بازی باخت ـ باخت و حرکت در جورچین دشمن

عمر دولت‌ها نیز همچون همه امور گذرا در این عالم، یک روز آغاز می‌شود و روز دیگر پایان می‌یابد. چهار سال فرصتی است که مطابق قانون در اختیار کارگزاران قوای اجرایی قرار داده شده تا با تدبیر و تصمیم‌گیری مطلوب خود، امور کشور را سامان دهند و بر مشکلات فائق آیند؛ فرصتی که می‌تواند حداکثر تا چهار سال دیگر تمدید گردد. با پایان دوره چهارساله یا هشت‌ساله، امور اداره کشور در اختیار دولتی جدید با افراد و افکاری نو قرار می‌گیرد که طبیعی است باید منتظر تغییر و تحولاتی در دستگاه اجرایی کشور بود.
آنچه در این میان حائز اهمیت است، نسبتی است که باید میان دولت جدید و دولت گذشته برقرار گردد. به‌واقع، چگونگی مواجهه دولت جدید با دولت پیشین، مسئله‌ای است که باید برای آن تدبیری اندیشید. این نسبت می‌تواند از حالتی خصومت‌آمیز و نفی‌کننده گذشته، تا حالت تداوم‌بخش و مؤید آن، متکثر باشد.
تعبیر «دوی امدادی» برای تشریح دست به دست شدن قدرت اجرایی در هر انتخاباتی، می‌تواند الگوی مناسبی برای تبیین این نسبت باشد که در مجموع با مصالح نظام اسلامی نیز منطبق است. به‌واقع، تغییرات کارگزاران و سیاست‌های قوای اجرایی کشور آنگاه می‌تواند مبتنی بر منافع ملی تعریف گردد که در چارچوب الگوی راهبردی کلان‌تری حاصل شده باشد. آن چارچوب کلان، شرایطی را برای دولت جدید ایجاب می‌کند که خود را تکمیل‌کننده و تداوم‌بخش دولت گذشته بداند.
نتیجه پذیرش این الگو آن خواهد بود که در نقد عملکرد دولت گذشته، از دایره انصاف خارج نشوند و تلاش شود تا ضمن توجه به نقاط ‌ضعف،‌ نقاط ‌قوت و خدمات ارائه شده دولت پیشین نیز مورد توجه کارگزاران و کارشناسان منسوب به دولت جدید قرار گیرد و از تجربیات و توانمندی‌های آنان نیز بهره گرفته شود؛ راهبردی که با شعار اعتدال‌گرایی دولت یازدهم نیز سنخیت کامل دارد.
اما آنچه در گزارش صدروزه رئیس‌جمهور محترم مشاهده گردید، با این اصل عقلانی و منطقی فاصله داشت. انتقادات آقای روحانی به دولت دهم، حجم بالایی از وقت مصاحبه دو ساعته وی را پر کرد، بدون آنکه در نسبتی معقول، به خدمات و زحمات دولت گذشته توجهی شده باشد. ضمن آنکه انتظار می‌رفت بیش از یافتن مقصری برای مشکلات، به اقدامات و تلاش‌هایی که برای رفع مشکلات در این صد روزه صورت گرفته است، پرداخته شود.
طبیعی بود که این اظهارات با واکنش‌هایی همراه گردد که از آن جمله می‌توان به اظهارات برخی از مسئولان و دست‌اندرکاران دولت نهم و دهم اشاره کرد. ایشان انتقادات مطروح شده را وارد ندانستند و آن را غیرواقعی خواندند.
برخی از این واکنش‌ها نیز متأسفانه بدون تدبیر و از روی عصبانیت صورت گرفت که نتیجه آن، چیزی جز سردرگمی مردم و ایجاد اختلاف و تنش در جامعه نخواهد بود. اوج این واکنش‌های احساساتی و غیرقابل قبول را می‌توان در نامه آقای احمدی‌نژاد به آقای روحانی مشاهده کرد که در آن، وی رئیس‌جمهور را دعوت به مناظره کرده است!
اما سوال اساسی در این میان آن است که مناظره مطرح شده چه سود و منفعتی برای مردم خواهد داشت؟ آیا با برگزاری این مناظره، مشکلات کشور حل خواهد شد؟ آیا این مناظره موجب رفع ابهامات و سوالات خواهد شد و یا آنکه بر ابهامات موجود خواهد افزود؟ رو در رو قرار دادن رئیس‌جمهور امروز و دیروز، مطابق با کدام منطق و منفعت شرعی و عقلی می‌تواند به مصلحت انقلاب و نظام اسلامی باشد؟
از طراحان پشت پرده طرح مناظره که تلاش دارند این دو شخصیت حقیقی و حقوقی را رو در روی یکدیگر قرار دهند باید پرسید آیا راه دیگری برای پاسخگویی به نقدها و دفاع از عملکرد دولت‌های گذشته وجود ندارد؟ در کدام نظام سیاسی، چنین مناظراتی برگزار گردیده که جمهوری اسلامی دومین آن باشد؟
به نظر می‌رسد طرح چنین اقداماتی،‌ تنها با هدف جنجال‌آفرینی و ایجاد اختلاف در سطح جامعه دنبال می‌گردد و شبیه به بازی‌ای است که نتیجه آن، چیزی جز باخت ـ باخت برای دو طرف و خشنودی و پیروزی دشمنان نظام اسلامی نخواهد بود. از این‌رو باید هوشیار بود و اجازه نداد در اوضاعی که نظام اسلامی برای مصاف با بیگانگان، نیازمند یکپارچگی و ایستادگی است، حاشیه‌سازی‌ها، توجه افکار عمومی را از مسائل مهم کشور دور سازد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>