یکی از جلوه‌های زندگی مرحوم آیت‌الله یزدی، نگاه انتقادی وی به عملکرد سیاسی برخی از چهره‌های شناخته شده است. وی با صراحت لهجه و بدون تعارف انتقادات خود را اعلام می‌کرد و در این مسیر اهل ملاحظه نبود. از جمله افرادی که بارها مورد انتقادات آن مرحوم قرار گرفته بود، رفیق و دوست دیرینش مرحوم حجت‌الاسلام هاشمی‌رفسنجانی بود. تفاوت دیدگاه آقای یزدی و هاشمی در حالی بود که آشنایی آنها به ابتدای دهه 1340 بر می‌گشت زمانی که هردو به عنوان طلبه انقلابی به رهبری حضرت امام(ره) در خط اول مبارزه با طاغوت قرار داشتند، در حالی که برخی جریان ها و رسانه ها تلاش داشتند. اختلاف دیدگاه آیت‌الله یزدی با مرحوم هاشمی را وارونه جلوه داده و به حوزه های سیاسی و شخصی تسری دهند اما واقعیت این است که مرحوم یزدی در مبانی فکری و بر سر مصالح انقلاب با آقای هاشمی اختلاف دیدگاه هایی داشتند و گرچه این اختلافات را با صراحت لهجه را بر زبان جاری می کردند اما هرگز این اختلافات و بیان آنها از دایره انصاف و مباحث طلبگی خارج نشد که نمونه بارز آن را می توان در برنامه گفتگو محور «خشت خام» هنگامی که آیت‌الله محمد یزدی مهمان این برنامه با اجرای حسین دهباشی بود مشاهده کرد. در ادامه بخشی از این گفت‌وگو را می خوانید:

بی‌پرده باید بگویم. من بسیار با ایشان بحث طلبگی کرده‌ام، در دو دوره رئیس مجلس بود و من نایب‌رئیس و عضو هیئت‌رئیسه بودم و بخشی از ادارات مجلس و به خصوص اداره قوانین به عهده ما بود. من رئیس کمیسیون قضایی بودم که جنبه حقوقی دارد. طبعاً هفته‌ای یک جلسه هیئت‌ رئیسه داشتیم. مسائلی پیش می‌آمد که به مبانی آخوندی، طلبگی و شرعی می‌رسید. مکرر با هم بحث می‌کردیم و به نقطه‌هایی می‌رسیدیم که به ایشان می‌گفتم این دیگر بحث روشنفکری است و بحث اجتهاد نیست. اجتهاد مبانی خاصی دارد و باید از طریق اجتهادی بحث شود. شما از طریق روشنفکری بحث می‌کنید و من اینها را قبول ندارم. مثلاً چرا نماز صبح دو رکعت است؛ چرا نماز مغرب سه رکعت است که چرا بردار نیست. اینها از تعبدیات است. اینکه مباحث زمان و مکان و توجهات و آثار دیگر بخواهد بحث شود می‌تواند باشد اما دیگر فقهی نیست. با هم بحث می‌کردیم و او هم قبول می‌کرد. برای من احترام قائل بود. من هم برای ایشان احترام قائل
بودم.

من با آقای هاشمی در کارهای مثبتش همراه بودم. ایشان هم یکی از انقلابیونی بود که در دوران امام(ره) مسئولیت‌های سنگینی به عهده گرفت. به خصوص در دوران جنگ … مکرر می‌شد که به خاطر این مسئولیت به جبهه می‌رفت و ناچار من مجلس را اداره می‌کردم. او را شخصیت فعال انقلابی خدومی نسبت به انقلاب و رهبری می‌دانستم و می‌دانم اما سلیقه‌های ایشان را در برخی جاها نمی‌پسندیدم و به خودشان هم صریحاً می‌گفتم…

[با آقای هاشمی رفسنجانی] همدرس نبودیم. من ایشان را یکی از طلاب فاضل و فعال انقلابی می‌دیدم. ایشان تهران بودند و تشکل انقلابیون تهران زیر نظر مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی تشکیل شده بود. آقای هاشمی را تحت این عنوان که یکی از اعضای فعال مبارز در مجموعه مبارزین تهران بود، می‌شناختم. ایشان با شهید آیت‌الله بهشتی و مبارزین تهران بیشتر مأنوس بودند. ما بیشتر در قم بودیم…

آقای هاشمی در همه طول عمر مسئولیت‌هایی داشت. همین مسئولیت اخیرش که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود، یکی از مسئولیت‌های این مجمع طبق آیین‌نامه داخلی خودشان موارد اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس بود که بعد از دو بار رفت‌وآمد بین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی به مجمع می‌آمد. ما از طرف شورای نگهبان مکرر با آیت الله جنتی و یکی دو نفر از حقوقدان‌ها شرکت می‌کردیم و بحث می‌کردیم. ایشان گاهی می‌گفت اجازه دهید در جلسه بحث کنند که چرا خلاف شرع است. من مخالفت می‌کردم و جلوی‌شان را می‌گرفتم. می‌گفتم حق شما نیست. شما حق ندارید بحث کنید که چرا خلاف شرع است. خلاف شرع بودن یا نبودن مال شورای نگهبان است. شما حق دارید بحث کنید که این خلاف شرع را باید ضرورتاً مرتکب شد یا موقتاً. آقای هاشمی می‌گفت شما موافقید؟ می‌گفتم نه، اجازه نمی‌دهم. من به عنوان یک عضو شورای نگهبان و در دفاع از نظریه شورای نگهبان در مجمع حاضر بودم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید