اتحادیه اروپا در کجا ایستاده است؟

0
933

با ترور و به شهات رساندن ژنرال بلندپایه ایرانی، شهید قاسم سلیمانی همه امیدهای سیاستمداران اروپایی برای زنده نگه داشتن برجام تا انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بر باد رفت. از سوی دیگر، انتظار می‌رود پارلمان عراق طرح اخراج پنج هزار نیروی نظامی آمریکا را تصویب کند؛ آن هم بدون توجه به پیامدهای این تصمیم، از جمله چگونگی مبارزه با خطر داعش. این نگرانی‌ها در واکنش مقام‌های اروپایی به خبر شهادت سردار سلیمانی آشکار است. آنها در بیانیه‌های خود بدون محکوم کردن اقدام آمریکا صرفاً از دو طرف خواسته‌اند، خویشتن‌داری کنند. اتحادیه اروپا همچنین اعلام کرد، آماده است به تعامل خود با تمام طرف‌ها در راستای مشارکت در کاهش تنش‌ها ادامه دهد. در این راستا گفت‌وگوهایی مستقیم یا به واسطه برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس با طرفین داشت و تصمیم گرفت در وهله اول برای کاهش تنش‌ها در منطقه غرب آسیا نقش میانجی را ایفا کند و در مرحله دوم سعی دارد اعتبار بین‌المللی خود را مجدداً به رخ جامعه جهانی بکشد. متحدان اروپایی آمریکا از یک سو با تردید از حمله‌ای که با مجوز دونالد ترامپ انجام و به شهادت حاج‌قاسم سلیمانی در بغداد منجر شد، حمایت کردند، اما از سوی دیگر فوراً خواستار خویشتن‌داری دو کشور به امید جلوگیری از درگیری گسترده‌تر شدند. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا تصریح کرد: «هم‌پیمانان اروپایی واشنگتن‌ آن‌طور که امید می‌رفت، در ترور سردار سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران مفید نبودند.»
جمهوری اسلامی ایران، بعد از شهادت سپهبد سلیمانی، خواهان اتخاذ مواضع مستقل اتحادیه اروپا درباره مسائل مهم منطقه شد و اعلام کرد، امنیت در منطقه امکان‌پذیر نیست مگر اینکه همه به قانون احترام بگذارند و تلاش کنند مانع تکرار این‌گونه جنایات در سطح جهان شوند. همچنین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، مواضع کشورهای اروپایی در زمینه ترور سردار سلیمانی را نادرست خواند و اعلام کرد اروپایی‌ها در زمینه مسائل منطقه‌ای و حضور و نفوذ ایران، موضع هم‌سویی با ما نداشته و ندارند، بلکه تا حدودی، نظر آنها هم‌سو با آمریکا بوده است. مواضع اخیر آنها تا حدودی گستاخانه بوده و سازنده و قابل قبول نبوده است. صحبت‌های اتحادیه اروپا درباره گسترش تروریسم در منطقه و نقش سپاه، فرار رو به جلو و فرافکنی آشکار است. حرف آنها درباره تروریسم و نقش ایران، حرف گزافی است، حتی اگر این حرف‌ برای خوشایند آمریکا باشد. به نظر می‌رسد امروز اروپا با آزمون مهم دیگری مواجه باشد؛ آزمونی که شاید به دلیل شکست این اتحادیه در آزمون پیشین (حفظ برجام)، خود را به شدت درگیر آن می‌بیند.
اروپایی‌ها خواهان نقش‌آفرینی جدی‌تری در آینده نظم بین‌الملل هستند. اما امروز و در دوره گذار، از طرفی نمی‌خواهند کماکان به عنوان بازیگر مکمل، در غرب آسیا حضور داشته باشند و اقدامات یک‌جانبه ایالات متحده آنها را با چالش‌هایی جدید مواجه کند و از طرفی خواهان نقش‌آفرینی جدی و مستقل در مسائل امنیتی در همسایگی دور خود هستند.
در پی اقدام تروریستی آمریکا، جمهوری اسلامی ایران در واکنش به بدعهدی اتحادیه اروپا در تعهدات بین‌المللی خود، تعهداتش را در برجام لغو کرد، اما از آن خارج نشد. قدم آخر و گام پنجم ایران، بازگشت از تعهدات برجام و لغو تمامی محدودیت‌های باقی‌مانده بود. با این حال تهران اعلام کرده است اگر اروپایی‌ها به تعهدات‌شان عمل کنند، این گام‌ها قابل بازگشت هستند. ایران این تصمیم را چهار روز زودتر از موعد مقرر اعلام کرد. ظریف، وزیر امور خارجه ایران گفته است این کاهش تعهدات بر اساس بند ۳۶ توافق هسته‌ای انجام گرفته است.
بند ۳۶ برجام ناظر بر «سازوکار حل و فصل اختلافات» میان طرفین است و طبق آن اگر تهران به این نتیجه برسد که هر یک از اعضای حاضر در برجام تعهدات خود را انجام نداده‌اند، می‌تواند موضوع را به منظور حل و فصل به کمیسیون مشترک ارجاع دهد و در صورتی که از این روش نتیجه نگرفت و به این نتیجه رسید که سر باز زدن اعضای برجام از اجرای تعهدات‌شان مصداق عدم پایبندی اساسی آنها به توافق است، می‌تواند این موضوع را ضمن ابلاغ به شورای امنیت سازمان ملل، مبنای توقف کلی یا جزئی اجرای تعهداتش وفق برجام قرار دهد. در همین راستا انگلیس، فرانسه و آلمان مکانیسم ماشه برجام را فعال کردند. ادعای این سه کشور اروپایی برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، عدم پایبندی ایران به تعهداتش در چارچوب توافق هسته‌ای موسوم به برجام بود. در بخشی از بیانیه فعال‌سازی مکانیسم ماشه تروئیکای اروپایی ادعا شده است: «ما همچنان بر حفظ توافق هسته‌ای پایبند هستیم و به کارزار فشار حداکثری آمریکا علیه ایران نخواهیم پیوست، اما نمی‌توانیم نظر ایران مبنی بر داشتن حق کاهش تعهدات هسته‌ای براساس توافق ۲۰۱۵ را بپذیریم.» بنا بر این بیانیه، این دولت‌ها در هماهنگی با سرویس روابط خارجی اتحادیه اروپا این تصمیم را گرفتند.
با توجه به شدت و حدت تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران و عدم مشروعیت فعال‌سازی مکانیسم ماشه و به تبع آن تجدید قطعنامه‌های شش‌گانه شورای امنیت علیه ایران، بنابر افکار عمومی جهانیان به نظر می‌رسد اقدام اروپایی‌ها در اعلام فعال‌سازی مکانیسم ماشه علیه ایران، بیشتر جنبه تبلیغاتی و پروپاگاندایی دارد. اما آمریکا امیدوار است انگلیس می‌‌تواند پس از خروج از اتحادیه اروپا، به ‌طور مستقل تحریم‌هایی اقتصادی را علیه ایران وضع کند. لغو برجام از سوی جانسون، که ترامپِ انگلیس لقب گرفته است، می‌تواند به منزله رد کردن چیزی باشد که اروپا آن را دستاورد دیپلماسی چند‌جانبه می‌داند.

چارچوب اساسی مواجهه ایران با اتحادیه اروپا
در بخش حمایت از گروه‌های اسلامی در کشورهای اسلامی جبهه مقاومت، مانند، عراق، لبنان، سوریه و… ایران اعلام کرد هیچ خللی در سیاست‌های کلی جمهوری اسلامی به وجود نخواهد آورد و حمایت‌های خود را از تصویب طرح خروج نیروهای آمریکا از عراق در مجلس عراق رسماً اعلام کرد. در واقع خون‌بهای شهید قاسم سلیمانی را خروج آمریکا و متحدانش از منطقه غرب آسیا با همکاری تمام گروه‌های مقاومت در منطقه اعلام نمود. با وجود پادرمیانی گسترده کشورهای مختلف از جمله سران اروپایی، ایران حاضر به کوتاه آمدن از سیاست‌های اصلی اتخاذشده در سیاست خارجی و قانون اساسی خود مبنی بر تغییر سیاست‌های منطقه‌ای نشد.
با به شهادت رسیدن سپهبد سلیمانی، تحولی جدی و راهبردی در منطقه صورت گرفته و تبعات مختلفی داشته که در اشکال مختلف خود را نشان داده است و یکی از آنها محاسبات جدید امنیتی در بقیه کشورهای منطقه است؛ کشورهایی که به چتر امنیتی آمریکا دل و امید بسته بودند و زیر آن زندگی می‌کردند، در چند ماه گذشته ناتوانی آمریکا را در محافظت از خودشان در موارد گوناگون مشاهده کردند و بی‌ارادگی و ضعف آمریکا را در واکنش به حملاتی که به آنها شد، دیدند. حتماً محاسبات امنیتی بین کشورهای منطقه غرب آسیا دچار تحول خواهد شد و در سیاست‌های اتحادیه اروپا و آمریکا، تجدید نظر صورت خواهد گرفت؛ نشانه‌های این تجدید نظر را در یک‌سری تحولات و رفت و آمدها مشاهده می‌کنیم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید