ائتلاف دریایی، نوزادی که مرده به دنیا آمد

0
477

پس از گذشت بیش از یک ماه از توقیف نفت‌کش ایرانی گریس‌ـ۱ در سواحل جبل‌الطارق، این روزها اخباری منتشر شده است که نشان می‌دهد نفت‌کش ایرانی توقیف شده از سوی انگلیس آزاد شده و پس از تغییر نام به «آدرین دریا» راه خود را به سوی مقصدی که در پیش داشته، ادامه می‌دهد.
پایان چشم‌پوشی از تخلفات
پس از توقیف این نفت‌کش فعالیت جمهوری اسلامی ایران در دو کانال گوناگون برای آزادی آن آغاز شد. یک مسیر، مسیر دیپلماتیک بود. وزارت خارجه کشورمان اقدامات خود را برای آزادسازی این نفت‌کش آغاز کرد. تقریباً دو هفته‌ای از این دزدی دریایی گذشت و نه تنها هیچ توفیقی در جهت آزادسازی این کشتی حاصل نشد؛ بلکه برخی زمزمه‌های مصادره این کشتی هم مطرح شد که رهبر معظم انقلاب درباره عواقب این ماجرا به انگلیسی‌ها هشدار دادند پس از چند روز نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نفت‌کش انگلیسی را به دلیل تخطی از قوانین بین‌المللی توقیف کرد. پس از آن انگلیسی‌ها به تکاپو افتادند تا کشتی خود را به هر روشی آزاد کنند. ابتدا شروع به تهدید جمهوری اسلامی کردند. در همین راستا «بی‌بی‌سی فارسی» نوشت: «جرمی هانت، وزیر خارجه بریتانیا گفته است اگر ایران نفت‌کش توقیف شده‌ای را که با پرچم بریتانیا حرکت می‌کند، آزاد نکند، با عواقب جدی روبه‌رو خواهد شد.»
آزادی بی‌قید و شرط
در مرحله بعدی پس از آنکه مشاهده کردند با تهدید راه به جایی نخواهند برد، برای آزادی نفت‌کش ایرانی پیش‌شرط‌هایی تعیین کردند؛ از جمله اینکه اول باید ایران نفت‌کش آنها را رها کند و سپس آنها این کار را درباره نفت‌کش ایرانی انجام می‌دهند. شرط دیگر آنها، این بود که این کشتی نباید به سمت سوریه حرکت کند. جمهوری اسلامی ایران این شروط را هم نپذیرفت و در نهایت دادگاه فرمایشی جبل‌الطارق حکم آزادی این کشتی را صادر کرد. وزیر ارشد جبل‌الطارق با قصد فضاسازی رسانه‌ای اعلام کرد، ایران تعهد داده است این کشتی به سمت سوریه نخواهد رفت؛ اما «حمید بعیدی‌نژاد» سفیر ایران در انگلیس گفته است، ایران هیچ تعهد و ضمانتی بابت آزادی نفت‌کش از جبل‌الطارق نداده است. او همچنین اضافه کرده است: «از همان ابتدا نیز اعلام کرده بودیم مقصد این نفت‌کش سوریه نبوده و اگر هم به سوریه می‌رفت، هیچ کاری برخلاف حقوق ‌بین‌الملل نکرده بودیم.»
باخت انگلیس
بسیاری این اتفاق، یعنی آزادی کشتی ایرانی را یک باخت برای انگلیسی‌ها می‌دانند؛ اما بهتر است بگوییم این یک باخت برای اروپا و آمریکاست. همین چند ماه پیش بود که آمریکا ناو «آبراهام لینکلن» را به سمت خلیج‌فارس حرکت داد و سعی داشت چنین القا کند که دست برتر را در خلیج‌فارس دارد؛ اما ناو هیچ گاه پایش به خلیج‌فارس نرسید. پس از آن بود که آمریکایی‌ها طرح دیگری برای آنچه تأمین امنیت کشتی‌ها در خلیج‌فارس عنوان کردند، ارائه دادند. «ائتلاف دریایی» نام طرح جدید آمریکا برای تأمین امنیت دریایی برای کشتی‌های خودش و متحدانش در منطقه بود. ائتلافی که با اقبال بسیاری از کشورهای منطقه روبه‌رو نشد و کشورهای اروپایی متحد ایالات متحده، مانند آلمان و حتی کشورهایی چون عربستان که بزرگ‌ترین دغدغه‌ این روزهایش تأمین امنیت نفت‌کش‌هایش است، حاضر نشدند در این ائتلاف مشارکت کنند.آنچه تا الآن مشخص شده، این است که کشورهای ژاپن و آلمان به روشنی این خواست را رد کردند، بلژیک و نروژ روش نظاره‌گر را در پیش گرفته و استرالیا عنوان کرده است هنوز هیچ تصمیمی نگرفته است.
رؤیای که نقش برآب شد
«گلوبال تایمز» چندی پیش در گزارشی نوشته است: «برخی آمریکایی‌ها آرزو می‌کنند که چین در این ائتلاف مشارکت کند؛ زیرا فکر می‌کنند این کار به کاهش تنش‌هایی که بر اثر جنگ تجاری آمریکا علیه چین ایجاد شده، منجر خواهد شد و همچنین به کاهش برخی انتقادات مبنی بر اینکه ائتلاف دریایی به زیان منافع ایران است، کمک
خواهد کرد.»این نشریه چینی همچنین افزوده است: «مطمئناً این یک اندیشه متوهمانه است. ایران شریک راهبردی چین است و چین خود را به حفظ صلح و ثبات در خلیج‌فارس متعهد می‌داند. هدف ائتلاف آمریکایی آسیب زدن به منافع ایران است که تضعیف منافع چین را نیز در پی خواهد داشت.»
پشت پرده ائتلاف دریایی
در واقع ایالات متحده آمریکا در این قضیه به دنبال چند موضوع مهم بود که به آن دست یابد. اول آنکه، بتواند طرحی را ارائه کند که نه تنها هزینه نظامی برای آمریکایی‌ها نداشته باشد؛ بلکه در مقام فرماندهی این ائتلاف هرگونه اتفاقی که دلش می‌خواهد هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود رقم بزند. ائتلاف مذکور می‌تواند با یک حرکت اشتباه منطقه را به آتش بکشد و آمریکا در مقام حامی برخی از کشورها که به آنها به چشم گاو شیرده نگاه می‌کند، با فروش سلاح‌های بیشتر سود هنگفتی را به جیب بزند.
دوم آنکه، دونالد ترامپ از زمانی که بر سر کار آمده، همواره سعی کرده است از همه ائتلاف‌ها و پیمان‌هایی که دولت‌های قبلی آمریکا آن را منعقد کرده‌اند، خارج شود؛ اما پس از خروج از هر پیمانی تلاش کرده است پیمانی را جایگزین قبلی کند، مانند آنچه در قضیه خروجش از برجام رخ داد. حالا ترامپ می‌کوشد در عوض تمام پیمان‌نامه‌هایی که نقض‌شان کرده، پیمان جدیدی را ایجاد کند تا بتواند همه امتیازاتی که می‌خواهد در سایه این ائتلاف به دست آورد.
سوم آنکه، آمریکا می‌خواهد با ورود رژیم صهیونیستی به این ائتلاف روابط بین کشورهای عربی منطقه و رژیم صهیونیستی را عادی‌سازی کند؛ زیرا در طول مدتی که رژیم صهیونیستی اعلام موجودیت کرده، همواره با اعراب در نزاع بوده و هیچ کشوری نتوانسته است روابط مستقیمی با صهیونیست‌ها برقرار کند. نشستن بر سر میز و شرکت در ضیافت و بودن در گروه‌های مختلف سبب می‌شود تا کشورها برای رژیم صهیونیستی جایگاهی را مشخص کنند که در آینده به نفع این رژیم تمام خواهد شد؛ یعنی رژیمی که تا دیروز به رسمیت شناخته نمی‌شد، حالا صاحب رأی در جلساتی باشد که کشورهای دیگر جهان در آن حضور دارند. در حالی است که رژیم صهیونیستی ناوگان دریایی آنچنان عظیمی هم ندارد که بتواند تا خلیج‌فارس رفته و از آن برای امنیت نفت‌کش‌ها استفاده کند؛ پس این رژیم غاصب قطعاً هدف دیگری را دنبال می‌کند. از سوی دیگر تسلط رژیم صهیونیستی بر امنیت منطقه خلیج‌فارس سبب می‌شود کشورهای عربی هیچ‌گاه نتوانند حتی یک سنگ به سوی رژیم صهیونیستی پرتاب کنند و با این کار ترامپ دست کشورهای عربی را در مقابل رژیم صهیونیستی می‌بندد.
بدون ایران نمی‌شود
همان‌گونه که مشخص است، این ائتلاف دریایی مانند دیگر طرح‌های دونالد ترامپ نوزادی بود که مرده به دنیا آمد و عملاً وجود چنین ائتلافی نه تنها به نفع کشورهای منطقه نیست؛ بلکه بسیاری از کشورهایی هم که شریک اقتصادی و سیاسی ایالات متحده محسوب می‌شوند، رغبتی برای حضور در آن ندارند. اقتدار جمهوری اسلامی در آب‌های خلیج‌فارس و تنگه هرمز موضوعی نیست که بتوان با ایجاد ائتلاف و جلسه و سخنرانی با آن مقابله کرد.حالا همان‌طور که نشریه «گلوبال تایمز» در ادامه مقاله خود درباره رؤیای آمریکایی‌ها برای پیوستن چین به ائتلاف دریایی می‌نویسد، قطعاً امنیت دریاها نیازمند یک ائتلاف است. این نشریه چینی که به زبان انگلیسی منتشر می‌شود، در پایان تصریح می‌کند: «البته باید یک ائتلاف دریایی در منطقه تشکیل شود؛ اما قطعاً نه به رهبری آمریکا و نه در خدمت راهبردهای آمریکا. این ائتلاف دریایی باید از منافع کشورهای منطقه و شرکای تجاری مشروع آنها حمایت کند.» هر ائتلاف و گروهی در منطقه بدون حضور ایران نه تنها به هیچ نتیجه‌ای نخواهد رسید؛ بلکه مشروعیتی هم ندارد. ایران به منزله ابرقدرت منطقه غرب آسیا باید نقش اصلی را در چنین ائتلاف‌هایی بازی کند. آمریکا هم اگر واقعاً به فکر امنیت منطقه است، چاره‌‌ای ندارد جز آنکه دست به دامان جمهوری اسلامی ایران شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید