«مهدی کروبی» از جمله نامزدهای انتخاباتی اردوگاه اصلاح‌طلبان بود که برای رقابت در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم وارد میدان شد. وی به دلیل اختلافاتش با جریان افراطی دوم خرداد و اعتراض به آن، از این جریان جدا شده و پس از آن با کناره‌گیری از دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز، در انتخابات نهم به عنوان نامزد مستقل وارد عرصه رقابت شد.
وی بی‌توجه به فشارها برای کناره‌گیری به نفع اکبر هاشمی رفسنجانی یا مصطفی معین، به نتیجه‌بخش بودن شعارهای اقتصادی خاص خود و وعده کمک مالی به شهروندان چشم دوخته بود؛ اما در نهایت، از رقابت باز ماند. کروبی با تمکین نکردن قانون و نتیجه انتخابات نهم وارد یک فضاسازی تبلیغاتی شد و در ادامه اعتراضات خود به روند برگزاری انتخابات نهم، طی نامه‌ای سرگشاده به رهبر معظم انقلاب(مدظله) ضمن اعلام استعفا از کلیه مسئولیت‌‏های سیاسی، بار دیگر بر پیگیری اعتراضات خود از سوی ایشان تأکید کرد.
وی پس از ناکامی در انتخابات نهم، حزب اعتماد ملی را راه‌اندازی کرد و فعالیت خویش را به طور جدی برای باقی ماندن در صحنه سیاست و قدرت و مهیا شدن برای انتخابات دهم دنبال کرد؛ بر همین اساس، کروبی اولین کسی بود که نامزدی خود را برای انتخابات 88، به طور رسمی در 21 مهرماه 1387 اعلام داشت. این تصمیم با واکنش جدی گروه‌های دوم خردادی روبه‌رو شد؛ اما کروبی در حاشیه اولین کنگره حزب اعتماد ملی گفت: «من به نفع هیچ‌کسی کنار نمی‌روم، پیش خودم گفتم نکند که رأی‌ها پاره بشود. به همین خاطر بود که اعلام کردم هر کس می‌خواهد وارد صحنه بشود، از آبان ماه سفرها، برنامه‌ها و مصاحبه‌هایش را شروع کند؛ بعد اگر دیدیم رأی دارد پاره می‌شود، آن‌وقت یک شورای حکمیتی جمع می‌کنیم و در آن بررسی می‌کنیم که چه باید بکنیم. البته در صورتی که آقایان بیایند و شرکت کنند و حضور داشته باشند.»
وی در مورد امکان استفاده از نظرسنجی به عنوان راهکار شورای حکمیت گفت: «من نظرسنجی‌ها را ده‌شاهی هم قبول ندارم، اصلاً این نظرسنجی‌ها مشکل برای مملکت درست می‌کند، منظور من نظرسنجی نبوده است؛ بلکه هدف این است که در آنجا بنشینیم و واقعیت‌ها را بررسی کنیم و ببینیم واقعیت چیست، مشورت کنیم تا مثل دوره قبلی نشود و یک کابینه ائتلافی که با حضور همه ‌اصلاح‌طلبان باشد تشکیل بدهیم، بعد هرکسی که رأی آورد، دیگران نه اینکه با پای خود کنار بکشند بلکه باید بپذیرند و کنار بروند.»
کروبی برای مصمم نشان دادن خود، خیلی زود تیم همراهش را مشخص کرد. در میان اعضای کمیته انتخاباتی وی، شخصیت‌های متنوع و متکثری از میان اعضای حزب کارگزاران و مجمع روحانیون مبارز و شخصیت‌هایی، چون غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران؛ محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر و معاون پارلمانی سیدمحمد خاتمی؛ عباس عبدی؛ بهروز ‌افخمی؛ رهامی؛ ناصر قوامی، نماینده مجلس ششم؛ محمد قوچانی، نویسنده و فعال مطبوعاتی روزنامه‌های زنجیره‌ای و… از جمله اعضای این ستاد انتخاباتی بودند. وی از حمایت آشکار افرادی، چون مهاجرانی نیز بهره جست.
کروبی در یک اقدام پیش‌دستانه برای تثبیت و تقویت وضعیت خود در رقابت انتخاباتی، چند نفر از اعضای کابینه خود را نیز معرفی کرد. وی پس از تعیین غلامحسین کرباسچی به عنوان معاون اول خود، طی سخنانی در دانشگاه تبریز به معرفی جمیله کدیور و محمد رحمانی به عنوان دو عضو کابینه اقدام کرد.
این یارگیری، نکات تأمل‌برانگیزی دارد. آرایشی از عناصر طیف‌های مختلف جریان دوم خرداد دور کروبی حلقه زدند که از تعلقات و وابستگی آنها به طیف و گروه‌شان چیزی کم نشد. حتی غلامحسین کرباسچی با حفظ سمت دبیر کلی حزب کارگزاران سازندگی، در کنار کروبی و حزب اعتماد ملی و به عنوان معاون اولی آینده نقش ایفا می‌کرد. کروبی شخصیت به نسبت ساده‌ای بود که از پیچیدگی‌های دیگر چهره‌های سیاسی برخوردار نبود. در خوش‌بینانه‌ترین تحلیل باید گفت، وی به دلیل همان سادگی، از درک قضایای پشت صحنه این آرایش غافل ماند. در واقع به نظر می‌رسد، جریان دوم خرداد که از منصرف کردن و کنار کشیدن کروبی به نفع خاتمی و سپس موسوی ناکام ماند، به چنین ترفندی دست زد.
نقش این گروه اعزامی به جبهه کروبی را می‌توان در جریان تبلیغات انتخاباتی و روز انتخابات جست‌وجو کرد. کروبی چهار میلیون رأی را در انتخابات نهم تجربه کرده بود و معتقد بود با این تجربه، امکان جذب آرای بیشتری دارد؛ اما فضای حاکم بر سفرهای تبلیغاتی کروبی و اختلال ساختگی در جریان سخنرانی‌های انتخاباتی وی از سوی طرفداران موسوی، که بعضاً به عصبانیت وی نیز منجر می‌شد، نظیر آنچه در نجف‌آباد و… رخ داد، همگی کمک می‌کرد تا آرای کروبی در سبد موسوی ریخته شود و تلاش‌ها، سفرها و سخنرانی‌های وی در واقع به نفع موسوی جهت‌دهی می‌شد.
رأی برخی از عناصر تیم او به موسوی در روز 22 خرداد، کابوسی دیگر برای وی آفرید. این ضربه چنان گیج‌کننده بود که او هرگز متوجه آن نشد و از چاله در نیامده به چاهی سقوط کرد که نهایت آن به ناکجاآباد است. کروبی که سابقه اقدامات نسنجیده را داشت، براساس توهم خودساخته، خود را برای اقدامی جدید پس از اعلام نتیجه انتخابات دهم آماده کرده بود. قرار گرفتن در صف مقدم فتنه عمیق و واگویی هر آنچه طراحان و پیش‌قراولان فتنه از گفتن مستقیم آن اکراه داشتند و پیش بردن سناریوهای مرحله‌ای عوامل اصلی فتنه نظیر موضوع کهریزک، مفقودشدگان(!) و… از او چهره‌ای ساخت که در ضرب‌المثل‌های عامیانه و پیامک‌های طنزگونه بیشتر مورد توجه قرار گرفت تا در عرصه سیاست و قدرت.
کروبی با آلوده شدن به سناریوی فتنه 88 تمام اعتبار سیاسی کسب شده در طول نیم قرن فعالیتش را بی‌اعتبار کرد و برای همیشه از صحنه سیاسی کشور خارج شد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید