استکبارستیزی اولویت سیاسی دانشجو

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور در ابتدای این هفته به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، به دانشگاه شهیدبهشتی رفت تا با حضور در جمع دانشجویان که به همین مناسبت در آنجا گرد آمده بودند، سخنرانی کند. دکتر روحانی در این سخنرانی از انقلاب مشروطه، عزت‌خواهی و استقلا‌طلبی ملت، خانه احزاب نبودن دانشگاه، کارگاه سیاست بودن دانشگاه، نقاد بودن دانشجو، لزوم توازن بین آرمان و واقعیت، قدرت ملی و اقتصاد، نقش ایران در جلوگیری از جنگ جدید در منطقه، چرخش همزمان سانتریفیوژ و چرخ زندگی مردم، پایبندی دولت به وعده‌ها، نیاز جامعه به تحمل و بردباری، بسیج ۷۵ میلیونی، دیده‌بان بودن دانشگاهیان در علم و عقلانیت و… سخن گفت. بسیاری از این موضوعات، نکاتی است که مردم و دانشجویان مایلند رئیس‌جمهورشان درباره آنها سخن بگوید و قطعاً آثار سودمندی بر آن مترتب است؛ لکن به نظر می‌رسد امکان طرح این مسائل در فرصت‌های دیگر هم مقدور بود و حتی بخش قابل‌توجهی از آن در جلسه آینده‌ای که رئیس‌جمهور به دانشجویان وعده داد که زمانش هم دور نیست، قابل ارائه است و چه بسا بهتر بود دکتر روحانی وقت این نشست را صرف صحبت درباره موضوعاتی می‌کرد که با فلسفه این نشست ارتباط دقیق‌تری داشت و زمان کوتاهی را به بیان برخی از موضوعات پیش گفته اختصاص می‌داد تا اقتضای حال هم مراعات می‌شد. به نظر می‌رسد با لحاظ کردن فلسفه ۱۶ آذر، روز دانشجو که همانا مفهوم دانشجویی «استبکارستیزی» است، در این جلسه جای پرداختن به محورهای زیر بود:
۱ـ علت نام‌گذاری؛ هنوز هزاران دانشجو و ده‌ها هزار فارغ‌التحصیل دانشگاه هستند که یا اطلاع درستی از حادثه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ ندارند و یا اطلاع آنها اندک است و شاید هم اطلاعات غلط دارند. در میان کسانی هم که اطلاعات درستی از آن رخداد دارند، بخش قابل‌توجهی درک و شناخت تحلیلی ندارند و قادر نیستند بین این حادثه بزرگ با مسائل پیش و پس از آن رابطه صحیح ایجاد کنند تا درک درستی از اتفاقات آن دوران و مسائل بعدی و نقش دانشجویان در تحولات پیدا کنند. بسیاری با اینکه با چشمان خود آن حادثه را دیدند و یا همان زمان و بعدها حقیقت ماجرا به گوش‌شان خورد نتوانستند، دست جنایتکار استکبار را که از آستین رژیم پلید پهلوی بیرون آمد و دانشگاه و دانشجویان را به خاک و خون کشاند، ببینند و این در حالی است که بسیاری از دانشجویان مبارز و مخالف رژیم گذشته با سکو قرار دادن این حادثه در مسیر آگاهی و مبارزه قرار گرفتند و باعث شدند تا در فرایند انقلاب اسلامی سهم دانشجویان برجسته و فربه دیده شود، در مقابل این گروه دانشجویانی نیز بودند و هستند که هیچ‌گاه به این حقیقت واقف نشدند؛ مردم عادی که جای خود دارد.
۲ـ ارزش ۱۶ آذر؛ شاید با گذشت شصت سال از ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ برخی بر این نظر باشند که ۱۶ آذر به تاریخ پیوسته و تنها ارزشی تاریخی پیدا کرده که با بزرگداشت و یادآوری تشریفاتی حق آن ادا می‌شود. احتمالاً چنین نظری درباره بسیاری از حوادث تاریخی صدق می‌کند. کما اینکه تنها به ذکری از آن بسنده می‌شود، اما با جرئت و به اتکای استدلال و شواهد گوناگون می‌توان ادعا و اثبات کرد که ۱۶ آذر در زمره آن دسته از حوادث تاریخی نیست که با ذکر یادی از آن می‌توان گذشت. اگر در وضعیت موجود با این رخداد این‌گونه رفتار شود به معنای از دست دادن سرمایه ارزشمندی است که توان زیادی در هدایت افکار دانشجویی و مردمی برای شناخت اصلی‌ترین دشمن انقلاب دارد.
اگر دست جنایتکار استکبار که در ۱۶ آذر آن جنایت را آفرید قطع شده بود و یا پس از انقلاب همچنان در پی جنایت‌آفرینی در این کشور نبود و حتی اگر در حال حاضر هم نگاه طمع آمیزش را از نظام اسلامی برگرفته بود، امکان یادآوری صرف ۱۶ آذر وجود داشت، اما استکبار در حال حاضر بیش از گذشته برای به زانو درآوردن و نابود کردن انقلاب اسلامی توطئه و تلاش می‌کند، در این صورت چگونه می‌توان این تلاش‌های شیطانی و استکباری را ندید و در روزی که دست استکبار به خون آلوده شده است از استکبار سخن نگفت. فراموش نشود موضوع اصلی و هسته ۱۶ آذر استکبار است و بس.
۳ـ باقی ماندن ابعاد پلید استکبار؛ امضای توافقنامه هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ که نمایندگان آمریکا در آن نقش پر رنگی داشتند برخی را که به دو دسته تقسیم می‌شوند به اشتباه انداخته که با امضای این توافقنامه همه اختلافات ایران و آمریکا حل شده و تا چند ماه آینده روابط عادی می‌شود. این دو دسته عبارتند از: ۱ـ کسانی که با وجود حضور و زندگی در ایران هیچگاه در صف مردمی که طی سال‌های طولانی مقابل آمریکا ایستاده و مبارزه می‌کنند، نبودند و به سبب دلبستگی‌های بیش از حد به دنیا، همیشه مترصد آن بودند تا با اتفاقی هر چند با قربانی شدن منافع ملت ایران و دستاوردهایی که بابتش هزینه‌های کلان مادی و معنوی پرداخت شده، پای آمریکا به ایران باز شود تا آنها از مواهب مادی شیطان بزرگ برخودار شوند. هر گاه مباحثی درباره مذاکره ایران و آمریکا در می‌گیرد، معمولاً این دسته فقط به سبب رفاه‌زدگی، خوشحال‌ترین مردم در ایران هستند و عکس آن هم صدق می‌کند. ۲ـ کسانی که از یک طرف به سبب گوش سپردن به رسانه‌های رنگارنگ دشمن با شنیدن و دیدن اخبار و برنامه‌های کذب فریب می‌خورند و از طرف دیگر هم به سبب فریفته شدن در برابر تبلیغات پر زرق و برق دشمن در حسرت به پایان رسیدن دوران منازعه و فرا رسیدن نوبت دسترسی به فراورده‌های جذاب و پرکشش استکبار به سر می‌برند. شاید دسته‌های دیگری در محدوده‌های کوچک‌تری را نیز بتوان به این دو دسته اضافه کرد؛ اما در هر صورت حقیقت این است که اختلافات هسته‌ای تنها تشکیل‌دهنده بخشی از مناقشات سنگین انقلاب با استکبار است و ایران هم در این برهه فقط درباره مسائل هسته‌ای با آن توافق کاملاً مشروطی داشته و اختلافات اساسی در سایر مسائل که ابعاد خطرناکی از چهره استکبار در آن مشهود است به قوت خود باقی مانده که لازم است دقیق و کافی تشریح شود.
۴ـ تداوم مبارزه مردم ایران با استکبار؛ مردم ایران با اعتماد به دیدگاه و نظر مسئولان نظام و دریافت اطلاعات کلی وجزئی از رفتار تاریخی استکبار با ملت ایران و مشاهده موارد عدیده از دشمنی استکبار با خود و آگاهی و لمس هزینه سنگینی که باید بپردازند و پیشتر نیز پرداخته‌اند، مبارزه با استکبار را انتخاب کردند و پای آن ایستادند. با اینکه در رویارویی این مردم با استکبار تزلزلی ایجاد نشده، اما این حق را دارند که در مناسبت‌های خاص چرایی و ارزش مقابله آنها با استکبار بازگو شود تا با احساس غرور و سربلندی به سبب انتخاب راه درست و ایستادگی در آن، انگیزه‌شان برای تداوم مبارزه بیشتر و قوای‌شان تقویت شود. شایدیکی از عوامل اصلی و موثر در حفظ حضور مقتدرانه مردم ایران در معرکه پیکار با آمریکا تجدید شدن یاد و رفتار چپاولگرانه استکبار و به روز شدن اخبار و اطلاعات آنها در این باره است. چه کسی می‌تواند بگوید اطلاع مردم ایران از جنایات چند ساله آمریکا در عراق، افغانستان، پاکستان، یمن، سودان و… باعث انزجار و نفرت بیشتر از آن نمی‌شود. انقلاب اسلامی بر مبنای گفتمان و تکالیف دینی وظیفه دارد به این مبارزه ادامه دهد که یکی از نیازهای آن رصد عمومی رفتار و برنامه‌های استکبار است که باید مسئولان اسباب آن را فراهم کنند.
۵ـ اولویت سیاسی دانشجو؛ در عرصه سیاسی اولویت‌های دانشجو در دو حوزه کلی قرار دارد: ۱ـ اولویت‌های داخلی. ۲ـ اولویت‌های خارجی. به اقتضای بحث در اینجا باید به حوزه دوم پرداخت و درباره آن گفت مبنای رویکرد دانشجو در این حوزه «استکبارستیزی» است و در حال حاضر چیزی هم نمی‌تواند جای آن را بگیرد که از این جنس باشد و اگر چیزی خارج از این جنس جای آن را بگیرد نمی‌تواند مبنای معتبری برای رویکرد دانشجویی باشد؛ زیرا در گذشته دانشجویی رد و اثری از آن وجود ندارد و سرمایه شصت ساله دانشجویی را تهدید می‌کند. بنابراین از دانشجو انتظار است برای حفظ رسالت ملی و دینی دانشجویی در انبوه مسائل خرد و کلان سیاسی، مقابله با استکبار را فرموش نکند و همچنان آن را در اولویت قرار دهد. اینجا جایی است که کمتر کسی می‌تواند به دانشجو کمک کند و این خود دانشجو است که باید این پرچم را در اهتزاز نگه دارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>