غیردموکراتیک‌‌ترین انتخابات جهان

حسن عابدینی – کارشناس مسائل بین‌الملل

نظام انتخاباتی ایالات متحده آمریکا مربوط به حدود 300 سال قبل است؛ بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان سیاسی معتقد هستند این نظام انتخاباتی مبتنی بر مردم‌سالاری نیست، یعنی به صورت غیرمستقیم رئیس‌جمهور انتخاب می‌شود. اگر بخواهیم به صورت مشخص در مورد پنجاه‌ونهمین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا که 3 نوامبر یا 13 آبان ماه برگزار می‌شود، صحبت کنیم، باید یکسری واقعیت‌ها را درباره آن بیان کرد:
اول اینکه دو نامزدی که انتخاب می‌شوند از بین دو حزبی هستند که ده‌ها سال است قدرت به صورت چرخشی بین آنها می‌چرخد که یکی ‌حزب جمهوری‌خواه به رنگ قرمز و نماد آن فیل و دیگری حزب دموکرات به رنگ آبی و نماد آن الاغ است. در نظام انتخاباتی آمریکا یک شیوه خاصی از انتخابات به عنوان «الکترال کالج»ها یا مجمع برگزیدگان وجود دارد؛ یعنی اینها هستند که تعیین می‌کنند چه کسی باید وارد کاخ سفید شود. تفاوت این نظام با نظام‌های انتخاباتی دیگر این است که در دنیا معمولاً مردم به صورت مستقیم به رئیس‌جمهور رأی می‌دهند و هر فردی که رأی بیشتری کسب کرد، رئیس‌جمهور می‌شود؛ اما در ایالات متحده آمریکا مردم علاوه بر اینکه به فرد رأی می‌دهند، به اعضای کالج الکترال یا همان الکتورها رأی می‌دهند که معمولاً از سوی دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات انتخاب می‌شوند. تنها شرط برای اینکه الکتورها انتخاب شوند، این است که نباید مقام دولتی داشته باشند. تعداد اینها بر اساس جمعیت هر ایالت است، یعنی هرچه ایالت پرجمعیت‌تر باشد، اعضای کالج الکترال هم بیشتر می‌شود. در کل برای آمریکا 538 الکترال کالج وجود دارد که اگر یک نامزدی بتواند 270 رأی را از بین این الکترال کالج‌ها کسب کند، می‌تواند رئیس‌جمهور آمریکا شود. نکته جالب اینجاست که در آمریکا 11 ایالت پرجمعیت داریم؛ از جمله کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس، فلوریدا، پنسیلوانیا، اوهایو، میشیگان، نیوجرسی، جورجیا و کارولینای شمالی. اگر یکی از نامزدها بتواند الکترال کالج‌های این 11 ایالت پرجمعیت را به دست آورد، رأی بیش از 270 الکترال کالج را به دست می‌آورد، بنابراین حتی اگر در سایر ایالت‌ها، یعنی در 39 ایالت دیگر هم هیچ رأیی به دست نیاورد، حد نصاب آن 270 رأی را می‌آورد و می‌تواند رئیس‌جمهور شود. به این ترتیب چون جمعیت ساکنان آن 39 ایالت، از مجموع شهروندان این 11 ایالت بیشتر است، این نامزد برنده بدون اینکه اکثریت رأی مردم را هم به دست بیاورد، می‌تواند وارد کاخ سفید شود. به عبارتی نظام انتخاباتی آمریکا لزوماً اینطور نیست که رئیس‌جمهور باید اکثریت آرا را به دست آورد. در سال 2000 میلادی «جرج دابلیو بوش» که معروف به بوش پسر است با آقای «اَل گور» رقابت کردند. «اَل گور» از حزب دموکرات بود که آن زمان و در دور قبل معاون آقای «کلینتون» بود و با وجود اینکه تعداد آرای مردمی«جرج دابلیو بوش» کمتر از آقای «اَل گور»بود، توانست وارد کاخ سفید شود. یا اینکه در دور بعدی انتخابات نیز همان اتفاق افتاد و خانم «کلینتون» سه میلیون رأی بیشتر از«دونالد ترامپ» داشت، اما چون الکترال کالج‌ها به آقای «ترامپ» رأی دادند، ایشان انتخاب شد. البته علاوه بر سال 2000 و 2006 حداقل سه مرتبه دیگر هم در سال‌های 1824، 1876 و 1888 این اتفاق در آمریکا افتاده است.
الکترال کالج‌هایی هستند که به آنها «بی‌وفا» می‌گویند؛ یعنی کسانی که وفادار نیستند. در واقع این افراد کسانی هستند که هر چند مثلاً مردم در یک ایالت به «جوبایدن» رأی داده‌اند، اما این الکترال کالج بی‌وفایی می‌کند و رأی خود را به ترامپ می‌دهد؛ یعنی یک یا دو یا سه نفر ممکن است در ایالتی سرنوشت انتخابات را تغییر دهند، اما تنها برچسبی که به او می‌خورد بی‌وفایی است و ممکن است در دوره‌های بعد ایشان را به عنوان الکترال کالج انتخاب نکنند، اما روی انتخابات تأثیری ندارد و این انتخابات از نظر سیستم انتخاباتی آمریکا، قابل قبول است. در واقع این الکترال کالج‌ها تحت تأثیر رشوه‌ها، تهدیدها، فشارها و هزار و یک موضوع دیگر قرار می‌گیرند، بنابراین مردم آمریکا خیلی در این زمینه نقش تعیین‌کننده را ندارند و این نظام انتخاباتی که 300 سال پیش بنیانگذاری شده، ایرادات بسیاری دارد. نمونه، در حال حاضر شش نفر نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا شده‌اند؛ نامزدهایی که از گروه مستقل‌ها و آزادی‌خواهان نامزد می‌شوند، اسمی از این افراد نمی‌آید، چون رسانه‌ای ندارند و اصلاً رسانه‌ها آنها را حساب نمی‌کنند و تبلیغاتی هم برای‌شان نمی‌کنند و عملاً بایکوت می‌شوند. به عبارتی هیچ کس این افراد را به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری انتخاب نمی‌کند و احتمال اینکه اصلاً الکترال کالج‌ها به اینها رأی بدهند، در واقع صفر است، چرا که هیچ گاه این اتفاق نیفتاده است. بالاخره حزب دموکرات و جمهوری‌خواه قدرتمند هستند و پول دارند که طبعا آنها این حالت را ندارند؛ بنابریان همه تحلیلگران و کارشناس‌ها معتقد هستند نظام انتخابات آمریکا غیر دموکراتیک‌ترین نظام انتخاباتی در جهان است، اما هیچ یک از این دو حزب که تأثیرگذار هستند، به نظام انتخاباتی ایراد نمی‌گیرند.


وتوی رأی مردم!

حمیدرضا غلامزاده – کارشناس مطالعات آمریکا

زمانی که قانون اساسی آمریکا نوشته می‌شد، نظر فدرال مؤسس این بود که عوام و عموم مردم نباید حق داشته باشند به طور مستقیم در حکومت تأثیرگذار باشند، لذا ساختاری تشکیل دادند که نخبگان سرنوشت نهایی کشور را تنظیم و تعیین کنند؛ به همین دلیل نظام الکترال کالج راه افتاد. الکترال کالج این است که هر ایالت به تعداد کرسی‌هایی که در کنگره دارد، نماینده الکترال دارد که این افراد از نخبگان جامعه هستند، برای نمونه قاضی یا استاد دانشگاه و فعالان نخبه آن شهر یا ایالت
هستند.
 این الکترال کالج‌ها ممکن است دموکرات یا جمهوری‌خواه باشد و وقتی مردم آمریکا چه به دموکرات چه به جمهوری‌خواه یا به مستقل رأی می‌دهند، وقتی رأی‌ها شمرده می‌شود بر اساس اینکه چه کسی اکثریت نسبی آرا را به دست آورده است، همه الکترال کالج‌ها به او اختصاص داده می‌شود که البته در دو ایالت به این شکل نیست و به صورت نسبی است. انتخابات که برگزار و رأی مشخص شد، نامزدی برنده است که حداقل 270  رأی الکترال کالج را، یعنی نصف به علاوه یک رأی الکترال کالج‌ها را کسب کند تا برنده نهایی شود.
 در واقع اواخر ماه دسامبر این الکترال‌ها مجمعی تشکیل داده و آن موقع رأی می‌دهند که چه کسی رئیس‌جمهور شود.مهم‌ترین مسئله‌ای که در حال حاضر در جامعه آمریکا حتی بیشتر از مسئله اقتصاد وجود دارد، شکاف اجتماعی و هویتی است. قبل از اینکه «ترامپ» هم روی کار بیاید، این مسئله وجود داشته و می‌توان گفت تقریباً فضای دوقطبی شکل گرفته و سبب شده است که بین مردم شکافی ایجاد شود و این موضوع به سادگی قابل حل نیست. همه این تنش‌های اخیر بین طرفداران و مخالفان آقای «ترامپ» سر همین مسائل است. مسئله هویتی تا جایی پیش رفته است که حتی در بحث سرنگونی یا جمع کردن مجسمه‌هایی خاص بروز پیدا کرده است.
 برای نمونه، هفته پیش که سالگرد ورود «کریستف کلمب» به آمریکا بود و جشن‌هایی به این مناسبت برگزار می‌شود، چند سالی است که مردم بعضی از ایالت‌ها اعتراض می‌کنند که چرا باید جشن بگیریم و این تاریخچه‌ای نیست که به آن افتخار کنیم. یا مثلاً با مجسمه فلان سردار جنگ‌های داخلی که مخالف یکپارچه شدن آمریکا بوده و در واقع جدایی‌طلب بوده است، مخالف هستند و می‌گویند نباید مراسم جشن و بزرگداشت برگزار شود و مجسمه‌اش را در شهر داشته باشیم؛ در واقع آمریکایی‌ها با المان‌های تاریخی خود دچار درگیری و بحران هویتی شده‌اند که همه این مسائل در انتخابات تأثیر می‌گذارد.
آنچه به نظر بنده در این دوره از انتخابات آمریکا مهم است، همین مسائل هویتی و اجتماعی است، چراکه در نتیجه انتخابات اثرگذار است و این مسائل هنوز به مرحله‌ای نرسیده است که روی روند انتخابات و شرکت نکردن مردم اثر بگذارد و آنها را با صندوق‌های رأی بیگانه کند. منتها مسئله‌ای که الان وجود دارد، رقابت اصلی در بیدار کردن برگه رأی خاموش است که یک بخشی از این برگه‌های رأی خاموش را سفیدپوست‌های طبقه کارگر و بخش دیگر را رنگین پوست‌های اقلیت‌هایی تشکیل می‌دهند که عمدتاً از قشر ضعیف هستند.
یکی از شعارهایی که آقای «ترامپ» داد و در واقع جزء برنامه‌هایش بود، بحث مقابله با مهاجرت و ایجاد اشتغال بود. مشاغلی که مهاجرین در آن به کار گرفته می‌شوند، مشاغل رده پایین، کارگری و ارزان قیمت است که این موضوع، یعنی فرصت‌های شغلی از طبقه کارگر سفید پوست گرفته می‌شود. نکته قابل توجه این است که حزب دموکرات طرفدار مهاجرین، پناهندگی و تابعیت دادن و حق شهروندی به آنهاست؛ لذا طبقه کارگر سفیدپوست که کشاورز یا کارگر است، دل خوشی از این تصمیم‌های مهاجرپذیری دموکرات‌ها ندارند، بنابراین طبیعی است که هنگام رأی‌دهی به سمت «ترامپ» متمایل شوند.
از طرف دیگر، در چند ماه اخیر آمریکا با بحث‌های نژادپرستی درگیر بوده است. تقریباً از 60 سال که جنبش حقوق مدنی شکل گرفت، درباره این قانون فرهنگ‌سازی نشد و صرفاً با قانون اعمال شد و آن فرهنگ و بدنه سفیدپوست‌های آمریکایی‌تبار که خود را صاحب آمریکا می‌دانستند، از بین نرفته‌اند و صرفاً در لانه‌های خود خزیده و ساکت شده‌اند.

از این رو در پنج یا شش سال اخیر به ویژه با نگاه‌هایی که ترامپ داشته، مجال‌هایی به وجود آمده که این افراد می‌توانند ابراز وجود کنند. ماجراهای شلوغی‌های اخیر و نژادپرستانه که همه ما آن را تقبیح می‌کنیم، رویکردش فعال و بیدار کردن آن بدنه سفیدپوست آمریکایی است که برای «ترامپ» حتماً مثبت و مؤثر است. از طرف مقابل «بایدن» باید سیاه‌پوست‌ها به خصوص آنهایی را که رأی نمی‌دادند به رأی دادن فعال کند.


وحدت در دشمنی با ملت ایران

ابوالفضل عمویی – سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس

بنابه اعتقاد تحلیلگران داخلی آمریکا، این انتخابات یکی از مهم‌ترین انتخابات در سال‌های گذشته آمریکا بوده و روند رقابت‌ها به شدت تشدید شده و موضوعات مختلفی در این مسیر تأثیرگذار است. برآوردها نشان می‌دهد، میزان مشارکت در این دوره از انتخابات آمریکا می‌تواند بالا باشد. مؤسسات نظرسنجی، پیش‌بینی کرده‌اند میزان مشارکت در آمریکا حدود 65 درصد باشد که نسبت به دوره‌های قبلی که متوسط حدود 50 درصد بوده، عدد بالایی است. تا کنون حدود 38 میلیون نفر پیش از آغاز رسمی انتخابات رأی خود را به صورت پستی یا حضور در سر صندوق‌های رأی ریخته‌اند که عدد بسیار بالایی است و84 میلیون نفر تا امروز درخواست برگ رأی پستی کرده‌اند که این می‌تواند حدود نیمی از رأی‌دهندگان آمریکایی باشد. درباره چرایی بالابودن میزان مشارکت در این دور از انتخابات، می‌توان به بالاگرفتن بسیار زیاد مباحث سیاسی، دوقطبی شدن انتخابات و… اشاره کرد.
آمریکایی‌ها بعد از شیوع کرونا با موضوع چالش اشتغال مواجه شده‌اند و بیکاری در این کشور رشد زیادی پیدا کرده است و بخش‌هایی از جامعه آمریکا با چک‌های هزار دلاری که درب خانه‌های آنها می‌رود، زندگی می‌کنند و بیکاری به حد بالایی رسیده که در 30 سال گذشته سابقه ندارد. علاوه بر اینها نوع مواجهه دو نامزد که به نوعی دوقطبی را در فضای سیاسی آمریکا شکل داده‌اند، خیلی شدید شده است و دموکرات‌ها به شدت نسبت به مدیریت ترامپ در ایام قبل از انتخابات منتقد هستند. ترامپ در مراحل اولیه مدیریت خود دستاوردهایی در اقتصاد آمریکا داشته و توانسته بود موضوع اشتغال را بهبود ببخشد، اما با شیوع کرونا عمده این دستاوردها از بین رفت و به زیر شاخص‌های روی کارآمدنش رسید. موضوعاتی مانند مواضع ترامپ در موضوع نژادپرستی، مورد چالش و انتقاد طرف‌های مخالف اوست و گاهی سوگیری‌هایی از ترامپ، سمت کسانی که آنها را سفیدبرترپندارها می‌شناسیم، دیده می‌شود و هم اینکه اقدامات پلیس آمریکا در کشتن یا فلج کردن رنگین پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها واقعا اقدامات ضد حقوق بشری است و جامعه آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. جنبش «جان سیاهان مهم است» جنبش مؤثر و بزرگی است که توانسته در انتخابات تأثیر بگذارد. از این جهت انتخابات آمریکا به شدت به یک وضعیت دوقطبی رسیده است.
در شرایط فعلی، مناظره اول بین «ترامپ» و «بایدن» بسیار چالشی و تند بود و توهین‌ها و مسائل خلاف ادب در آن زیاد رد و بدل شد و فضای این انتخابات را تندتر کرد.«بایدن» هم نشان داد که به اندازه ترامپ می‌تواند بی‌ادب باشد که یک روی سیاهی از دموکراسی آمریکایی را در این مسیر نشان دادند. بعد از اینکه ترامپ دچار بیماری کرونا شد، افت سنگینی در نظرسنجی‌ها کرد و الان که 13 روز به انتخابات مانده است، متوسط نظرسنجی‌های عمومی نشان می‌دهد که «بایدن» بین 8 تا 10 درصد جلو است، اما در انتخابات آمریکا لزوماً نظرسنجی و آرای عمومی مهم نیست، بلکه آرای الکترال کالج مؤثر است که مربوط به 51 ایالتی است که در آمریکا حضور دارند. بخش عمده‌ای از این 51 ایالت مواضع ثابت دارند و قرمز و جمهوری‌خواه یا آبی و دموکرات شناخته می‌شوند. اما حدود 7 ایالت، از جمله ایالت‌های «پنسیلوانیا» «کارولینای شمالی» «ویسکانسین» «میشیگان» «آریزونا» و «اوهایو» ایالت‌هایی هستند که در انتخابات تعیین‌کننده هستند. در نظرسنجی‌ها، «بایدن» در شش ایالت جلوتر است، اما تا روز انتخابات ممکن است تحولات زیادی شکل بگیرد؛ از جمله موضوع مهمی که پیش روی ماست، مناظره سوم یا به تعبیر دیگر مناظره آخر بین «بایدن» و «ترامپ» است که می‌تواند تعیین‌کننده باشد. بحث بعدی، موضوع شمارش آرای پستی است؛ تا الآن 84 میلیون نفر درخواست برگه پستی رأی کرده‌اند و شمارش آرای پستی در ایالت‌ها، عمدتا تا روز انتخابات آغاز نمی‌شود، اما بعد از روز انتخابات ممکن است شروع شود. عده‌ای از افراد هم که می‌توانند نیمی از شرکت‌کنندگان در انتخابات باشند، سر صندوق رأی می‌روند و رأی می‌دهند، لذا نحوه شمارش آرای پستی و اعتبار آنها موضوع چالشی در این دوره خواهد بود. تیم «ترامپ» تا الان حاضر نشده اعلام کنند که ما نتیجه انتخابات را می‌پذیریم، بلکه شروطی را بر پذیرش انتخابات می‌گذارند و اگر دموکرات‌ها نتوانند با فاصله بالا به یک پیروزی قاطع دست پیدا کنند، با چالش مواجه خواهند شد و طرفداران ترامپ که بخشی از آن جامعه آمریکا هستند که مواضع تند و خلاف منطقی می‌توانند داشته باشند، به این راحتی آن را نمی‌پذیرند. همچنین فروش سلاح در ایام انتخابات و هم در دروه تبلیغاتی افزایش پیدا کرده که می‌تواند تأثیراتی در ناامنی داشته باشد و این چالشی است که ممکن است آمریکایی‌ها در روزهای آتی با آن مواجه شوند.
درخصوص مواضع سیاست خارجی آمریکا با کشورها می‌توان گفت، بین نامزدها انتقادهایی در برخی موارد وجود دارد؛ از جمله تفاوت‌هایی که حداقل در گفتار در ایام انتخابات شنیده می‌شود، انتقادات اساسی است که دموکرات‌ها و تیم «بایدن» به «ترامپ» در سیاست خارجی دارند که ترامپ به صورت یک‌جانبه از بسیاری توافقات بین‌المللی خارج شده است؛ مانند خارج شدن از پیمان «تی پی پی» یا همکاری‌های فرا اقیانوس آرام، توافق پاریس، عضویت در سازمان بهداشت جهانی، عضویت در بعضی مجامع بین‌المللی و نقض توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است، به هر حال رفتارهای یکجانبه ترامپ مورد نقد دموکرات‌هاست و شعار اصلی تیم «بایدن» در حوزه سیاست خارجی بازگشت به اتحادهای آمریکایی؛ به ویژه با کشورهای اروپایی و همینطور بازگشت به مجامع بین‌المللی است تا از طریق همکاری با مجامع بین‌المللی اهداف آمریکایی دنبال شود.
این تفاوت رویکرد و روشی است که بین طرفین در موضوعات مختلف وجود دارد، اما متأسفانه بعضی مواضع ظالمانه آمریکا از سمت طرفین مورد وحدت است؛ دموکرات‌ها تا پیش از این با انتقال سفارت آمریکا در رژیم صهیونیستی از تل‌آویو به قدس مخالف بودند، اما ترامپ این کار را انجام داد و بایدن نیز اعلام کرد ما مجدد این سفارت‌خانه را از قطب تل‌آویو برنمی‌گردانیم، لذا در این موضع موافق هستند.

 بحث سر این است که «بایدن» هم در مواضع خود اعلام کرده که می‌خواهند فشار بر جمهوری اسلامی را حفظ کنند، اما روش متفاوتی دارند و در اهداف یکی هستند. «بایدن» در آخرین مقاله برای سی‌ان‌ان با عنوان «راه‌های هوشمندانه‌تری برای اعمال فشار به ایران» نوشت، راه‌های هوشمندانه‌تری برای اعمال فشار به ایران وجود دارد و در واقع در اعمال فشار بر ایران هر دو تا موضع یکی دارند؛ فقط «بایدن» احساس می‌کند تیمش راه‌های هوشمندانه‌تری می‌تواند برای این فشار پیدا کند، به همین دلیل عمده تفاوت آنها در رویکردهاست و مسائل اصلی و راهبردی سیاست‌های آمریکا از طریق این ساختارهای سیاسی شکل می‌گیرد.


اگر ترامپ ببازد چه می شود؟

محمدعلی شفیعی- کارشناس مسائل آمریکا

بحث سیاه‌پوست‌ها در انتخابات آمریکا به دلیل بلوک رأی در ایالت‌هایی است که بیشتر در آن تجمع داشته و رأی معمولی‌ای که دارند و معمولاً اکثریت آرای‌شان به نفع دموکرات‌هاست. طبیعتاً یک بلوک رأی مهم است؛ چرا که جمعیت 13 درصدی آنها در نتیجه نهایی انتخابات تأثیرگذار است. کمترین حضور سیاه‌پوست‌ها در انتخابات سال 2016 بود؛ زیرا از اوباما به نوعی دلسرد و ناامید شده بودند و امیدی به تغییر شرایط نداشتند، اما ناآرامی‌هایی که در چند ماه اخیر اتفاق افتاد، سبب شد که اینها دوباره خود را در صحنه حاضر ببینند و تأثیرگذاری خود را احساس کنند. اما از آن طرف از روزی که این شلوغی‌ها شروع شد «ترامپ» از این فرصت برای دامن زدن به اختلاف و شکاف بین سفیدها و سیاه‌ها استفاده کرد و این حرکت‌های سیاه‌پوست‌ها به نوعی کسانی را که به آمریکایی‌های سنتی سفیدپوست اعتقاد داشتند، تحریک کرد که آنها هم حضور بیشتری داشته باشند؛ سفیدپوست‌هایی که معمولاً در حاشیه شهرها هستند و سطح تحصیلات پایین‌تری دارند، معمولاً به شکل خیلی پررنگ در انتخابات شرکت نمی‌کنند، اما این جریانی که اتفاق افتاد و اینکه ترامپ به این اختلاف‌ها دامن زد، یک ترسی در آنها به وجود آورد که آنها را هم در شرکت در انتخابات خیلی تهییج کرد. به همین دلیل خیلی نمی‌توان گفت، حضور بیشتر سیاه‌ها در این دوره که تقریباً قطعی است و بیشتر شرکت خواهند کرد، تأثیر خیلی چشمگیری به نفع دموکرات‌ها داشته باشد؛ چراکه از آن طرف هم سفیدپوست‌هایی که در واقع به نوعی می‌توان گفت نژادپرست هستند یا موقعیت خود را متزلزل می‌بینند هم بیشتر در انتخابات شرکت خواهند کرد.درباره وضعیت این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا می‌توان گفت، این دوره روز به روز متغیر است، اما آنچه قطعی است این است که واضح و مشخص است که حتی اگر آقای «ترامپ» پیروز شود، طرفداران به نوعی رادیکال‌تر «بایدن» و کسانی که مخالف سرسخت «ترامپ» هستند، حداقل اینکه اردوکشی خیابانی داشته باشند و حامیان «بایدن» و حزب دموکرات هم آرام نخواهند نشست و احتمالاً از طریق حقوقی اقداماتی در راستای اینکه مثلاً آرا در بعضی ایالت‌ها ممکن است اشتباه شمرده شده باشد، خواهند کرد.از آن طرف هم اگر «ترامپ» بازنده انتخابات باشد، از همین الآن صریحاً هم اعلام کرده که من نتیجه را خیلی راحت قبول نمی‌کنم و کم کم شواهدی هم بر وجود تقلب در انتخابات نشان می‌دهند؛مانند اینکه برخی‌ها می‌گویند ما دیدیدم که آرا را در زباله ریخته‌اند یا چند روز پیش یک صندوقی پیدا شد که آرای داخل آن سوخته بود که اینها را نشانه‌هایی بر وجود تقلب خواهد دانست و خیلی راحت نتیجه را قبول نمی‌کند. بعید است در سوم نوامبر رئیس‌جمهور بعدی آمریکا را بشناسیم. به حتم دعواهای حقوقی طولانی‌مدتی به وجود خواهد آمد و حداقل یک ماه تا یک ماه و نیم بعد از انتخابات، درگیری حقوقی خواهند داشت و همزمان به طور قطع در ادامه این اتفاقاتی که افتاده، اردوکشی‌های خیابانی از حامیان دوطرف رخ خواهد داد.در واقع رأی‌گیری زودهنگام در آمریکا به وجود آمده است و مردم می‌توانند آرای خود را به صورت پستی ارسال کنند، اما تا روز انتخابات شمارش نمی‌شود؛ یعنی روز انتخابات در پاکت‌ها باز و شمارش می‌شود. گفتنی است، در هر ایالت سازوکاری وجود دارد که قدری متفاوت است، اما کلیت این است که آرا در روز انتخابات شمرده و با آرای حضوری هر ایالت جمع زده می‌شود. الان رأی‌گیری غیرحضوری زودهنگام هم شروع شده و مردم زودتر از انتخابات سر صندوق رأی می‌روند و رأی خود را داخل صندوق می‌اندازند که این دو فرآیند شروع شده است. لذا یک حس تقلبی به وجود آمده که آرایی را که به نفع ترامپ است، از بین می‌برند و شمارش نخواهند شد و ترامپ این موضوع را دال بر تقلب خواهد دانست. از طرف دیگر از روزی که «ترامپ» وارد دولت شد، شرکت«آمازون» تا حد زیادی از او حمایت می‌کرد، البته خیلی آشکار نبود. در حال حاضر که نزدیک به مراسم شکرگذاری و کریسمس هستند، این شرکت حراج‌هایی را برگزار کرده که فشار زیادی به شرکت پست وارد کرده و شرکت پست در رساندن آرای پستی دچار مشکل شده است. برخی‌ها این را در جورچین «ترامپ» و هماهنگ شده می‌دانند که این فشار به شرکت پست وارد شود که تا تاریخ اعلام شده، آرا برای شمارش نرسد که اگر این اتفاق بیفتد، آن آرا را باطل می‌کنند. این اتفاق برای «ترامپ» موفقیت‌آمیز است؛ چراکه در ابتدا «ترامپ» به شدت با آرای پستی مخالف بود و می‌گفت نباید رأی‌گیری به این شکل باشد؛ چون تقلب می‌شود، اما حالا که مجبور به اجرای آن شده‌اند، قطعاً سعی می‌کنند به بدترین نحو ممکن انجام شود تا بتواند به نفع خود استفاده کند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید