دنیای سایبری و مجازی آنقدر با دنیای واقعی ما یکپارچه و عجین شده است و اثراتش بر تمام جنبه‌های زندگی‌مان مشهود است که شاهد هستیم بزهکاری‌های سایبری از جرم و جنایت‌های دنیای واقعی بیشتر شده است. امروزه دیگر با گروه‌های خلافکار و بانک‌زن سر و کار نداریم، تمام آنچه برای به دست آوردن پول نامشروع لازم است، فقط یک رایانه و یک ارتباط اینترنتی است!
مجازی شدن خدمات و سرویس‌های دریافتی باعث به طمع انداختن افراد شرور برای کلاهبرداری‌های اینترنتی و نوعی باج‌گیری برخط شده است. باج‌گیری‌های برخط که در گذشته بود، در نهایت با قفل کردن دسترسی کاربران به داده‌های شخصی‌شان، از آنها طلب مبلغی پول برای آزادسازی آن دسترسی می‌کردند، اما امروزه باج‌گیران به سراغ سرویس‌ها و خدمات همگانی می‌روند و با از کارانداختن آنها و زدن خسارت به شرکت‌ها به دلیل توقف آن سرویس، شرکت‌های مزبور را مجبور به پرداخت باج برای راه‌اندازی مجدد سرویس می‌کنند.
برای نمونه ماه گذشته، در پی حمله سایبری به بزرگ‌ترین خط لوله انتقال نفت در منطقه آمریکای شمالی، پمپ بنزین‌های ایالات مختلف آمریکا در امتداد ساحل شرقی دچار کمبود سوخت شدند. این حمله سایبری فلج‌کننده، فعالیت بزرگ‌ترین خط لوله انتقال نفت در آمریکای شمالی را متوقف کرد. خط لوله کلونیال، بزرگ‌ترین شبکه توزیع سوخت در آمریکا به شمار می‌رود که طول آن 8850 کیلومتر بوده و نیمی از سوخت مورد نیاز مردم آمریکا در ایالت‌های شرقی این کشور را تأمین می‌کند. حمله سایبری به خط لوله انتقال سوخت به گونه‌ای بود که رایانه‌های شبکه توزیع سوخت، همگی هک و خاموش شده بودند! چنین حمله سایبری سبب شده بود که قیمت بنزین در آن منطقه به مرز 3 دلار برسد و چیزی تا بالاترین رقم خود از سال 2014 فاصله نداشت. یک گروه هکر به نام دارک ساید، مسئول حمله سایبری به شبکه توزیع سوخت کلونیال بوده است. هکرها طی پیغامی غیرمستقیم گفته‌ بودند که به دنبال ایجاد اختلال نیستند، بلکه قصدشان فقط دریافت باج بوده است.
هک کردن و از کار انداختن شبکه انتقال سوخت تنها یک پیامد را که فقط قطع دسترسی مردم به سوخت باشد، ندارد؛ قطعی بنزین، رفت و آمد مردم، حضور کارمندان در ادارات، انتقال مواد غذایی، نرسیدن بسته‌های پستی و… حتی درگیری و نزاع مردم را در پی دارد. شاید به همین دلیل بود که در نهایت هکرها به هدف خود رسیدند و توانستند 5 میلیون دلار از این شرکت باج بگیرند!
اعلام خبر پرداخت باج به هکرها در آمریکا با واکنش‌های بسیار شدیدی روبه‌رو شد و بسیاری تسلیم شدن شرکت سوختی در مقابل هکرها را نشان ضعف سیستم امنیتی آمریکا دانستند که باعث خواهد شد هکرها به کار خود ادامه دهند که همان هم شد و در تازه‌ترین باج‌گیری، بزرگ‌ترین شرکت توزیع‌کننده گوشت گاو و مرغ در جهان مورد حمله هکرها قرار گرفت! در این حمله مانند حمله شرکت سوختی، مقامات آمریکایی برای پنهان کردن ضعف خود، روسیه را مقصر اعلام کردند و حتی مقامات آمریکایی از روس‌ها خواستند که به مجرمان و هکرها در کشورشان پناه ندهند! چیزی که روس‌ها تکذیب کردند. باجگیران برای پایان دادن به حمله خود، باز هم تقاضای پول کرده‌اند که دور از ذهن نیست که به خواسته خود برسند، زیرا تنها چند ساعت پس از اعلام این خبر، قیمت مرغ و گوشت در آمریکا بالا رفت.
با گره خوردن زندگی انسان‌ها به رایانه‌ها و متکی بودن سوخت، مرغ، گوشت و حتی آب و… به دنیای دیجیتال، باید به امنیت در فضای سایبر بیشتر توجه کرد. دیگر با سارقانی که تنها داده‌های ما را بدزدند، روبه‌رو نیستیم، در کشور خودمان ایران هم هر چند وقت یک بار اخباری مبنی بر لو رفتن اطلاعات کاربران یک شرکت فناوری را می‌شنویم. حریم خصوصی و امنیت اطلاعات موضوعی است که در ایران به آن کمتر توجه شده است. مدتی قبل بود که خبر فروختن اطلاعات 24 میلیون کاربر ایرانی شبکه‌های اجتماعی در انجمن‌های اینترنتی منتشر شد! نشت اطلاعات حتی به کاربران مراکز حساس هم رسید و ماه گذشته خبری مبنی بر لو رفتن اطلاعات 30 میلیون مشتری بانک ملت، بین کاربران فضای مجازی می‌چرخید؛ در حالی که هیچ‌کدام از مدیران این بانک حاضر به پاسخگویی نبودند.
باید بدانیم تلاش هکرها برای باج‌گیری اصولاً با رخنه‌های ساده و سطحی آغاز می‌شود و پس از آنکه سیستم را کاملاً آلوده کرده و آلودگی را در سراسر شبکه پخش کردند، با فعال کردن کدهای خود و قفل کردن خدمات، تقاضای باج خواهند کرد. تلاش برای مقابله با این حملات سایبری در همه جای دنیا وجود دارد و شرکت‌های امنیتی در دنیا، بیشترین سود را از آن می‌برند. سال‌ها قبل شایعه‌ای در فضای مجازی منتشر شد که هیچ‌گاه رد نشد و آن این بود که یکی از غول‌های امنیتی دنیا، برای ماندن در رتبه‌های بالا، ویروس‌های رایانه‌ای را منتشر ‌کرده است که با کشف ظاهری آنها، اعتبارش را حفظ کند! حتی برخی گمان می‌کنند که باج‌گیران امروزی، می‌توانند شرکت‌های امنیتی باشند که هم باج را می‌گیرند و هم با افزایش سهام شرکت‌شان، بازی دو سر بردی را راه می‌اندازند! امری که سبب شده است باج‌گیران و باج‌دهندگان برای همیشه باقی بمانند!

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید