با گذشت بیش از هفت سال از تجاوز عربستان سعودی و هم‌پیمانان منطقه‌ای و بین‌المللی آن به یمن، اکنون تحولات میدانی این کشور از 17 بهمن سال گذشته با آغاز عملیات بزرگ آزادسازی شهر راهبردی «مأرب» وارد مرحله حساس و سرنوشت‌سازی شده است.
از ابتدای شروع این عملیات، ائتلاف متجاوز با حضور 55 تیپ از نیروهای مزدور متشکل از عناصر القاعده، داعش، متجاوزان سعودی، اماراتی و نیروهای اجاره‌ای از سایر کشورهای ضعیف عربی، به استعداد 40 هزار نفر با پشتیبانی سنگین هوایی ائتلاف در مقابل نیروهای انصارالله و کمیته‌های مردمی صف‌آرایی کردند.
نیروهای انصارالله از پنج محور عملیات زمینی خود را برای آزادسازی این شهر آغاز کردند که تاکنون دولت نجات ملی یمن(انصارالله) پیشروی‌ها و دستاوردهای مهمی به ویژه در جبهه مأرب داشته و سقوط این شهر به معنای پایان کار سعودی‌ها حداقل در شمال یمن خواهد بود.
انصارالله از شمال مأرب به منابع نفتی این شهر نزدیک شده و در جبهه جنوبی و از سد مأرب هم پیشروی‌های زیادی داشته است. در عرصه حملات موشکی و پهپادی نیز خاک رژیم متجاوز سعودی برای انصارالله به اهدافی عادی تبدیل شده که روزانه چندین عملیات علیه آن انجام می‎دهند.
از این رو عربستان به همراه آمریکا و انگلیس و حتی سازمان ملل متحد، تمام تلاش خود را برای توقف پیشروی انصارالله در مأرب و عدم تصرف این شهر به عمل آورده است.
از سوی دیگر انصارالله قصد تصرف مأرب را به شکل زمین سوخته ندارد و می‌خواهد این شهر راهبردی را با حداقل تلفات و خسارات آزاد کند تا حداکثر بهره‌برداری را از آن در تحولات آینده به عمل آورد.
در حال حاضر، انصارالله اولویت اصلی خود را از یک سو به پیشروی تدریجی در مأرب و از سوی دیگر، به مذاکره و توافق با سران عشایر(قبایل شرق و جنوب) اختصاص داده است.
در مجموع مأرب از نظر سیاسی سقوط کرده و از منظر نظامی نیز نقاط راهبردی آن، از جمله ارتفاعات مشرف بر شهر در اختیار انصارالله قرار گرفته است؛ به همین دلیل سعودی‌ها بسیاری از امکانات سنگین خود را از مأرب خارج کرده‌اند و برآورد می‌شود ظرف یکی دو ماه آینده مأرب کاملاً آزاد شود. در خصوص تحولات میدانی و سیاسی یمن چند نکته حائز اهمیت است:

طولانی و فرسایشی شدن جنگ از سوی ائتلاف متجاوز علیه ملت مظلوم و مقاوم یمن برای هفت سال فارغ از حجم خسارت و تلفات انسانی آن یک شکست مهم و راهبردی برای رژیم سعودی و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آن است. گرایش مقامات سعودی به مذاکره با وجود عناد و کینه عمیق آنها به جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران ناشی از شکست قطعی آنها در میدان است و با توجه به حجم گسترده هزینه‌های نظامی و اقتصادی ائتلاف متجاوز، شرایط و اقتصاد رژیم سعودی تحمل بیش از این را ندارد و از سر استیصال و شکست به مذاکره و تغییر لحن نسبت به انصارالله تن داده‌اند.
اعلام یمنی‌ـ عربی بودن نیروهای حوثی‌ـ بخوانید انصارالله‌ـ از سوی بن سلمان و دراز کردن دست دوستی و تمنای برقراری رابطه با جمهوری اسلامی ایران از مهم‌ترین نشانه‌های عقب‌نشینی وی و پذیرش انصارالله به عنوان یک بازیگر مهم و اصلی در صحنه یمن است. با توجه به اوضاع میدان، اکنون انصارالله دست برتر را در میدان و موضع بالاتر در مذاکرات دارد. انصارالله علاوه بر شروطی همچون پایان تجاوز، پایان محاصره و خروج اشغالگران از یمن بر پرداخت غرامت جنگ از سوی رژیم سعودی و ائتلاف متجاوز تأکید دارد. طبیعتاً در هر منازعه‌ای طرفی شروط پایان جنگ را مطرح می‌کند که دست برتر را در میدان داشته باشد.یکی از موضوعات مهمی که در بحران یمن مطرح و حقیقت آن تحریف می‌شود، نگاه آمریکا به منطقه و به ویژه یمن است. برخی معتقدند راهبرد آمریکا نسبت به بحران یمن تغییر کرده و معادله جدیدی در این باره شکل گرفته است. پذیرش این موضوع یک خطای راهبردی است؛ چون تغییر معادله جدید در یمن به دلیل پیروزی بزرگ انصارالله در میدان است نه تدبیر آمریکا. به هیچ وجه نباید شکست مفتضحانه سعودی در یمن را نتیجه تغییر سیاست‎های آمریکا جلوه داد.
در واقع راهبرد آمریکا هیچ تغییری نکرده و صرفاً ادبیات آنها عوض شده است. امروز آمریکا باید پاسخگوی قراردادهای بالای 400 میلیارد دلاری فروش سلاح به عربستان برای فروریختن بر سر مردم مظلوم یمن و ارتکاب جنایت‌های بزرگ جنگی باشد. آمریکا برای ترمیم چهره مخدوش شده خود ژست دفاع از حقوق بشر و پایان جنایت در یمن را گرفته است.
حتی امروز آمریکا صلاحیت ایفای نقش به عنوان میانجی حل بحران یمن را هم ندارد. آمریکا شریک تجاوز بوده و امروز هم شکست خورده این میدان است. واقعیت این است که دولت بایدن دنبال بازگشت به صحنه یمن و تکرار حضور نظامی خود در این کشور است که نباید چنین امکان و فضایی برای عملی شدن این خواسته به آنها داده شود.

به موازات مذاکرات اخیر وین با حضور اعضای 1+4 و حضور غیرمستقیم آمریکا در این مذاکرات و مذاکرات نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و عربستان با میزبانی و مشارکت دولت عراق در بغداد، برخی تحلیل‌ها و گمانه‎زنی‌های اشتباه این طور وانمود می‌کنند که قرار است در این گفت‌وگوها بر سر موضوع یمن توافقاتی حاصل شود و به نوعی بدون در نظر گرفتن واقعیت «میدان» در عرصه «دیپلماسی» امتیازهای لازم به آمریکا و سعودی برای برون‌رفت و خروج با دستاورد از باتلاق یمن داده شود.
واقعیت این است که شرایط امروز انصارالله به مراتب بهتر و قوی‌تر از سال‌های اول شروع جنگ ائتلاف متجاوز است. در آن شرایط انصارالله با وجود فشارها و مشکلات فراوان اقتصادی و نظامی حاضر به تن دادن به شروط ظالمانه سعودی طبق قطعنامه 2216 شورای امنیت نشد و اکنون که دست برتر را در میدان دارد، تا شروط مدنظر خود را به طور عینی محقق شده نبیند، در عرصه دفاع و نبرد نظامی کوتاه نخواهد آمد.

بازخوانی طرح چهار مرحله‌ای جمهوری اسلامی ایران در خصوص حل بحران یمن که در سال 1394 با تأکید بر برقراری آتش‌بس، ارسال کمک‌های بشردوستانه، شروع گفت‌وگوهای یمنی‌ـ یمنی و تشکیل دولت فراگیر مطرح شد می‌تواند به عنوان یک راه حل خوب و منصفانه از سوی هیئت ایرانی و طرف‌های مقابل بر روی آن تمرکز شود. لذا هر توافقی بدون درنظر گرفتن واقعیت میدان نمی‌تواند انصارالله را از ادامه مقاومت و مبارزه منصرف کند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید