در طول چهل سال اخیر آمریکا و رؤسای‌جمهور آن به ویژه دونالد ترامپ، همواره به دنبال از بین ‌بردن اقتدار و مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی ‌ایران بوده است. واکاوی رفتار و موضع‌گیری ترامپ نشان می‌داد، جایگاه اجتماعی نظام در داخل، توان هسته‌ای، نفوذ منطقه‌ای، قدرت موشکی و ظرفیت‌های اقتصادی از اساسی‌ترین مؤلفه‌های قدرت‌ ایران از دید ‌این قاتل بوده است؛ از ‌این رو وی به دنبال محدودسازی و مهار آنها بود. بنابراین، ترامپ با مشاوره صهیونیست‌ها و سعودی‌ها در اردیبهشت ۹۷ از برجام خارج شد تا بتواند کارزار فشار و تحریم‌های حداکثری را علیه ‌ایران برقرار کند و با کمک آنها، سبب فروپاشی اقتصاد ‌ایران شود. طبیعی است که ترامپ فکر می‌‌کرد با ضعیف‌شدن اقتصاد کشور، نفوذ منطقه‌ای‌ایران نیز خودبه‌خود از بین خواهد رفت و توسعه برنامه موشکی‌ ایران هم متوقف خواهد شد. او حتی امیدوار بود ‌این فشارهای عظیم و بی‌سابقه در تاریخ بشر، موجب فروپاشی اجتماعی‌ایران خواهد شد و در نهایت‌ ایران به نشانه تسلیم به وی زنگ خواهند زد؛ اما در عمل نه تنها‌ این گونه نشد، بلکه با تدبیر و درایت رهبری آمریکا دچار یک ناکامی‌ اساسی در مواجهه با‌ ایران شد. ناکامی ‌و ناتوانی آمریکا و به ویژه دولت ترامپ سبب شد که آنها با ساده‌انگاری تمام و بدون در نظر گرفتن عواقب تصمیم خود، اقدام به ترور حاج قاسم سلیمانی بکنند و با خیال آنکه حداقل در منطقه خود را موفق نشان دهند. با چنین هدفی بود که ترور فرمانده نیروی قدس و افراد مؤثر جبهه مقاومت در کشورهای عراق، فلسطین، لبنان و سوریه در دستور کار آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

آغاز بحران آمریکا
دونالد ترامپ و مایک پمپئو درمصاحبه‌ها و اظهار نظرهای متعددی از موفق بودن ترور شهید سلیمانی سخن به میان آوردند و آن را در راستای منافع آمریکایی موفق جلوه دادند. بررسی‌ها نشان می‌دهد، آن دو به ویژه وزیر خارجه سابق آمریکا بیشتر در راستای توجیه آن ترور بزدلانه سخن می‌گویند و آمریکا بعد از ترور ضربات متعددی رادر راستای انتقام سخت از آزادی‌خواهان جهان دریافت کرده است. البته گفتنی است، هنوز پنجره انتقام سخت باز است و تا زمانی که قاتلان و عاملان ترور شهید سلیمانی هزینه‌ای در‌اندازه حاج قاسم ندهند، ‌این روند ادامه خواهد یافت. «رابرت بائر» مأمور پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در گفت‌وگویی اعلام کرد: «موضوعاتی که مرا شوکه کرد، اظهارات غیرمسئولانه مقامات آمریکایی بود. معاون رئیس‌جمهوری آمریکا بعد از ترور سردار سلیمانی در مقابل دوربین‌ها ظاهر شد و گفت، اکنون آمریکایی‌ها امنیت بیشتری نسبت به گذشته دارند. ‌این کاملاً مزخرف است؛ زیرا زنده بودن (سردار) سلیمانی خطر حادی برای آمریکا نداشت و با ‌این ترور، موقعیت ‌ایران تضعیف نشد؛ بنابراین راهبرد ترامپ علیه‌ایران شکست خورده است.»

هراس همیشگی
طبق اعتراف دونالد ترامپ و مایک پمپئو در ترور مذکور نقش اصلی را داشته‌اند؛ از‌این رو ‌این دو در هراسی دائمی‌ روزگار می‌گذرانند. بنا به گزارش رسانه‌های آمریکایی، دولت فدرال آمریکا به طور تقریبی ماهانه 2 میلیون و 175 هزار دلار برای حفاظت از پمپئو و دیگر مقامات دخیل در ترور سردار سلیمانی هزینه می‌‌کند. ترامپ و پمپئو اکنون در وضعیتی پیچیده و هراس‌انگیز گرفتار شده‌اند. رئیس‌جمهور و وزیر خارجه سابق آمریکا باید نگاهی به اختفای بیش از ۳۰ ساله سلمان رشدی که به اسلام توهین کرد بیندازند. سلمان رشدی از سال ۱۳۶۷ در هیچ مکان عمومی ‌رؤیت نشده و بدون محافظ جرئت قدم گذاشتن در هیچ مکانی را ندارد. شاید مرگ برای وی بسیار راحت‌‌تر از ۳۰ سال زندگی در خفا و ترس می‌‌بود. وضعیتی که در حال حاضر پمپئو به آن دچار شده است. به گزارش مجله نیویورک، یکی از نزدیکان ترامپ می‌افزاید که رئیس‌جمهور بازنده آمریکا بابت دستگیر شدن نیز نگران است.

شکست ابهت آمریکا
تصویرسازی رسانه‌های محور عبری‌ـ غربی باعث شده بود که آمریکا ابهت خاصی در دنیا برای خود داشته باشد و کسی جرئت تعرض به منافع آمریکا را در دنیا نداشته باشد. در واقع،‌پس از جنگ جهانی دوم هیچ پایگاه آمریکایی هدف حمله مستقیم قرار نگرفته بود که‌این موضوع حاشیه امنی را برای آمریکا به وجود آورده بود؛ اما به برکت خون حاج قاسم، پایگاه آنها در عراق هدف اصابت مستقیم موشک‌های ‌ایرانی قرار گرفت. واکنش‌ایران در حمله به پایگاه آمریکا در عین‌الاسد عراق قاطع و بی‌سابقه بود که هزینه روانی و حیثیتی آن برای آمریکا در میان کشورهای جهان غیر قابل وصف است. ترامپ برای لاپوشانی به‌این وضعیت اعلام کرد هیچ سرباز آمریکایی نه تنها کشته نشده است؛ بلکه حتی صدمه هم ندیده است. در واقع رفتار ترامپ فرار از پرداختن به اصل موضوع مبنی بر هدف قرار گرفتن پایگاه آمریکایی بوده است. ‌ایران با حمله به پایگاه‌های آمریکایی در عراق نشان داد که می‌‌تواند اهداف آمریکایی را در منطقه با دقتی باور نکردنی هدف قرار دهد. البته‌ اینکه ترامپ می‌‌گوید در ‌این حمله هیچ آمریکایی کشته نشد، تغییری در ‌این واقعیت ‌ایجاد نمی‌‌کند که هیچ‌کس نتوانست موشک‌های‌ ایران را رهگیری کند. سفیر اسبق انگلیس در سوریه ترور سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی را اشتباه محاسباتی بزرگ از سوی «دولت تروریستی آمریکا» توصیف و تصریح کرد اگر ‌ایران انتقام نمی‌‌گرفت، واشنگتن گستاخ‌تر می‌‌شد و {‌این کار‌ایران، آمریکا را محدود کرد}.

از دست رفتن امنیت آمریکا در عراق
گزاره‌ها نشان می‌دهد، آمریکایی‌ها برای حضور بلندمدت در عراق برنامه‌ریزی کرده بودند و برای حضور ۱۵۰ هزار نظامی ‌آمریکا در پایگاه‌های نظامی‌ در عراق برنامه‌ریزی مفصلی داشتند؛ اما پس از شهادت حاج قاسم، فقط ۲۵۰۰ نظامی‌ آمریکایی در چند پایگاه محدود حضور دارند که شکست سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا را ملموس‌تر می‌کند. در جریان پس از ترور سیدالشهدای مقاومت بود که عراق یکپارچه علیه حضور نظامی‌آمریکا شوریدند و روزی نیست که خبر از ضربه زدن به نیروها و تجهیزات آمریکایی در عراق مطرح نباشد. «ویل اسمیت» تحلیلگر مسائل امنیتی و منطقه‌ای با انتشار یادداشتی با عنوان «چگونه ترور [سردار] سلیمانی به منافع آمریکا در عراق لطمه زد؟» استدلال کرده که پیامدهای عملیات ترور باعث ایجاد وضعیتی کاملا خلاف وضعیت از پیش تعیین شده است. به نوشته اسمیت، افزایش فزاینده حملات به پایگاه‌های ‌ایالات متحده از ژانویه 2020 باعث رد‌ّ این استدلال شده که‌ این عملیات ترور «بازدارندگی واقعی» را دوباره برقرار و از حملات بیشتر جلوگیری کرد. از سوی دیگر، با وجود آن‌که ‌ایران بلافاصله پس از ترور سردار سلیمانی، اقدام به تلافی کرد و اقدامات تلافی‌جویانه از سوی گروه‌های شبه‌نظامی‌علیه منافع ‌ایالات متحده ادامه داشته، دو سال اخیر آبستن تشدید تنش‌هایی بوده که عمدتاً ناشی از خلأ قدرتی بود که در فقدان سردار سلیمانی در عراق ‌ایجاد شده است. سرویس‌های امنیتی عراق مدعی هستند عملیات ترور ‌ایالات متحده‌ـ که هم سردار سلیمانی و هم ابومهدی المهندس را هدف گرفت‌ـ به مدیریت نیروهای عراقی آسیب زد و منجر به به انشعاب و اختلاف در میان آنها شد. در واقع هرج و مرج عظیمی‌ که به دنبال‌این عملیات ترور در عراق به راه افتاد، به منافع‌ایالات متحده در عراق آسیب وارد کرد و سیاستگذاران باید در آینده انجام عملیات‌های مشابه را متوقف کنند.

خروج شبانه از افغانستان
خروج وحشیانه و شبانه آمریکا از افغانستان دال دیگری بر هزینه‌بر بودن ترور حاج قاسم سلیمانی برای آمریکاست. «جیمز متیس» وزیر دفاع وقت آمریکا در سال 2017 اعلام کرد، با اعزام ۳۰۰۰ سرباز جدید شمار سربازان آمریکایی برای تقویت نبرد با طالبان و… خبر داد. در واقع آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی بلندمدتی برای حضور در افغانستان کرده بود که با بعد از ترور حاج قاسم ، به صورت شبانه از آنجا خارج شدند. به اذعان برخی رسانه‌های آمریکا،‌ این کشور برای تأسیس و تجهیز پایگا‌های آمریکا در افغانستان ۲ تریلیون دلار هزینه کرده بودند. آیا رها کردن تجهیزات مدرن آمریکایی در پایگاه‌ها و فرار شبانه آنها از افغانستان از دید امثال پمپئو به دور بوده است؟‌ آیا ‌این امر از نگاه امثال پمپئو شکست به شمار نمی‌آید؟

شکست دیپلماسی عمومی‌
ایالات متحده که سردمدار تفکر لیبرالیسم در جهان شناخته می‌شود، با سیاست لیبرالیسم سبب دوگانگی در کشورها شده است؛ به گونه‌ای که عده‌ای با طرفداری از ‌این تفکر حتی در داخل کشورمان راه توسعه در ‌ایجاد رابطه با آمریکا دنبال می‌کنند. ترور حاج قاسم سلیمانی باعث یکدست شدن سراسری جامعه علیه آمریکا شد و همه مردم ‌ایران خواستار انتقام از آمریکا برآمدند. به بیان دیگر، افکار عمومی ‌در داخل کشورمان که در جریان برجام و عملیات رسانه‌ای دشمن تلاش شده بود رفتارهای ضدآمریکایی تطهیر شود که مذاکره و اعتماد با آمریکا به عنوان خواست عمومی ‌مطرح شود، ‌این وضعیت بعد از ترور بزدلانه شهید سلیمانی، نتیجه عکس داد و امروز افکار عمومی‌جمهوری اسلامی ‌ایران کاملا خواستار انتقام‌های بیشتر و حتمی‌از عاملان ترور شهید بزرگوار هستند. بنابراین ‌ایالات متحده از حیثت دیپلماسی عمومی ‌نیز دچار خسران و زیان شد. در منطقه هم وضعیت به‌این منوال است. تشییع پیکر سردار سلیمانی و ابومهدی در عراق و ضرباتی که عراقی به آمریکا در ‌این مدت وارد کردند، نشان می‌دهد آمریکا دیگر در عراق نیز پایگاه اجتماعی ندارد. واکنش‌های عمومی‌در سوریه، لبنان، فلسطین، پاکستان، افغانستان، هند و… نشان از هزینه بر بودن ‌این اقدام تروریستی آمریکا دارد.
بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب فرمودند که شهید سلیمانی از حاج قاسم سلیمانی برای دشمنانش خطرناک‌تر است. کتمان آثار ترور حاج قاسم از امثال مایک پمپئو نشان می‌دهد، دشمن توان ضربه‌پذیری بیشتر را ندارد و به دنبال وارونه‌سازی از واقعیت شهید سلیمانی است. نبود «استراتژی» پس از ترور حاج قاسم سلیمانی مهم‌ترین دلیل سردرگمی ‌آمریکاست. ‌اینکه دونالد ترامپ مطرح می‌کند که در ترور حاج قاسم از وی سوءاستفاده شده است، خود نیز از آثار هزینه‌بر بودن ترور برای آمریکاست. «ابهام» در نحوه پاسخ و «میزان» آن مقامات سیاسی و امنیتی آمریکا را آشفته کرده است و آنها عملاً از اقدام دولت قبل در ترور شهید سلیمانی دچار تردید شدند.

اعتراف رسانه‌های آمریکایی
بی جهت نبود که پایگاه خبری‌ـ تحلیلی «نشنال‌اینترست» در گزارشی، به پیامدهای ناگوار ‌این اقدام آمریکا (ترور حاج قاسم سلیمانی) برای منافع ملی‌این کشور اشاره کرده و اساساً ارتکاب ‌این جنایت از سوی رهبران آمریکا را ناشی از تفکرات ساده‌لوحانه حاکم بر دستگاه سیاست خارجی آمریکا ارزیابی کرده است. این نشریه در ادامه می‌نویسد: «با افزایش انجام حملات علیه نیروهای آمریکایی مستقر در عراق،‌ اینطور مشخص شد که اساساً ادعاهای پمپئو اعتباری نداشته و نباید به آنها توجهی کرد. اکنون بسیاری فهمیده‌اند که سوءاستفاده ترامپ از قدرت اجرایی خود و صدور فرمان ترور ژنرال سلیمانی موجب شد تا آمریکا در ادامه راه با بحران‌های گسترده‌ای رو به رو شود که تبعات آن حتی در شرایط کنونی نیز آمریکا را شدیداً دچار مشکل کرده و می‌کند.» «پیامدهای ناگوار ترور ژنرال سلیمانی برای آمریکا و منافع‌این کشور در منطقه و جهان، به خوبی نشان‌دهنده محدودیت‌هایی است که نیروی نظامی‌جهت مقابله با تهدیدات نامتقارن از آنها برخوردار است. آمریکا با ترور ژنرال سلیمانی، به جای‌ اینکه فضای امنی را برای خود‌ایجاد کند، عملاً ‌ایران را تحریک به قدرت‌گیری بیشتر کرد و میزان ناامنی پیرامون خود را نیز به نحو قابل توجهی افزایش داد.»

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید