از تاریخ باید عبرت گرفت و آن را چراغ راه امروز قرار داد، تاریخ فقط برای خواندن نیست و باهوش‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که بتوانند از نگاه به دیروزها، راه این روزها را پیدا کنند! اما دشواری کار در توان تشخیص و تطبیق سرگذشت پیشینیان با اوضاع امروز است، اینکه امروز ما، با کدام برهه تاریخی شباهت و مطابقت دارد، امری پیچیده است که از هر کسی بر نمی‌آید! برای این مهم هم باید به ماجراهای تاریخی، تحلیل آن ماجراها و شناخت وقایع گذشته مسلط بود، هم باید به جغرافیای زمان و مکان حال مشرف بود وگرنه یا به تحریف تاریخ گرفتار شده یا تطبیق نادرست، موجب تصمیم نادرست می‌شود یا هر دو!
سیره اهل بیت(ع) علاوه بر بعد تاریخی، برای ما شیعیان ساحت حجیت و شرعیت اعمال است؛ چرا که یکی از منابع دینی تشیع، سنت است و یکی از مصادیق سنت، فعل معصوم است. از این رو دقت و تیزبینی در این حوزه باید مضاعف باشد؛ یعنی هم بعد تاریخی و تحلیلی را دربر بگیرد و هم جنبه شرعی را شامل شود. تطبیق نادرست در این وادی، فقط به مخاطرات پیش گفته دچار نمی‌شود و چه بسا به وهن اهل بیت و جابه‌جایی حکم‌الله نیز منجر شود؛ به همین دلیل در این حوزه کارشناس تاریخ بودن کافی نیست و اجتهاد فقهی نیز اهمیت دارد.
در دوران ما بازار تطبیق اعمال و افراد با اقوال و افعال ائمه معصوم(ع) داغ است. بر اصل کار نباید خرده گرفت که اصلش کار نادرستی نیست؛ بلکه سخن در تشخیص مصداق و گویندگانی است که گاه با نگاه‌های سهل‌اندیشانه و سطحی با قیاسات مع‌الفارق روشن، سعی دارند امور بی‌ربط را به هم ربط دهند و با توسل به مشتراکات لفظی، می‌کوشند اشتراکات تاریخی را اثبات کنند! برای نمونه در تاریخ، صلح حدیبیه یا صلح امام حسن(ع) را خوانده‌اند و هر گونه توافق و سازش ناموزونی را می‌خواهند به آن مرتبط کنند! این روند در نگاهی خوش‌بینانه از سر نگاه سطحی به تاریخ است.
در تاریخ آمده است، در حالی که امام حسن مجتبی(ع)، آرایش جنگی به خود گرفته تا با معاویه ستیز کند و سپاهی بزرگ آماده کرده بود، اولین زمزمه‌های صلح از جانب معاویه شنیده شد. او با حربه‌های رسانه‌ای، شایعه کرده بود که قرار است امام حسن با او مصالحه کند و حتی صلح را پذیرفته است! این در حالی بود که امام کاملاً آماده نبرد با جریان فاسد اموی بود و بعدها به طور رسمی نیز درخواست صلح و شایعات از جانب معاویه آغاز شد. این نکته اساسی ماجرای صلح تحمیلی بر امام مجتبی(ع) است. حال کسانی که قرار است آن تاریخ را با شرایط امروز تطبیق بدهند، باید استدلال کنند در حال حاضر، ایران اسلامی از جانب چه کسی به صلح دعوت شده است؟ اکنون دشمن بی‌محابا و با وقاحت تمام به ایران اهانت و هتاکی می‌کند، ملت ایران را تهدید و تحریم می‌کند، این شرایط چه نسبتی با جریان امام حسن(ع) دارد؟ بر فرض که امام حسن(ع) به خواسته اکثریت مردمی که از جنگ خسته شده و در برابر شایعات معاویه خام شده بودند، تن داد و با معاویه در مجلس صلح نشست، اما آیا واقعا شرایط امروز شرایط امام حسن(ع) است؟ امروز دشمن ملت ما، حتی مانند معاویه، نمایش صلح‌طلبی هم اجرا نمی‌کند، بلکه به صراحت از براندازی انقلاب و دولت ایران می‌گوید، ترجیع‌بند سخنرانی‌های‌شان گزینه نظامی است و حتی در برابر دیدگان همه دنیا، سرداران ما را ترور کردند! در این اوضاع چرا از اردوگاه ما باید ندای صلح شنیده شود؟ آن هم از زبان کسانی که چندین سال است به جای آرایش جنگی، آغوش صلح باز کرده‌اند و هنر خود را مذاکره معرفی می‌کردند!
اگر کسانی قصد دارند امروز ما را با دوران امام حسن(ع) مقایسه کنند، جدای از جفایی که با فهم نادقیق و قشری خود به تاریخ و حضرت مجتبی(ع) کرده‌اند، مرتکب جفای بزرگی نیز به مردم دلیر ایران شده‌اند! مردمی که سال‌هاست برای حفظ انقلاب خود از خودگذشتگی کرده‌اند و به تعبیر حضرت امام(ره)، از مردم صدر اسلام بهتر هستند، چه نسبتی با مردم دنیازده و بی‌بصیرت دوران امام مجتبی(ع) دارند که فریب سخنان ریاکارانه و اغواگرانه معاویه را خورده بودند؟
روا نیست اگر عده‌ای از راه انقلابی و مواضع سابق خود خسته و پشیمان شده‌اند، این را به مردم ایران هم نسبت دهند! شاید مردم از ناکارآمدی برخی مسئولان و افراد پرادعای بی‌عمل خسته شده باشند؛ اما به یقین به سازش پرچالش با کسانی که نقشه نابودی آنها را می‌کشند، تن نمی‌دهند.
صلح امام حسن(ع)، یک کارکرد داخلی بین مسلمین داشت در برابر دشمن خارجی تا امام بتواند، با مدیریت جهان اسلام، ضمن دفاع از آرمان‌های اصیل اسلامی، مانع نابودی کامل دین خدا بشود. در شرایطی که به هر دلیل دور امام(ع) از سرداران جنگی و توده‌های حامی خود خالی شده بود، برای حفظ اسلام، راهی جز پذیرش صلح باقی نمانده بود، آیا انصافاً امروز کیان اسلام و انقلاب بسته به سازش با دشمنان است؟ آیا کسانی که این گونه سخن می‌گویند خبر از تاریخ ندارند؟ یا از قدرت ملت و نیروهای مسلح و ظرفیت‌های متعدد کشور خود هم آگاه نیستند؟ آیا خبر ندارند با تکیه به ملت و امکانات درون می‌توان بسیاری از مشکلات را برطرف و دشمن را ناامید کرد؟

یک دیدگاه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید