی» است. غرب آقایی خود برجهان و آمریکا رهبری خود بر جهان را، در پرتو پیشتاز بودن تمدن خود می‌دانند. اکنون و در پی انقلاب اسلامی، نشانه‌های فراوانی آشکار شده که از قدرت، ظرفیت و قابلیت‌های «تمدن‌سازی اسلامی» به دست ایرانیان حکایت می‌کند. بنابراین هدف اصلی فشارهای غرب بر جمهوری اسلامی طی ۳۴ سال گذشته با بهانه‌های گوناگون حقوق‌بشر، تروریسم و سلاح هسته‌ای، جلوگیری از پیشرفت‌های جمهوری اسلامی، شکست دادن انقلاب اسلامی، ساقط کردن جمهوری اسلامی و یا منزوی و عقب‌نگه‌داشتن آن بوده است. از همین رو، در موضوع هسته‌ای، با بهانه کردن تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، با اعمال مجموعه‌ای از تحریم‌های اقتصادی و استفاده از ادبیات «تهدید نظامی» طی ده سال گذشته، با صراحت از جمهوری اسلامی، خواهان برچیدن چرخه سوخت در ایران بودند! به طور قطع اگر آنان در این مسیر موفق می‌شدند، با اعمال همین نوع فشارها (تحریم و تهدید)، در عرصه‌های دیگر و با بهانه‌های دیگر، جلوی پیشرفت ایران را سد می‌کردند. توافق ژنو، از این واقعیت خبر می‌دهد که غرب طی ده سال فشار بر جمهوری اسلامی، نتوانست خواست خود را به صورت یک طرفه بر ایران تحمیل کند.
۲ـ آمریکا در مسیر افول قدرت
ناکامی آمریکا در اعمال اراده خود بر ایران مبنی بر تعطیلی کامل فعالیت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی، از افت قدرت و پایان دوران امپراتوری این کشور به ویژه در منطقه غرب آسیا خبر می‌دهد. سلطه آمریکا بر خاورمیانه (غرب آسیا) با پیروزی انقلاب اسلامی به صورت جدی به چالش کشیده شد و این کشور، هر چه تلاش کرد تا عامل چالش را مهار کند، نه‌تنها موفق نشد، بلکه روز به روز بر عظمت انقلاب اسلامی افزوده شد و محصول این انقلاب یعنی جمهوری اسلامی مقتدرتر شد. انقلاب اسلامی نقطه آغاز شکست‌ها و ناکامی‌های آمریکا در منطقه راهبردی غرب آسیا بود. غرب آسیا طی چند دهه اخیر، نمایشگاهی از شکست‌های آمریکا شده و افغانستان، عراق، لبنان و سوریه، هرکدام غرفه‌هایی از این نمایشگاه برای نمایش ناکامی‌های آمریکا هستند. موضوع هسته‌ای ایران، خود موضوعی است که از ناکامی‌های این کشور خبر می‌دهد. اکنون و پس از توافق ژنو، اوباما مدعی شده که ما از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری کردیم! این ادعا در حالی است که جمهوری اسلامی از ابتدا به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نبوده و حتی ساخت، نگهداری و به کارگیری سلاح هسته‌ای را حرام اعلام کرده است. موضوع افول قدرت آمریکا و فاصله گرفتنش از رهبری جهان، آنگونه که در نظم نوین آمریکایی تعریف شده، مورد اعتراف بسیاری از صاحب‌نظران این کشور قرار گرفته است. مواردی از این اعترافات عبارتند از:
الف ـ خبرگزاری ایتارتاس چندی پیش گزارش دادکه: «زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی سابق آمریکا و از نظریه‌پردازان علوم سیاسی، طی یک سخنرانی در دانشگاه «جان هاپکینز» اعلام کرد که مفهوم هژمونی جهانی دیگر واژه‌ای مرده و استیلا نیز تبدیل به پدیده‌ای دست‌نیافتنی شده است. سخنرانی اذعان کرد که آمریکا بخش اعظمی از قدرت خود را در جهان نسبت به سال‌های پیش از دست داده است.» وی می‌گوید: «محتمل به نظر نمی‌آید که واشنگتن بار دیگر به جایگاه پیش خود به عنوان نیروی مسلط جهانی دست‌یابد، دست کم عمر هیچ‌یک از کسانی که در این سالن هستند، تا چنین روزی به طول نخواهد انجامید.» برژینسکی همچنین در سخنان خود، ایده «استثناگرایی آمریکا» را به چالش می‌کشد.
ب ـ اندیشکده «شورای آتلانتیک» در مقاله‌ای با اشاره به افول قدرت آمریکا می‌نویسد که ایران کشوری با قدرت منطقه‌ای است و به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها تمایلی به حمایت از حمله به ایران ندارند.
ج ـ ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا که تاکنون ۱۰ کتاب درباره سیاست خارجی کشورش به نگارش در آورده، در مصاحبه‌ای پیرامون «بزرگ‌ترین چالش‌های رئیس‌جمهور آینده آمریکا» اذعان می‌کند که وضعیت جهان طی چند سال آینده به ‌گونه‌ای تغییر خواهد کرد که در آن، آمریکا دیگر از آن موقعیت برتر و سلطه‌گرانه برخوردار نیست.
دـ «چارلز کوپکان» استاد امور بین‌المللی دانشگاه «جرج تاون» آمریکا و یکی از اعضای برجسته شورای روابط کاخ سفید، در مقاله‌ای می‌نویسد: «گر چه آمریکا همچنان دارای قدرت نفوذ در برخی از امور می‌باشد، اما باید پذیرفت که جهان تغییر کرده و نقش ایالات متحده به عنوان قدرت اصلی دنیا به شدت کاهش یافته است.»
ه ـ «چامسکی» از چهره‌های معروف آمریکا در گفت‌وگو با روزنامه «هافینگتن پست» می‌گوید: «قدرت امپریالیستی آمریکا رو به افول است.»
افول قدرت و پایان یافتن دوران سلطه آمریکا را می‌توان با تأمل در برخی از خواسته‌های دولتمردان آمریکا که برآورده شده دید. خواسته‌هایی چون: «حزب‌الله لبنان باید خلع سلاح شود.»، «بشار اسد باید از قدرت کناره‌گیری کند.»، «در عراق باید فلانی به قدرت برسد.» و «ایران نباید غنی‌سازی و چرخه سوخت داشته باشد.»
۳ـ روند توسعه قدرت جمهوری اسلامی ایران
برخلاف خواسته و انتظار غرب و خصوصاً آمریکایی‌ها مبنی بر نابودی انقلاب اسلامی، ساقط کردن جمهوری اسلامی و یا منزوی و عقب‌نگه‌داشتن جمهوری اسلامی، ایران در مسیر توسعه قدرت در حوزه‌های گوناگون با شتاب بالا در حرکت است. ایران به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و اکنون وزنه سنگین در منطقه غرب آسیا است. بسیاری از صاحب‌نظران امور بین‌المللی، جمهوری اسلامی را به‌عنوان کلید اصلی راه‌حل مسائل منطقه می‌شناسند. اظهارنظرات فراوانی درخصوص قدرت‌یابی ایران در منطقه و جهان وجود دارد. برای جلوگیری از طولانی شدن این بحث، فقط به اظهارات یکی از محققان صهیونیستی در این راستا اشاره می‌شود. «باری روبین» از محققان برجسته صهیونیست‌ و کارشناس مسائل ایران در مقاله‌ای با اشاره به مبانی قدرت و تمایز ایران، با دیگر کشورها در منطقه، از ایران به عنوان کشوری یاد می‌کند که در حال خیزش برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای است. وی در پایان مقاله‌اش این چنین نتیجه‌گیری می‌کند: «ایران تنها قدرت بزرگ خاورمیانه است، زیرا هیچ کشور عربی نمی‌تواند چنین ادعایی کند. ایران نفوذ خود را در عراق، لبنان و میان فلسطینی‌ها و بخش‌هایی از افغانستان گسترش داده است و نه‌تنها حامی حزب‌الله، بلکه حامی حماس و جهاد اسلامی نیز شده است. از بسیاری جهات حامی سوریه است… ایران نسبت به هر زمان دیگری در تاریخ مدرن خود نیرومند‌تر شده است. در همین حال ایران یک رژیمی دارد که به آن کشور در جهان عرب جذابیت بخشیده است. با توجه به تمام این فاکتورها، این کاملاً عقلانی است که بگوییم افزایش قدرت ایران شرایط خطرناکی است که در سال‌های آینده احتمالاً با آن روبه‌رو خواهیم بود.»
بنابراین افت قدرت آمریکا به عنوان پرچمدار لیبرال دموکراسی غربی از یک طرف و قدرت‌یابی جمهوری اسلامی از طرف دیگر، دو عامل بسیار مهم در عقب‌نشینی ایالات متحده در موضوع چالش هسته‌ای به شمار می‌آیند. توافق ژنو، ار عقب‌نشینی غرب و‌ آمریکا در قبال جمهوری اسلامی حکایت می‌کند. این توافق از پیشرفت ایران نسبت به موقعیت قبلش حکایت دارد. این پس‌رفت و پیشرفت، از نزدیک شدن به برقراری «موازنه قوا» میانه ایران و قدرت‌های جهانی حکایت می‌کند و این دستاوردی مهم است که باید حفظ شود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>