بیش از 100 روز از روی کار آمدن دولت سیزدهم می‌گذرد. دولتی که میراث‌دار بدترین شاخصه‌های اقتصادی ایران طی نیم قرن اخیر است. کابینه سیزدهم در حالی اقتصاد ایران را به دست گرفته که پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد، بودجه سال جاری عملاً با چیزی حدود 400 هزار میلیارد تومان کسری مواجه خواهد بود؛ بودجه‌ای که البته دولت جدید نقشی در تدوین و تهیه آن نداشته است. اگرچه راهکارهایی، چون فروش اوراق یا واگذاری دارایی‌های دولتی به عنوان راهکارهای جبران کسری بودجه مطرح می‌شود؛ اما عمده کارشناسان اقتصادی افزایش درآمدهای ارزی از طریق صادرات غیرنفتی را تنها راه خروج کشور از این وضعیت می‌دانند. صبح صادق در گفت‌وگویی با جمشید نفر، رئیس سابق کمیسیون صادرات اتاق ایران وضعیت صادرات غیرنفتی و موانع پیش روی آن را بررسی کرده است.

به عنوان سؤال اول می‌خواستم ارزیابی‌تان را از وضعیت صادرات کشور بفرمایید. به هرحال دولت جدید روی کار آمده و یکی از شعارهایش تمرکز بر صادرات به خصوص صادرات به کشورهای همسایه است. به نظرتان در همین مدت کوتاه 100 روزه تغییر محسوسی در کشور ایجاد شده است؟
تجربه برخی دوره ها نشان داده ما عموماً در ابتدای هر دوره جدید از ریاست‌جمهوری، شعارهای فوق‌العاده خوبی از سوی مسئولان و دولتمردان جدید می‌شنویم که در ابتدا ما را بسیار خوشحال و امیدوار می کند؛ اما در ادامه روند دولت‌ها، متأسفانه متوجه می‌شویم که این شعارها قرار نیست محقق شوند. دلیلش هم این است که گویا متأسفانه یک مافیای اقتصادی در کشور وجود دارد که منافع آنها خیلی مهم‌تر از منافع کل کشور و اهداف ملی ماست. با این حال، باید اذعان داشت برای همین چند ماهی که دولت جدید مستقر شده است، من شخصاً خیلی امیدوارم. امیدواری من به این دلیل است که طی هفته‌های گذشته جلسات مستقیمی را با معاون وزیر صمت و رئیس سازمان توسعه تجارت داشتیم که احساس کردم وی تجربیات خوبی در زمینه صادرات دارد و چه در زمانی که مسئولیت‌هایی را در آستان قدس رضوی و چه زمانی که در وزارت نفت بر عهده داشته، نگاه بسیار درستی به امر صادرات دارد. لذا من در حوزه فعالیت خودم امیدوارم این نگاه، در ادامه مسیر تا پایان دولت سیزدهم نیز پایدار بماند. اما اگر بخواهم درباره وضعیت صادراتی کشور نکاتی را بگویم، ابتدا باید بدانیم صادرات ما چه مشکلات اساسی‌ای دارد؟ به نظر من سه موضوع وجود دارد که حتی من بین این سه موضوع نمی‌توانم اولویت را مشخص کنم و به نظرم هر سه مورد در یک حد اهمیت دارند. اولین و مهم‌ترین مسئله‌ای که من در زمینه صادرات باید بگویم، این است که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که متأسفانه فرهنگ صادراتی نداریم؛ یعنی نه تنها این فرهنگ میان مسئولان ما نیست، بلکه بین آحاد مردم ما هم وجود ندارد. در واقع، مردم ما هم به این توجه و باور نرسیده‌اند که چنانچه صادرات ما به ریل بیفتد و حرکت کند، همه مشکلات اقتصادی جامعه ما حل خواهد شد. مسئله دوم این است که ما چون تا سال 1397 صرفاً کشوری بودیم که بر مبنا و محور نفت اداره می‌شد، همه سرمایه‌گذاری‌های‌مان را در این بخش انجام می‌دادیم و به صادرات غیر نفتی کشور و ظرفیت‌های داخل کشور هیچ توجهی نداشتیم، برای همین هم نتوانستیم زیرساخت‌های لازم را برای صادرات کشور اعم از جاده، راه، لجستیک، پایانه‌ها و… فراهم کنیم. سومین مسئله این است که ما در سال 1397 که با تحریم‌های عجیب و غریب در سطح تاریخ مواجه شدیم، یک مسیر ساده را به یک مسیر مشکل و پیچیده تبدیل کردیم و آن هم مسئله پیمان‌سپاری ارزی و درست کردن سامانه‌های نیما، سنا و… و ایجاد نرخ‌های متعدد برای ارز بود که امروز بعد از تجربه سه سال گذشته متوجه شده‌ایم همه این مسیرهایی که رفتیم، اشتباه بوده است.
چرا این مسیر اشتباه بوده و اگر به گذشته برگردیم، دولت باید اقدامی انجام دهد؟
این مسیر اشتباه بوده است؛ چون به نتیجه‌ای که قرار بود برسیم، نرسیده‌ایم. طبیعتاً قرار و رسالت ارز نیمایی این بود که با توجه به تحریم نفت و کمبود ارز، بتوانیم با ایجاد یک بالانس و تعادل ارزی بین صادرات غیر نفتی و مایحتاج و کالاهای مورد نیاز کشور طوری عمل کنیم که قیمت ارز نیمایی کنترل شود؛ چرا که بالا رفتن قیمت ارز نیمایی می‌تواند باعث تورم و کاهش تجارت بین‌المللی کشورمان شود، ولی آیا پس از گذشت سه سال ما در این قضیه موفق شدیم؟ شما می‌بینید که نرخ ارز و نرخ تورم به شدت بالا رفت و زمینه اشتغال در بنگاه‌های ما کاهش پیدا کرد و حتی در جاهایی که ما احساس می‌کنیم موفق بودیم نیز واقعاً موفق نبودیم. بنابراین بزرگ‌ترین لطمه‌ای که ما طی این سال‌ها خوردیم، از تحریم‌های آمریکا نبود؛ بلکه ما خودمان آمدیم و خودمان را تحریم کردیم. صادرات یک امر ساده و پیش‌پاافتاده نیست؛ بلکه امر بسیار پیچیده‌ای است. برای اینکه صادرکننده موفق شود، به حمایت‌های فوق‌العاده شدید دولتی نیاز دارد تا بتواند در صحنه بین‌المللی موفق عمل کند. به نظر می‌رسد، اگر بخواهم تشابهی بین صادرات و ورزش داشته باشیم، باید صادرات را عین مسابقات المپیک و نه جهانی و قاره‌ای و… دانست. در صادرات شما وارد بازاری می‌شوید که در آن بازار، بهترین‌های دنیا حضور دارند. کما اینکه در المپیک نیز، بهترین‌های دنیا آن هم در بهترین شرایط آمادگی خود شرکت می‌کنند. ضمن اینکه اصولاً در المپیک هر شرکت‌کننده‌ای امکان حضور ندارد و حتما باید رکوردهایی را ثبت کرده و از رقابت‌هایی سربلند بیرون آمده باشد تا امکان حضور در المپیک را داشته باشد.
به نظرتان مهم‌ترین ویژگی‌هایی که می‌تواند یک اقتصاد را در امر صادرات موفق کند، چیست؟
ببینید به طور کلی صادرات دو اِلمان مهم با عنوان «قیمت» و «کیفیت» دارد؛ یعنی شما برای موفقیت در صادرات، باید هر روز کیفیت را افزایش و قیمت را کاهش دهید. حالا سؤال این است که آیا محیط تولید ما اینطور است؟ سالیان سال و تا آن زمانی که بودجه ما بر مبنای درآمدهای نفتی تدوین می‌شد، دست مسئولان و دولت‌های مختلف ما همواره روی فنر نرخ ارز بود. در حقیقت، ما با ثابت نگه داشتن نرخ ارز در سال‌هایی که درآمد ارزی بالایی داشتیم، به تولیدکنندگان خارجی یارانه می‌دادیم. بعد از ماجراهای دهه 90 و تحریم‌های نفتی، دست ما از روی فنر نرخ ارز برداشته شد. در شرایطی که قاعدتاً باید 10 برابر شدن قیمت ارز فقط طی دوسال و بعد از سال 1397 یک فرصت مناسب و استثنایی برای صادرات کشور به شمار می‌رفت، ما نه تنها جهشی در صادرات نداشتیم؛ بلکه با کاهش 10 درصدی صادرات نیز مواجه شدیم. همه اینها نشان می‌دهد، سیستم سیاست‌گذاری ما درست کار نکرده و مشورت‌هایی که به سیستم سیاست‌گذاری ما داده می‌شود نیز مشورت‌های درستی نیست و جامعه ما به صورت زنجیره برای توسعه به همدیگر لینک نشده است؛ یعنی ما جزیره‌ای تصمیم می‌گیریم، جزیره‌ای فکر می‌کنیم و جزیره‌ای عمل می‌کنیم. در هفته‌های گذشته که در جلسه‌ای با وزیر صمت و رئیس سازمان توسعه تجارت حضور داشتم، آنجا مواردی ذکر شد که صادرکنندگان خیلی امیدوار شدند تا قطار صادرات ما روی ریل اصلی حرکت خود قرار بگیرد؛ اما متأسفانه چند روز بعد 40 نفر از نمایندگان مجلس طرحی را با عنوان جرم‌نگاری صادرکنندگان به هیئت رئیسه مجلس تحویل دادند؛ یعنی دو حرکت کاملا در تضاد هم رخ می‌دهد، آن هم در زمانی که همه مردم خوشحالند که به هرحال دولت و مجلس یکدست شده‌اند و قرار است در یک مسیر و به نفع مردم و اقتصاد حرکت کنند.
عمده صادرکنندگان به شدت از عملکرد و تصمیمات ارزی بانک مرکزی در دوران ریاست آقای همتی گلایه داشتند. تعامل بانک مرکزی با صادرکنندگان چگونه بود؟
در اینکه بانک مرکزی باید روی ارز حاصل از صادرات نظارت داشته باشد، هیچ شکی نیست و ما هم کاملاً با آن موافقیم؛ ولی با توجه به ماهیت صادرات و اینکه رقابت در بازار و انجام صادرات همانطور که گفتم شبیه بازی‌های المپیک در ورزش است و طبیعتاً قبل از حضور ورزشکاران در المپیک باید آنها را آماده و از آنها حمایت کرد شما ببینید بانک مرکزی با صادرکنندگان چه کرد؟ روش‌هایی را تعیین کرد که شما باید در این روش‌ها، پول‌تان را وارد کشور می‌کردید. همان طور که می‌دانید حدود 70 درصد صادرات غیر نفتی ما با ارزهایی بود که به نوعی دولتی بودند و در اختیار شرکت‌های پتروشیمی و فولادسازی و… قرار داشتند که من اصلا درباره آن بحثی ندارم، چون اگر خوراکی که به پتروشیمی‌ها یا سنگ آهکی که به فولادی‌ها داده می‌شود با یک قیمت ترجیحی بود تا برایشان سودآور باشد برای آن 30 درصد مابقی صادرات این حالت به هیچ وجه وجود نداشت؛ یعنی صادرکنندگان باید با نرخ ارز آزاد مواد اولیه مورد نیازشان را تأمین می‌کردند و با نرخ ارز آزاد هزینه‌های‌شان را انجام می‌دادند و بعد کالای خود را صادر می‌کردند. حالا اگر قرار باشد با ده درصد زیر قیمت بازار‌ـ یعنی نرخ نیما‌ـ ارزشان را وارد کشور کنند و با توجه به تحریم‌ها نیز حدود 10 درصد برای آوردن این ارزها به کشور هزینه کنند، طبیعتاً انگیزه‌ای برای صادرکننده نمی‌ماند. از این رو این موضوع اصولاً غیر عملیاتی بود. برای همین هم بود که تا به حال چندین بار تصمیم گرفتند تا به کسانی که ارزهای سال 1397 را تسویه نکردند، زمان بدهند. این یک واقعیت بود که البته معلول یک بخشنامه غلط بود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید